صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۳ دلو ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

حقایق رابطه عشق و نفرت دو نویسنده معروف فاش شد

حقایق رابطه عشق و نفرت دو نویسنده معروف فاش شد

چاپ زندگینامه جدید آنتوان چخوف نشان می‌دهد که لئو تولستوی نویسنده بزرگ روس نه تنها از شکسپیر متنفر بود، بلکه چخوف را هم نمایشنامه‌نویس بدی می‌دانست. این زندگینامه براساس خاطرات هم‌عصران چخوف از او نوشته شده و نظر نویسنده «جنگ و صلح» را درمورد نمایشنامه‌های چخوف که به تعبیر او «بدتر از آثار شکسپیر هستند» دوباره سر زبان انداخت.

پتر سکیرین، مؤلف «خاطرات چخوف» برای جمع‌آوری اطلاعات از نامه‌هایی که پیشتر ترجمه نشده‌اند، دفتر خاطرات و نوشته‌های اعضای خانواده چخوف، همکاران و دوستان او استفاده کرده است. این کتاب به تازگی به چاپ رسیده است. در بخشی از آن پتر گندیچ، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس خاطره چخوف را از سفر او برای دیدن تولستوی به گاسپرا روایت کرده است.

چخوف برای گندیچ تعریف کرد: «تولستوی به خاطر بیماری نمی‌توانست از بستر بیرون بیاید. درمورد خیلی چیزها حرف زدیم از جمله من و آثارم. درنهایت وقتی می‌خواستم خداحافظی کنم دست مرا گرفت و گفت: «مرا برای وداع ببوس!» وقتی خم شدم تا گونه‌ام را ببوسد در گوشم با صدای پرانرژی مردی کهن‌سال گفت: «می‌دانی از نمایشنامه‌هایت متنفر هستم. شکسپیر نویسنده بدی بود و به نظرم نمایشنامه‌های تو بدتر هستند. همین.»
گندیچ همچنین اشاره می‌کند با این‌که تولستوی علاقه خاصی به چخوف داشت، اما با نمایشنامه‌های او رابطه خوبی نداشت و یک بار به چخوف گفت: «نمایشنامه‌نویس باید دست تماشاچی را بگیرد و او را به مسیری ببرد که خودش می‌خواهد. حالا من با شخصیت‌های تو کجا می‌روم؟ به سمت مبلی در پذیرایی، چون شخصیت‌هایت جای دیگری برای رفتن ندارند.»

طبق گفته گندیچ، دو نویسنده بزرگ روسیه به این حرف می‌خندند، اما چخوف بعداً نزد دوستش اعتراف می‌کند: «وقتی دارم نمایشنامه جدیدی می‌نویسم و می‌خواهم شخصیت را از صحنه بیرون ببرم، حرف‌های لِو نیکولائوویچ (تولستوی) را به یاد می‌آورم و فکر می‌کنم شخصیت کجا می‌رود، هم دلم می‌خواهد بخندم و هم عصبانی می‌شوم.»

با این‌که نمایشنامه «مرغ دریایی» آنتوان چخوف مثل داستان‌های کوتاهش مورد استقبال قرار نگرفت، اما شهرت او به عنوان نمایشنامه‌نویس روز به روز بیشتر شد، به ویژه با نمایشنامه‌های «دایی وانیا»، «درخت آلبالو» و «سه خواهر». امروز از او به عنوان یکی از بزرگترین داستان کوتاه نویسان و نمایشنامه‌نویسان جهان نام می‌برند.

ایوان بونین، دوست صمیمی چخوف و برنده نوبل ادبیات در سال 1933 نیز در یکی از خاطرات خود، نظر چخوف درمورد تولستوی را چنین بیان کرده است: «بسیار او را ستایش می‌کنم. چیزی که در او برای من واقعا تحسین‌برانگیز است نفرتش از همه ماهاست؛ همه نویسندگان. شاید درست‌تر این باشد که بگویم او با همه ماها به عنوان موجوداتی میان‌تهی برخورد می‌کند.

گاهی هم ماها را دوست دارد و بعضی وقت‌ها موپاسان، کوپرین، سمنف یا مرا تحسین می‌کند، اما چرا ما را تحسین می‌کند؟ خیلی ساده است: چون ما در نظر او کودک هستیم. داستان‌های کوتاه ما و حتی رمان‌های ما در مقایسه با آثار او بچه‌بازی هستند، اما درمورد شکسپیر مسئله فرق می‌کند. شکسپیر او را آزار می‌دهد، چون او نویسنده‌ای بالغ است که مثل تولستوی نمی‌نویسد.» (گاردین)