صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۳۰ جدی ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آغاز دوباره فعالیت های دفتر در دری در کابل

آغاز دوباره فعالیت های دفتر در دری در کابل

دور جدید فعالیت های دفتر در دری در کابل، با نقد داستان کوتاه «فاتیا» اثر محمد حسین محمدی آغاز شد.در این جلسه که در دفتر موسسه در دری، روز شنبه برگزار شده بود، شماری از نویسندگان و منتقدین ادبی شرکت داشتند.

احسان الله ادیب، یکی از داستان نویسان جوان کشور، این داستان را داستان فاجعه نامید.

او گفت: «فاتیا، سرنوشت مردمی را نشان می دهد که هر لحظه منتظر مرگ یکی از عزیزان خود هستند. جامعه ای را به تصویر می کشد که خانواده ها برای نمردن تفنگ به دست گرفته اند، اما همان تفنگ باعث مرگشان می شود.»

داستان «فاتیا» به موضوع جنگ می پردازد.

یکی از روزهای جنگی را در کشور ما نشان می دهد که محافظ یک قومندان از مرگ برادر خود خبر ندارد و با رفتارهای عجیب فرمانده خود مواجه می شود.و میان این که حادثه برای کدام یک از افراد خانواده اش اتفاق افتاده، سرگردان است و درنهایت می فهمد که برادرش که به تازگی تفنگ به شانه انداخته بود، کشته شده است.عباس آرمان نویسنده کتاب» صبح روز عید»، محمد حسین محمدی را یکی از داستان نویسان پرکار و تکنیکی کشور دانست.او درمورد داستان فاتیا گفت: «این داستان اولین داستانی نیست که در آن محمدی به موضوع جنگ و فجایع آن می پردازد، اما چیزی که داستان فاتیا را با دیگر داستان های جنگ محور محمدی متفاوت می کند، دور شدن نویسنده از محتوا و توجه به تکنیک کار است. فاتیا برخلاف دیگر داستان های هم خانواده خود، از محتوا برای به اوج رساندن تکنیک های داستان نویسی استفاده می کند. تلاش محمدی در این داستان معلق نگهداشتن خواننده و عطشناک کردن او برای خواندن داستان تا آخرین خط و لذت بردن است که به هدف خود هم می رسد.»اسدالله امیری استاد دانشگاه و اتشه فرهنگی افغانستان در تهران، مهمان برنامه این جلسه بود.

او درباره نقش داستان و داستان نویسی در شکل دهی به فرهنگ یک جامعه صحبت کرد و گفت: « ادبیات داستانی بن مایه خرد جمعی یک ملت را شکل می دهد و از اهمیت خاصی برخوردار است. به ویژه در جامعه ما که در شرایط بعد از بحران به سر می برد و کار فرهنگی زیادی نیاز است تا دوباره خرد جمعی، جایگاه و اهمیت خود را به دست آورد و از گذشته پر از مصیبت دور شود.»

خانم مریم ابراهیمی یکی دیگر از اشتراک کنندگان با اشاره به مصایب جنگ در کشور و تاثیر آن بر نویسنده، به نکته جدیدی اشاره کرد. او گفت: «بر جامعه ای که داستان فاتیا آن را به تصویر کشیده، جنگ حکومت می کند و در این وضعیت از زنان هیج خبری نیست. گویا اصلا وجود ندارند. فرمانده، محافظ، تفنگ و پدر، واقعیت های آن هستند و زنان مانند سایه هایی که به سختی دیده می شوند، حضور دارند.»(بخدی)