صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۳۰ جدی ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

پیشروی سریع، عقب نشینی سریع؛ نقد و بررسی فیلم ترانسفرمرز: تاریکی ماه

پیشروی سریع، عقب نشینی سریع؛  نقد و بررسی فیلم ترانسفرمرز: تاریکی ماه

موحد منتقم

ترانسفرمرز: تاریکی ماهاسباب بازی های ترانسفرمرز اولین بار 26 سال پیش در کمپانی هاسبرو روی خط تولید قرار گرفتند. اسباب های جالبی که می توانستند با چینشی متفاوت از ماشین تبدیل به روبات بشوند و برعکس. این کشف شرکت اسباب بازی هاسبرو باعث شد کتاب ها، کامیک بوک ها، ویدئو گیم ها و انمیشن های زیادی از روی آنها ساخته شود. این اواخر یک سریال انیمشین ژاپنی هم به اسم ترانسفرمرز: زایش بارها و البته با نام دیگری از صدا و سیمای خودمان پخش شده است. اولین فیلم زنده در سال 2007 با همکاری مایکل بی و استیون اسپیلبرگ روانه ی پرده سینما شد. صحنه های اکشن نفس گیر و تعقیب و گریز های فراوان در فیلم به علاوه وجوه کمدی فیلم باعث شد فروش حیرت انگیزی داشته باشد. دنباله ی آن طبق معمول دوسال بعدش تولید و در سال 2009 روانه اکران شد؛ ولی این بار موفقیت مالی بیشتری نسبت به قسمت قبل پیدا کرد و فقط در امریکا 400 میلیون دالر فروخت. ولی فیلم به شدت ضعیفی بود. باز هم دوسال بعدتر یعنی امسال قسمت سوم این فیلم با عنوان فرعی تاریکی ماه اکران شده است. فیلمی که امید می رود پرفروشترین فیلم تابستان 2011 باشد. که البته با وجود رقیب قدرتمندی مثل هری پاتر بعید به نظر می رسد.

هری پاتر و شرک و دزدان دریایی کارائیب فقط بخشی از هزاران دنباله ی هالیوودی پر رمز و راز هستند. هر اثر هالیوودی که وقتی در قسمت اول اش با موفقیت می شود در سایر دنباله ها سعی می شود مفاهیم نهیلیستی فراوانی را در پس ظاهر پر زد و خوردش پنهان کنند. سری فیلم های ترانسفورمز از قسمت دوم تغییر رویه داد و رفته است به سوی طراحی مسائل تئوری توطئه و مسائلی که برای آنها جوابی وجود ندارد. مانند اتفاقی که در 20 جولای 1969 افتاد. نيل آرمسترانگ و ادوين آلدرين در ماه فرود می آیند. در حین پخش برنامه زنده سفر اولین انسان ها به کره ماه، به مدت دو ساعت ارتباط با آنها قطع می شود و یکی از بزرگترین پرسش های تاریخ به وجود می آید که چه شد که در آن دو ساعت ارتباط آپولو 11 قطع شد؟ چه اتفاقی در کره ماه افتاد که باعث شد ارتباط قطع شود؟ بعضی ها احتمال دادند این برنامه با تأخیر پخش می شده و به خاطر مشاهده ی موجودات عجیب و غریب فضایی، پخش تلویزیونی آن به دستور مستقیم رئیس جمهور امریکا قطع شده است. و بعضی ها اصلاً ماجرا را از پایه و اساس تکذیب می کنند و می گویند سفر به ماه دروغ دولت امریکا بود که می خواست از لحاظ علم فضانوردی از شوروی پیش بی افتد. (فضیه ای که حتی در فیلم کاپریکورن یک ساخته پیتر هایمز هم به صراحت متجلی‌شد.)

ترانسفرمرز: تاریکی ماهفیلم ترانسفرمرز به فرضیه اول علاقمند است و می گوید به این دلیل برنامه تلویزیونی قطع شده است که روبات ها و موجودات فضایی در کره ماه وجود داشته اند. یعنی همان چیزی که عامه مردم دوست دارند بشنوند. دوقسمت آخر ترانسفورمز دست هرچه فیلم نیهلیستی است را از پشت بسته اند و بدون آنکه خود بیننده بداند آشکارا عقاید فراماسون ها را در ذهن او حک می کنند. در این قسمت و قسمت های قبلی اشاره و ارجاع های فراوان به کتاب «ارابه ی خدایان» اریک فون دانیکن وجود دارند و کسانی که این کتاب پرفروش را خوانده باشند به راحتی با فیلم ارتباط برقرار می کند. فیلم همان قدر به این کتاب ها شباهت دارد که هری پاتر به کتاب های جی کی رولینگ! گویی ریشه فیلم نامه دقیقاً از این کتاب ها گرفته شده است. کتاب هایی که پر از نظریه پردازی های دروغ هستند که صرفاً برای سرکیسه کردن مردم نوشته شده اند و هیچ توجیه علمی ندارند. کتاب هایی که نوشته می شوند، صرفاً به این دلیل که مردم دوست دارند نوشته شوند. سفر به مصر و وجود یک پایگاه مخفی در نزدیک یک سد آبی و سفر به ماه بیخودی درقسمت های قبلی ترانسفرمرز گنجانده نشده است.

ترانسفرمرز: تاریکی ماهبله! این سری فیلم خیلی جالب هستند؛ اما نه از نظر هنری، که از این نظر آشغال یک بار مصرفی بیش نیستند. بلکه از این نظر که بدانید هالیوود چگونه مفاهیم مورد پسندش را در لابه لای فیلم های پرسروصدا قرار می دهد. در سری فیلم های ترانسفرمرز عملاً وجود خدا نفی می شود و این روبات ها هستند که در جایگاه خدا قرار می گیرند. حتی وقتی در پایان قسمت دوم سام می میرد به یک جهان دیگر می رود که یک روبات کهنسال اجازه ی زندگی دوباره به او می دهد. از طرف دیگر عکس های مخفی در پشت سر بازیگران و نمادهای فراماسونی بسیار زیاد در فیلم غیر قابل انکار است. تمام قهرمان های روبات فیلم که از آمریکا دفاع می کنند ایستاده می میرند. این نماد سرباز های امریکا است که در فیلم های امریکایی ایستاده می میرند و هرگز بر روی زمین نمی افتند. (در این اواخر هم نمونه تقلیدی وطنی اش هم داشتیم که کیان (سرباز ایرانی) در مختارنامه در حالی که بر شمشیرش تکیه داده شهید می شود. در حالی که اطرافیان اش با خاک یکسان شده بوند کیان به شمشیرش تکیه داده بود و نیافتاد!) برگردیم به فیلم.

سری فیلم های ترانسفرمرز از آن نوع سری فیلم هایی هستند که هر قسمت اش بدتر از قسمت قبلی شده است. این آخری واقعاً از نظر سینمایی به فاجعه ای تبدیل شده است و پس از اینکه فیلم در ادامه قطاری از انفجار و ویرانی و ... تمام می شود در کمال تعجب بدجوری احساس خستگی می کنید. شرط می بندم به جای اینکه میخکوب شوید خمیازه می کشید! داستان از این قرار است که سفینه آپولو 11 در دهه 1960 هنگام فرود بر روی ماه با سفینه ی ترانسفرمرز برخورد می کند. آن سفینه تبدیل به آرامگاه یکی از رهبران به نام سنتینل پریم (صدای لئونارد نیموی) شده است.

یکی از رهبران فراموش شده که به اوپتیموس هرچه می دانسته یاد داده است و همه چیز را درباره او می داند ولی اوپتیموس همه چیز را درباره او نمی داند. در همین حال یک رهبر خبیث به نام مگاترون سعی دارد زمین را در دست بگیرد. او برای اینکه کل فضا را به دست بیاورد اول باید زمین را در دست بگیرد. در همین حال سام را می بینیم که از دانشگاه فارغ التحصیل شده است ولی هیچ کاری پیدا نمی کند. دوست دختر جدیدش کارلی نام دارد و جای مگان فوکس را در قسمت قبل گرفته است. سرانجام سام در بخش پستی یک اداره استخدام می شود. رییس شرکت اش بروس برازورس (جان مالکوویچ) است.

سام در آنجا توجه یکی از همکاران اش را به نام جری ونگ (کم جئونگ) که تئوری پرداز است و قبل از مرگ اش توسط یک لیزر بیک (که طراحی اش خیلی جالب و شبیه کرکس است ولی در اصل یک روبات است که دم آن شبیه عقرب است) جلب می کند. او با سام درباره نظریه «تاریکی ماه» حرف می زند. پس از این ماجرا او با سیمور سیمون (جان تورتورو) تماس می گیرد و می گوید دسیپتیکاننزها تمامی افرادی را که ربطی به ماجرای پرتاب سفینه به فضا داشته اند نشانه گرفته اند. ادامه ماجرا هم به راهی مثل قسمتهای قبلی ختم می شود. دوباره اپتیموس ها و سام و ارتش امریکا با یکدیگر هم پیمان می شوند تا دنیا را بار دیگر نجات دهند.

ترانسفرمرز: تاریکی ماهربط دادن فیلم به ماجرای آپلو11 خیلی بی ربط و نچسب است. فقط این خاصیت را دارد که به ملت جهان یادآوری کند این آمریکا بود که برای اولین بار پا به کره ماه گذاشت. گفتگوهای فیلم مسخره است. جملاتی که آبتیموس روبات مثبت می گوید آدم را یاد سخنرانی های بوش و اوباما می اندازد و دقیقاً از همان ریتم و مفهوم برخوردار است. اگر این فیلم را دیدید حرف های فلسفی که آبتیموس می زند و شعار هایی که می دهد را با حرف های اوباما و بوش مقایسه کنید.
خوب درآمدن ماجراهای عشقی در این جور فیلم های تین ایجری از عوامل موفقیت فیلم است. در این قسمت دیگر مگان فوکس حضور ندارد به جایش یک دختر بلوند در همان مایه های چهره ی مگان فوکس به نام رزی هانتیگتون را انتخاب کرده اند که انصافاً هنرپیشه ی بد و بی استعدادی است.

مایکل بی از معدود کارگردان هایی است که شناخت درستی از اکشن مردم پسند دارد. یعنی خوب می داند که تین ایجر هایی که به تماشای فیلم می روند چه چیزی را می خواهند. به همین خاطر صحنه های اکشن جاه طلبانه فیلم هیچ حد و مرزی ندارند و روبات های مختلف و ویرانی های عظیم در فیلم همه و همه برای تماشاگران سنگ تمام گذاشته اند. یعنی اگر یک نفر در سالن انتظار سینما باشد احساس می کند در درون سالن جنگ جهانی به پا شده است. فیلم به قدری آلودگی صوتی ایجاد می کند که در هیچ فیلمی سابقه نداشته اشت. از نیمه فیلم به آن طرف سکانسی نیست که صدای انفجار و زد و خورد شنیده نشود.

تماشاگران مسن با این حجم سروصدا و انفجار باید بروند زیر صندلی سنگر بگیرند. تنها چیز قابل انتظار در این فیلم جلوه های ویژه است. جلوه های ویژه ی فیلم فوق العاده قوی است و نسبت به دو قسمت قبلی پیشرفت چشمگیری داشته است. وقتی بچه بودم آدم آهنی های زیادی داشتم که خیلی با آنها بازی می کردم و کلی رویای اکشن باهاشان می ساختم که مثلاً حمله می کنند و همه جا را نابود می کنند.

با این مکعب های خانه ساز برج می ساختم و با آدم آهنی ها می زدم خرابشان می کردم. خیلی لذت بخش بود. اگر آن زمان فیلم ترانسفرمرز را می دیدم بهترین فیلم عمرم می شد چون رویاهایم را به واقعیت تبدیل می کرد و چیزهایی که در ذهن ام ساخته بودم را روی پرده سینما مجسم می کرد. به همین دلیل است که بچه ها و تین ایجرها برای دیدن این فیلم به سالن های سینما هجوم می برند و بدون توجه به مفهوم و ساختار فیلم از آن استقبال م کنند.

ولی در شرایط فعلی ترانسفرمرز3 فیلمی بیش از یک اکشن بی مخ و پرسروصدای هالیوودی نیست که با همان سرعت و اکشنی که پیش می رود با همان سرعت هم از ذهن ها فراموش خواهد شد.