صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲ دلو ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

عدالت در کجای پروژه های انکشافی حکومت؟

-

عدالت در کجای پروژه های انکشافی حکومت؟

سلیم شایق

بدون شک، انکشاف و توسعه متوازن در یک کشور ضمن اینکه یکی از پیش نیاز ها و الزامات اساسی برای توسعه همه جانبه و پایدار به حساب می آید روندی است که عدالت اجتماعی و انصاف الهی را در جامعه به تمثیل می گیرد.
بعد از شکل گیری حاکمیت کنونی در کشور تا هنوز که تقریبا 9 سال از آن می گذرد مسولین امور در دولت افغانستان همواره در زمینه ی انکشاف متوازن در کشور شعار های نمکینی را سر داده اند ولی متاسفانه آنچه در این جریان فراموش شده است نیز همین موضوع بوده است.

یعنی در جریان سالهای گذشته و بعد از ورود سیل آسای کمک های خارجی به افغانستان این گمانه زنی ها و برداشت ها وجود داشته که دستگاه حاکم نتوانسته است اصول تواضع و انصاف را در امر انکشاف افغانستان مراعات نمایند. این در حالی است که در نبود و کم توجهی به توسعه متوازن در کشور، برقراری صلح، ثبات و امنیت پایدار نیز به دور از انتظار است.

اینک مردم از دولتمردان و مسولین امور می پرسند تا کنون آنچه در بازسازی و نوسازی هزینه شده است، جای عدالت در کجای آن واقع بوده است و آیا دولت افغانستان تا هنوز توانسته است، توازن و اعتدال کافی و لازم را در مصرف نمودن کمک های بین المللی و نیز در طرح و اجرایی پلان های بازسازی و انکشافی رعایت نماید؟

واقعیت این است که آنچه در روند مصرف و هزینه شدن کمک های بین المللی جایش خالی بوده ، همانا اصل عدالت و انصاف بوده است؛ امری که برای تمام مردم افغانستان آفتابی شده است. مردم افغانستان تاکنون به خوبی در یافته اند که میزان پروژه های انکشافی در حال اجرا و اجرا شده در مناطق مختلف افغانستان به هیچوجه یکسان نمی باشد.

بطور مثال دیده شده که مناطق مرکزی افغانستان متاسفانه تاکنون کمتر از پروژه های انکشافی و بازسازی نسبت به مناطق دیگر برخوردار بوده و این در حالی است که این مناطق از بهترین شرایط امنیتی تاکنون برخوردار بوده. اما در مناطق جنوبی افغانستان که از امنیت خوبی نیز برخوردار نیست، پول های هنگفتی به مصرف رسیده است.

حتی می توانیم این وضعیت ( عدم انکشاف متوازن) را در داخل یک شهر نیز به خوبی مشاهده نمایم. بطور مثال شهر کابل هم اکنون به یک شهر کاملا دو قطبی تبدیل شده است؛ در یک قطب آن کسانی هستند که از هرگونه فرصت های انکشافی و خدمات دولتی بهره مند می باشند و در قطب دیگر آن افراد هستند که بنابر غفلت یا تغافل مسولین حکومتی از این فرصت ها و امکانات بهره مند نیستند.

غرب کابل ( دشت برچی) تا هنوز که هنوز است نتوانسته از نعمت انرژی برق برخوردار شود و این در حالی است که سایر مناطق در این شهر سال ها است که در روشنی برق زندگی می نمایند. تنها این نیست؛ بلکه در مواردی بی عدالتی و تبعیض آشکار در فرصت های تحصیلی، اداری و سایر زمینه ها در دانشگاه ها و ادارات افغانستان نیز آشکار می باشد.

معلوم نیست که جرم این مردمی دور نگهداشته شده از پروژه های انکشافی چه بوده است. اگر مساله حمایت دولت مرکزی باشد دیده شده که از آغاز حاکمیت مرکزی تا کنون که تقریبا 9 سال از آن می گذرد، از حد اکثری حمایت مردمان این مناطق برخوردار بوده است و بر خلاف آنچه که در برخی از مناطق افغانستان در این سالها جریان داشته است، این مردم کوچکترین کارشکنی و ایجاد موانع و مشکلات را بر سر راه برقراری صلح و استمرار دولت مرکزی و تسریع روند جدید، انجام نداده و مرتکب هیچگونه اقدام علیه نظام و سیاست های که در هر لحظه از اشتباهات به دور نبوده است، نشده اند.

پس از سقوط طالبان اجرای برنامه های انکشافی در حوزه ای جنوبی کشور از موفقیت چندانی برخوردار نبوده است و هرگز از میزان خشونت ها و ناامنی ها در این مناطق نکاسته ولی باز هم برنامه های انکشافی در این مناطق با اسرار مقامات حکومتی همچنان در حال اجرا است و میلیون ها دالر سرمایه بیت المال که باید در تمامی مناطق کشور بدون توجه به مسایل تباری و قومی هزینه گردد، صرفا در مناطق خاص هزینه می شود.

با چنین وضعیتی که هم برای طالب پول پرداخته شود و هم برای کسانیکه صرفا به نام با شورشیان طالب ساز مخالفت سر می دهند، مسلما هیچ کس در این مناطق دست از جنگ نخواهد کشید و ناامنی ها در این مناطق همچنان ادامه خواهد یافت؛ زیرا خاموش شدن شعله های جنگ در این مناطق به معنی پایان سرازیر شدن کمک ها به این مناطق است.

علاوه برآن همه ساله جریان تصویب بودجه انکشافی و عادی حکومت در شورای ملی، با انتقاد ها و اعتراضات زیاد در رسانه ها، شورای ملی و بین مردم همراه می باشد. اکثرا بودجه های انکشافی حکومت به صورت نابرابر و ناعادلانه در ولایات تخصیص داده می شود.

کمک های جامعه جهانی و موسسات بین المللی که در امورات انکشافی و بازسازی در افغانستان مصروف می باشند نیز با تبعیض و نابرابری آشکار مواجه می باشد. مناطق مرکزی به صورت واضح از این کمک ها محروم بوده و یا سهم اندکی می برند در حالیکه مناطق جنوب و شرق کشور عمده این کمک ها را در یافت می کند.

تاحال پروژه های انکشافی جامعه جهانی و موسسات بین المللی در خدمت جنگ و مبارزه با طالبان بوده و به گونه ای طالبان و مناطق جنوب کشور که همواره کانون و محل ناامنی ها و خشونت ها می باشند، کمک ها و پروژه های جامعه جهانی را به شکل باج و خراج دریافت می کنند.

برای این که مردم مناطق جنوب کشور را آرام نگهداشته و از فعالیت مخالفین مسلح دولت جلوگیری گردد، عمده هزینه های کمک شده جامعه جهانی و پروژه های انکشافی را برای آنان اختصاص داده است؛ درحالیکه عملا ثابت شده که این امر اندک ترین موفقیت و کارآیی را نداشته و هیچگاه نتوانسته مردم این مناطق را آرام و مطیع گرداند.

بنابراین انتظار می رود که حکومت عدالت و برابری را در توزیع فرصت ها و انکشاف متوازن به عنوان یک اصل اساسی حکومت داری سرلوحه خود قرار داده و اجازه ندهند تاریخ به عقب برگشته و یک باردگر بخشی از مردم افغانستان محرومیت ها و تبعیض های قرون وسطی یی را تجربه نمایند.

امروزه موفقیت، کارآیی و حیات یک حکومت، در گرو حکومت داری سالم و توزیع برابر و عادلانه فرصت ها و هزینه ها میان شهروندان و مناطق مختلف کشور می باشد. احساس بی عدالتی و تبعیض میان شهروندان یک کشور، خطرناک ترین تهدید و عامل فروپاشی و سرنگونی حکومت ها بوده و ایجاد احساس عدالت و برابری میان شهروندان، حیاتی ترین چیز در حیات و زندگی حکومت ها می باشد.

دیدگاه شما