صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۶ جدی ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

استعاره ای برای قهرمانی تنها

استعاره ای برای قهرمانی تنها

نقد و بررسی فیلم «رانندگی» ساخته نیکولاس ویندینگ
موحد منتقم

طبق معمول با پایان یافتن فصل تابستان و گذشت یک ماه از پایان آن، کم کم سرو کله‌ی فیلم‌های درست و حسابی سال پیدا می شود که گوشه‌ی چشمی هم به مراسم اسکار دارند.

فیلم رانندگی به کارگردانی نیکولاس ویندینگ یکی از همین فیلم های خوب سال است که داستان‌اش حول شخصیت ساکت و آرام اصلی‌اش که یک راننده است می‌گردد.

فیلم با اینکه درباره ی رانندگی است ولی بیشتر به جای اینکه سریع و خشمگین را به یاد شما بیاورد یادآور فیلم های کلاسیک سینما در ژانر «نوآر» و رانندگی است. رانندگی اولین بار در جشنواره کن اکران شد و از همان زمان تحسین منتقدان را برانگیخت، تا جایی که فیلم برنده ی بهترین کارگردانی از جشنواره ی معتبر کن شد. سکانس های ابتدایی فیلم فوق العاده است و ما را تمام و کمال با نقش اول این فیلم راننده (ریان گوسلینگ) آشنا می‌کند.

داستان فیلم رانندگی درباره زندگی راننده‌ای است که صبح‌ها مشغول بدلکاری برای فیلم‌های هالیوودی است و شب ها به دزدها کمک می کند که از صحنه ی جرم فرار کنند. او همسایه‌ای به نام ارین (کری مولیگان) دارد که با فرزندش زندگی می‌کند و شوهرش در زندان به سر می‌برد. راننده رابطه‌ی خوبی با این دو دارد و به ارین علاقه مند می‌شود.

ولی شوهر او از زندان برمی گردد و از ارین می‌خواهد که فرصت دوباره ای به او بدهد. راننده برای رانندگی در مسابقات رانندگی توسط فردی به نام برنی رز (آلبرت بروکس) استخدام می شود، اما کم کم ماجراهای پیش می‌آید که که راننده ی فیلم را در مسیر تازه ای از حوادث قرار می دهد.

یکی از نقاط قوت فیلم بازی ریان گولسینگ در نقش راننده ی فیلم است. به قدری این شخصیت آرام و مرموز است که یکی از جذابیت های فیلم برای بیننده کشف شخصیت اوست. او دقیقاً مثل موتر هایی که سوارشان می شود بی روح است.

کوچکترین حرکتی را در چهره ی او نمی توانید ببینید. فردی با اعتماد به نفس و مرموز و خشن که با روش های نوین انسان ها را می کشد. او در ظاهر گرچه مانند بقیه ی راننده ها مکانیک خیلی خوب و رانند ه ی ماهری است، ولی از نظر شخصیتی تفاوتی اساسی با سایر رانندهادارد.

حتی شاید در لحضاتی شما را یاد جیسون استاتنهوم در سری فیلم های ترانسپورتر بیاندازد، ولی این نداعی زمان زیادی به طول نمی انجامد.

چون تفاوت بین این دو فیلم از هر لحاظ از زمین تا آسمان است. کارگردان فیلم رانندگی توانسه توازن یکدستی بین صحنه های درام و اکشن فیلم برقرار کند. صحنه ی های بسیار خشن فیلم در بین صحنه های درام باعث شده است کمی از خشونت شان در فیلم کاسته شود.

درام فیلم هم بر خلاف سایر فیلم های اکشن هالیوودی که برای پر کردن فضای دو سکانس اکشن است در اینجا کاربرد راهبردی بسیار خوبی دارد. ارتباط عاشقانه ی بین بازیگران فقط از طریق نگاه بازیگران به هم و موسیقی متن به تماشاگر منتقل می شود که کارگردان با هوشمندی تمام با توجه به شرایط روحی و زندگی کاراکترهایش این نوع ارتباط احساسی بین آنها را انتخاب کرده است.

صحنه های اکشن فیلم که بدون جلوه های ویژه کامپیوتری ساخته شده است بسیار واقعی از آب درآمده اند. موقع تصادف موترها از حاشیه‌های صوتی گوشخراش و آتش بازی در صحنه‌ی تصادف خبری نیست و همه چیز کاملاً واقعی است. نماهای شب در شهر لوس‌آنجلس فوق‌العاده جذاب است و شما را یاد فیلم جانبی (مایکل مان) می اندازد.

اما دلیلی که باعث می شود فیلم رانندگی در حد یک شاهکار نشود فیلمنامه‌ی حسین امینی است. فیلمنامه‌ی امینی هرچند خیلی قوی است ولی یکی دو مشکل دارد که اگر این‌ها نبود فیلم قطعاً شاهکار می شد.

البته کارگردان با سبک کارگردانی عالی خود و بازی بازیگران تا حدودی توانسته بر این عیب پوشش بگذارد ولی مشکل فیلمنامه امینی در این است که در چارچوب فیلم متوقف است. یعنی هیچ مفهوم و استعاره ای در پشت گفتگوهای فیلم برای ارتباط دادن با زندگی افراد در خارج فیلم نیست.

سبک روایی فیلمنامه امینی که برداشتی از رمان کوتاه جیمز سالیس است تکراری است. یعنی شما موقع تماشای فیلم به راحتی می توانید حدس بزنید در پایان چه اتفاقی می افتد. چون فیلم های مشابهی را در این ژانر دیده‌اید. فیلمنامه هم گفتگوهای قصار و آموزنده‌ای ندارد که به درد بینندگان فیلم بخورد.

گفتگوها صرفاً برای یشبرد داستان توسط هنرپیشه های فیلم ادا می شود. هرچند شاید اینها ایرادات یک فیلمنامه به حساب نیایند ولی برای فیلمی در حد رانندگی که به جوایز اسکار چشم دوخته می‌تواند امتیاز منفی محسوب شود. با این حال و در حال حاضر با یک اثر سینمایی خیلی خوب مواجه هستیم که در خود فیلم عالی است ولی برای خارج از سالن سینما هیچ نکته ای ندارد.

مانند هر فیلم خوبی این نقش های مکمل هستند که مانند نقش اول فیلم عالی بازی می کنند. در این فیلم آلبرت بروکس و کری مولیگان محشر هستند. و دو بازی فراموش نشدنی در این فیلم ارایه داده اند که به احتمال فراوان مخصوصاً کری مولیگان نامزد جایزه اسکار نقش مکمل خواهند شد.

یکی دیگر از نقاط قوت فیلم موسیقی متن منحصر به فرد کلیف مارتینز است. در صحنه‌هایی که سکوت بین بازیگران فیلم حکم فرماست این موسیقی متن حیرت انگیز است که نگاه های بازیگران را ترجمه می‌کند. رانندگی قصه ی قهرمان تنهایی است که به صورت استعاری در اصل خودش روح موتر‌اش است.

فیلم رانندگی پر از نکته های ریز در چشمان بازیگران اش است. چون بازیگران فیلم مانند اکثر افراد جامعه خودشان را پشت یک نقاب پنهان کرده اند و راز درون چشمهای‌شان کلید ورود به شخصیت های پیچیده‌ی آنها است.