صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۳۰ جدی ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نقدی بر یک نظریه سیاسی؛ شهروندی آسیای جنوبی

-

نقدی بر یک نظریه سیاسی؛ شهروندی آسیای جنوبی

نجم الدین صلاح

رئیس جمهور حامد کرزی در سخنرانی خود در نهاد تحقیقاتی آبزرور در هند، به نکات قابل دقتی اشاره کرده که بازیافت محتوای آن در متن یک نظریه سیاسی جدید امکان تحلیل می یابد. حامد کرزی اگرچه هیچ گاهی یک نظریه پرداز علمی نبوده اما زندگی در بحرانی ترین کشور جهان ورهبری پیچیده ترین اوضاع ، به او این فرصت را داده است که بتواند نظریات قابل درکی از سیاست ورزی وتئوری باهمی منطقوی را ارائه کند. شاید یکی از دلایل سرسختی او در برابر ناملایمات روزگار کشورش، همان شناخت عمیق وباورهای شخصی او است که بدون شک از منابعی چون دین، عنعنات افغانی و دانش سیاسی وی سرچشمه می گیرد.

سفرحامد کرزی رئیس جمهور به کشور هند درست زمانی انجام یافت که افغانستان علاوه بردست وپنجه نرم کردن با حملات خشونت بار تروریستی ، آماج حملات توپخانه ای کشور همسایه اش نیز بود؛ حملاتی که هنوز پاسخ قابل درکی از سوی هیچ کسی برای آن پیدا نشده است.

من به یاد می آورم زمانی را که در کنفرانس مبارزه با تروریزم ودر آوان حملات راکتی بر ولایت کنر ، رئیس جمهور کرزی ورئیس جمهور زرداری در نشست حاشیه ای خود در تهران این موضوع را به صراحت مورد بحث قرار دادند. اگر چه رئیس جمهور زرداری در آن هنگام این موضوع را رد کرده و اظهار بی خبری نمود اما حملاتی که بعدا اتفاق افتاد مظنه های این موضوع را به حقیقت مبدل ساخت.

در داخل افغانستان تقریبا یک نظر شایع وهمگانی وجود دارد و آن اینکه بدبختی های این کشور از پاکستان سرچشمه می گیرد و حکومت نیز هماره خیزشگاه تروریزم را در ورای سرحدات افغانستان معرفی کرده است اما با این همه مناسبات بین پاکستان وافغانستان طی نیم قرن اخیر به گونه ای بوده که هیچ مرجعی نمی تواند در موارد گوناگون این مناسبات قضاوت نهایی نماید.

زیرا به گفته رئیس جمهور کرزی، اکنون نه تنها افغانستان بلکه خود پاکستان هم از تروریزم آسیب می بیند. در مقیاس جهانی نیز پاکستان شریک جبهه ضد تروریزم است اما اکنون مثل اینکه وضعیت کمی در افکار عمومی فرق کرده است بن لادن در ایبت آباد کشته شده ، الموریتانی در خاک پاکستان یافت شده و گمانه های لانه گزینی تروریزم در خاک پاکستان اینک به یقین جای عوض کرده است.

در چنین شرایطی که دولت ومردم افغانستان گلایه های بزرگی از پاکستان دارند اما نظریه شهروندی آسیای جنوبی ، می تواند بسیاری از چالش های تئوریکی را در مناسبات منطقوی برطرف کند . نظریه شهروندی آسیای جنوبی در واقع همان خواست واراده مردمان منطقه است ؛ خواسته ای که هند می تواند برای آغاز آن گام های بلندی بردارد و درافغانستانی که مردمانش شدیدا از جنگ وخشونت خسته شده اند بستر ذهنی مناسبی دارد.

حال آیا نظریه شهروندی آسیای جنوبی امکان تحقق در زمینه مناسبات کنونی دارد؟ این پرسشی است که پاسخ آن را فقط وفقط گذشت زمان خواهد داد. در حد یک تئوری، شاید این نظریه کاملا بدیع باشد که از سوی یک رئیس جمهور مطرح می شود و در عین حال نشان دهنده نیت یک ملت نیز هست، نیتی که افغانستان را از گذشته های تاریک اش به صورت جدی متمایز می سازد.

اکنون افغانستان در جایگاهی ایستاده که منطق قابل قبولی برای پیشکش کردن برای جامعه جهانی دارد. این منطق شاید در چند سال گذشته کمتر درک شده بود ولی اکنون صراحت آن را کسی نمی تواند انکار کند. حس شدید نیاز به صلح در افغانستان ، نه تنها در ذهن وضمیر ملت افغانستان تبارز کرده بلکه کشور های منطقه نیز می دانند که با نا آرامی افغانستان خود نیز در محاق بحران خواهند رفت.

رئیس جمهور کرزی با شناختی که از مناسبات هند وافغانستان دارد و با درکی که از دموکراسی هند دارد به نظر می رسد نظریه شهروندی آسیای جنوبی را در جای خوبی مطرح کرده است. این نظریه همانطوری که در قبل اشاره شد شاید بتواند رهیافت جدیدی را پیش پای سیاست ورزان کشور های منطقه بگذارد.

چون ذهن آگاه جمعی مردم در منطقه بدون شک این را می داند که در جهان مدرن امروزی ، دربسیاری از جاها ، سرحدات مفهوم خود را از دست داده اند ونیز در شرایطی که همسویی های بزرگی در جهان رو می نماید باید مردمان منطقه آسیای جنوبی نیز این ظرفیت را از خود نشان دهند که لیاقت وظرفیت زندگی مدرن وعاری از خشونت را دارند. طبیعی است نظریاتی از این دست می تواند در بهبود مناسبات بین کشور ها مخصوصا به آن دسته از کشور هایی که به نحوی منافع خود را درگرو جنجال های امنیتی جستجو می کنند مفید واقع شود.

مساله دیگری را که رئیس جمهور حامد کرزی در نهاد تحقیقاتی آبزرور به آن اشاره کرده و برای آن مثال های روشنی ارائه داد، بنیاد مشترک فرهنگی جوامع هند ، پاکستان ، افغانستان است. بنیادی که ریشه های عواطف هر سه ملت را به هم گره زده و در صورتی که خواست های سیاسی این سه کشور نیز براساس همان ریشه های مشترک شکل بگیرد یقینا می تواند اسباب سعادت و رفاه جوامع یاده شده را کامل نماید.

حامد کرزی گفتند در هند بیدل را می شناسند و مردم افغانستان لتا منگیشکر جی را می شنود واز تاگور یاد کرد که داستان کابلی والا را نوشته ونیزاز اقبال فیلسوف وشاعر بزرگ پاکستان که به فارسی سروده است. به نظر می رسد بیان رساتر از این وجود نداشته باشد که بخواهیم بنیاد های مشترک یک فرهنگ را بیان کنیم.

فرهنگ انسانی که در ذیل آن شخصیت های بسیار بزرگ وبی سرحد اندیشه های شان را برای همیشه وبرای نسل های امروز به یاد گار گذاشته اند. به راستی چنین است هند، پاکستان وافغانستان می توانند کشور های بی سرحد آسیای جنوبی باشند.

مقامات این کشور ها می توانند نان صبح وچاشت وشام شان را در امرتسر، کابل واسلام صرف نمایند به شرطی که سیاست ورزی شان را بر مبنای عواطف ، خواست واحساسات ملت های شان به پیش ببرند. آیا این امکان دارد که آسیای جنوبی نظیر اتحادیه اروپا صاحب پول مشترک شده و اخذ روادید در بین شان مرفوع شود ؟ یقینا زمان آن فرارسیده است که همینطور باشد این ملت ها باید به تروریزم نه بگویند و در اجرای خواست های مشترک مردمان منطقه از خود لیاقت وعظمت نشان دهند. هند ، پاکستان ، افغانستان می توانند با سرمایه های وسیع بشری و امکانات گسترده جغرافیایی که دارند مثال خوبی برای دیگر کشور ها شده وزمینه های خوشبختی مردمان خویش را فراهم سازند.

همانطوریکه رئیس جمهور گفتند امضای پیمان استراتژیک با هند چیز تازه ای نیست بلکه این همکاری ها ازقبل بین دو کشور وجود داشته واز سوی دیگر هرگز به مفهوم از دست دادن برادری پاکستان نیست. اگر چنین می بود نظریه شهروندی آسیای جنوبی یقینا توجیهی نمی داشت.

این نظریه باردیگر نیت مردم افغانستان را برای زیست باهمی وصلح آمیز در منطقه آشکار می سازد. بدون شک وقت آن فرا رسیده است که باید ها، نباید ها ونگرانی های مردم افغانستان از مجرایی مورد بحث وتبادل نظر قرار گیرد که هرگونه سود وزیان آن در پیوند با منافع ملت های صاحب بنیاد های مشترک فرهنگی باشد.

هرگاهی چنین امری تحقق یابد لاجرم بحث نظریه شهروندی آسیای جنوبی نیز می تواند در کنار نظریاتی چون گفتگوی تمدن ها راهی در ادبیات سیاسی وتاریخی جهان باز کند. افغانستان در این بحبوحه مفتخر است که با ارائه این نظریه ، نیت بزرگ خود را برای آرامش وصلح ابراز می دارد.

بگذارید به خود باور داشته باشیم همانگونه که بوعلی وفارابی وانصاری ودهها دانشمند دیگر از این سرزمین علم و دانش را به جهان برده اند ما نیز فریاد گر صلحی باشیم که مزایای آن نه تنها برای افغانستان بلکه برای همه کشور های منطقه وجهان است.

دیدگاه شما