صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۷ جدی ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

طلسم شکسته شد

طلسم شکسته شد

چه چیز جای «هری پاتر»‌ را می‌گیرد؟

آخرین فیلم مجموعه سینمایی «هری پاتر»‌ برای اولین بار در دنیا این هفته در بریتانیا روی پرده می‌رود؛ سئوال این است که هیچ چیز دیگری می‌تواند به همان اندازه جادویی باشد؟

14 سال از روزی می‌گذرد که یکی از مدیران جوان شرکت فیلمسازی «هی‌دی فیلمز» در لندن در روزنامه‌ای مطلبی درباره رمانی با موضوع ماجراهای یک پسربچه در مدرسه جادوگری خواند. وظیفه آن مدیر 29 ساله این بود که موضوعی بریتانیایی پیدا کند تا «هی‌دی فیلمز» بتواند آن را به استودیو برادران وارنر بفروشد. او دنبال چیزی بود که «عمر طولانی» داشته باشد. سال 1997 بود و هنوز کتاب‌های «هری پاتر» جی‌کی رولینگ در سطح بین‌المللی پرفروش نشده بودند. در آن مطلب آمده بود که رولینگ قصد دارد مجموعه‌ای شامل هفت رمان بنویسد. زن جوان با خواندن این مطلب بلافاصله کنجکاو شد. آن مدیر - تانیا سقط‌چیان - بعدها گفت: «اگر آن روز آن مطلب را نخوانده بودم، امکان نداشت من و دیوید (دیوید هیمن رئیس شرکت هی‌من فیلمز) درگیر این پروژه شویم. ما خیلی خوش‌شانس بود که زودتر از هر کس دیگر آن را پیدا کردیم.»

آن زمان - اواخر دهه 1990 - فیلم‌های خانوادگی به اندازه الان فراگیر نبودند. استودیو دیسنی رقبای چندانی نداشت. پاتر به برادران وارنر فرصت داد وارد این حوزه شود. سقط‌چیان که اکنون رئیس صندوق فیلم موسسه فیلم بریتانیا BFI است، چیزی را به راه انداخت که یکی از بزرگترین غول‌های تاریخ سینما شد. آخرین فیلم این مجموعه با عنوان «هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت 2» اولین بار در دنیا هفتم جولای در لندن روی پرده می‌رود و نیمه جولای در دنیا اکران می‌شود. به این ترتیب این غول بالاخره به آخر خط می‌رسد

شخصیت پاتر در 10 سال در هشت فیلم ظاهر شده است. جادوگر جوان در فیلم آخر با لرد ولدمورت اهریمنی روبرو می‌شود و این آخرین فرصت او برای نجات مدرسه جادوگری هاگوارتس است. روی پوستر فیلم این شعار به چشم می‌خورد: «همه چیز 7.15 (15 جون) به پایان می‌رسد.»

در این پوستر هری در حالی که یک کت چرمی قهوه‌ای به تن دارد، رو به ما ایستاده و پشت سرش ویرانه‌ای را می‌بینیم. او با ظاهری شبیه یک «مکس دیوانه» نوجوان خود را برای آخرین کشمکش با نیروهای تاریکی آماده می‌کند. تنها در بریتانیا هر فیلم پاتر را حدود 10 میلیون نفر دیده‌اند و قطعاً وقتی فیلم آخر اکران شود، کل تماشاگران این مجموعه سینمایی حدود 80 میلیون نفر خواهد شد. توزیع‌کننده‌ها این روزها به خلا هفت میلیارد دالری فکر می‌کنند که ناپدید شدن پاتر در برنامه‌های کاری‌شان ایجاد خواهد کرد. قطعا این پاسخ ساده که بالاخره چیز دیگری پیدا می‌شود که جای پاتر را بگیرد، خریدار ندارد.

خلق مجموعه‌های سینمایی موفق از روی کتاب‌های کودکانه کاری بسیار حساس و پرخطر است. قصه‌های هشداردهنده درمورد مجموعه‌هایی که پس از یک فیلم از حرکت ایستاده‌اند، تاکیدی بر چالش‌هایی است که تهیه‌کنندگان با آن مواجه هستند. برای هر «هری پاتر» یا «گرگ و میش» یک «Stormbreaker» یا «قطب‌نمای طلایی» هم هست. یکی از برگ‌های برنده پاتر نگاه آرمان‌گرایانه و پرزحمت به منبع اصلی بوده است. آلفونسو کوارون کارگردان مکزیکی وقتی برای ساخت «هری پاتر و زندانی آزکابان» (2004) استخدام شد، این نگاه را داشت. او کتاب‌های پاتر را نخوانده بود و دو فیلم قبلی را هم ندیده بود. خودش می‌گوید: «شک داشتم و خنده‌ام گرفته بود. بخش احمقانه و بدبیانه من به این فکر می‌کرد که «هری پاتر» فقط ماشینی برای بیرون کشیدن پول از خانواده‌ها و بچه‌هاست، درست مثل یک مجموعه بنجل.»

کوارون خیلی زود این فکر را از سر بیرون کرد. او فهمید تیم سازنده «هری پاتر» مصمم است «حسی از شگفتی» را روی پرده ثبت کند، نه این‌که به سادگی کتاب‌های رولینگ را به شکلی خشک و کلیشه‌ای مورد اقتباس قرار دهد. مشخص بود استیو کلاوز فیلمنامه‌نویس «هری پاتر» که پیش از آن بیش از همه با فیلمنامه‌هایی مانند «بیکر بوی‌های شگفت‌انگیز» و «پسران شگفت‌انگیز» شهرت داشت، همکاری خیلی نزدیکی با رولینگ داشت.

انتخاب بازیگران هم خیلی مهم بود. تهیه‌کنندگان فیلم دائم بهترین بازیگران نقش مکمل بریتانیایی را به کار گرفتند، بازیگرانی که هرچند اغلب پشت گریم‌های خیلی سنگین و گلاه‌گیس‌های ضخیم پنهان شده‌اند، اما همیشه قابل تشخیص هستند و هر کدام حداقل چند دیالوگ دارند. چه آلن ریکمن باشد در نقش سیوروس اسنیپِ همیشه مغرض یا رالف فاینس به نقش لرد ولدمورتِ از‌شکل‌افتاده یا شخصیت گوتیک و خل و چل بلاتریکس لسترنج با بازی هلنا بونهم کارتر یا دلورس آمبریج استاد اهریمنی با بازی ایملدا استانتن؛ شخصیت‌های بد «هری پاتر»‌ به نظر چیزی بین شخصیت‌های منفی شکسپیر یا شخصیت‌های رمان‌های چارلز دیکنز هستند. شخصیت‌های کمیک هم زیاد پیدا می‌شوند: برندان گلیسن در نقش الستور مودی و رابی کولترین به نقش روبیوس هاگریدِ پشمالو.

بچه‌های فیلم هم خوش‌قیافه و هم خیلی بریتانیایی بودند. تماشاگران جوان‌تر قطعا با هری پاتر سخت‌کوش و عینکی با بازی دانیل رادکلیف، ران ویزلی با آن موهای حنایی با بازی روپرت گرینت و هرمیون جسور و زیبا با بازی اما واتسن، راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کردند تا قهرمانان خوش‌سیمای بسیاری از فیلم‌های کودکانه آمریکایی. دیدن بزرگ شدن این بچه‌ها هم جذاب بود. یکی دیگر از نقاط قوت مجموعه سینمایی «هری پاتر»‌ این تمایل بود که همزمان با ادامه مجموعه و بزرگ شدن شخصیت‌های اصلی، فضای کلی به مراتب ترس‌آور و پیچیده بود، مسئله‌ای که از نوع درجه‌بندی فیلم‌های «هری پاتر» مشخص است. در حالی که اولین فیلم مجموعه «هری پاتر و سنگ جادو» درجه PG دریافت کرد، فیلم‌های جدید همه با درجه A12 نمایش داده شدند.

برابر با گزارش BBFC (هیئت طبقه‌بندی فیلم بریتانیا)، «هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت 2» فیلمی بسیار سیاه است و حسی از تهدید در سراسر آن جاری است. چند شخصیت اصلی کشته می‌شوند و BBFC بخصوص بر سکانسی تاکید کرده که در آن ولدمورت دستور قتل یکی از شخصیت اصلی را صادر کرده و در نتیجه او به دفعات توسط یک مار گزیده می‌شوند. ما صحنه را نمی‌بینیم، و تنها صدای آن را می‌شنویم، اما گردن قربانی همین طور دیوار پشت سر او کاملا خونی می‌شود. یکی دیگر از مواردی که رعایت آن به مجموعه «هری پاتر» کمک کرد بی‌طرفی نسبت به مسائل مذهبی بود. فیلم‌های پاتر هیچ‌وقت مانند آن‌چه به ضرر فیلم «قطب‌نمای طلایی» (2007) تمام شد، در دام مسائل جنجال‌برانگیز نیفتادند.

«قطب‌نمای طلایی» با بازی نیکول کیدمن و دانیل کریگ را نیولاین، استودیو سازنده سه‌گانه «ارباب حلقه‌ها» ساخت و قرار بود آغازگر مجموعه‌ای باشد که از روی کتاب‌های فیلیپ پولمن ساخته می‌شوند، اما بعد از آن‌که مجمع کاتولیک حقوق مذهبی و مدنی در نیویورک آن را تحریم کرد و فیلمی دانست که به شکلی مخفیانه «الحاد را به بچه‌ها می‌فروشد»، ساخت دنباله‌های فیلم منتفی شد.

هرچند تهیه‌کنندگان «قطب‌نمای طلایی» تلاش کردند عناصر ضدکلیسای رمان پولمن را حذف کنند، اما نتوانستند از انتقادات کاتولیک‌های محافظه‌کار و پروتستان‌های انجیلی در آمریکا در امان بمانند. «هالیوود در ضدیت با مسیح را گشوده است» و «پروپاگاندای الحادی»: این‌ها از اتهاماتی بود که به فیلم وارد شد.

همان زمان تهیه‌کنندگان «قطب‌نمای طلایی» به قیمت عصبانی کردن طرفداران رمان‌های پولمن تغییرات زیادی در فیلم ایجاد کردند. فیلم در سطح بین‌المللی نسبتا موفق بود، اما عملکرد ضعیف آن در گیشه‌های فروش در آمریکای شمالی، امیدهای سازندگان آن را برای داشتن عمر طولانی مانند پاتر را بر باد داد. بازاریابی بسیار گسترده برادران وارنر یکی دیگر از عوامل موفقیت سری فیلم‌های «هری پاتر» بود. در اولین سال‌های ساخت فیلم‌های پاتر، کتاب‌های جدید رولینگ همچنان منتشر می‌شد. به این ترتیب برادران وارنر و «بلومزبری» ناشر کتاب‌های «هری پاتر» می‌توانستند برنامه‌های تبلیغاتی خود را هماهنگ کنند.

برنامه‌ریزی برادران وارنر هم برای اکران فیلم‌های «هری پاتر» مثال‌زدنی بود. این فیلم‌ها عموما اواسط ژوئیه یا اواسط نوامبر یعنی درست پیش از تعطیلات تابستانی یا تعطیلات کریسمس اکران شدند. این تلفیق زمان‌سنجی، خوش‌شانسی یا ابتکار در بازاریابی چیزی بود که رقبای «هری پاتر» فاقد آن بودند. اکنون سئوالی که مطرح است این است که آیا نسل‌های جدید در آینده فیلم‌های «هری پاتر» را کشف یا از نو کشف خواهند کرد، آن هم در حالی که دیگر پاتر جدیدی نیست که آن‌ها را به سینماها بکشاند؟ همه ما می‌دانیم فیلم‌های «هری پاتر» چقدر موفق بودند (ما با پرفروشترین مجموعه سینمایی تاریخ روبرو هستیم)، اما آیا این به آن معناست که 10 سال بعد هم این فیلم‌ها را می‌بینیم؟ با پایان مجموعه «هری پاتر» باید انتظار داشت مفسران درباره این‌که این فیلم‌ها واقعا چقدر خوب بودند و تاثیر فرهنگی احتمالی آن‌ها صحبت کنند.