صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۳ دلو ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

رویدادهای سیاسی- امنیتی واقتصادی افغانستان در سال 90

-

رویدادهای سیاسی- امنیتی واقتصادی افغانستان در سال 90

محمد اسحاق

سال 1390 برای افغانستان مملو ازتحولات سیاسی بود. این تحولات در چشم انداز سیاسی و ثبات و امنیت اینده کشور نقش اساسی داشت و از سوی دیگر این سال همراه بود با ترور شخصیت های موافق و مخالف.

1- سال ترور شخصیت ها
در سال گذشته انچه حوادث جدید سیاسی در کشور به شمار می رود، کشته شدن شخصیت های سیاسی و نظامی مخالف و موافق به شمار می رود که برخی از کار شناسان سال نود را برای افغانستان سال ترور شخصیت ها نا میده است.

الف – کشته شدن اسامه بن لادن
اسامه بن لادن تروریست سه دهه گذشته سرانجام در 2 ثور 1390 کشته شد. هرچند مرگ او در خارج اتفاق افتاد اما با حوادث افغانستان ارتباط نزدیک دارد. اعلام مرگ او در ابتدا برای بسیاری قابل باور نبود، زیرا بارها خبر مرگ او تلکس رسانه های خبری جهان را پرکرده بود. به همین دلیل برای آن که مردم به این حقیقت ایمان بیاورند، این بار اوباما رئیس جمهور امریکا خود، اعلام کننده خبرمرگ بن لادن بود و اینجابود که برای بسیاری از مردم شور وشعف زیادی ایجاد گردید و کاخ سفید را نیز در شادی فروبرد. او عامل بسیاری از حوادث تروریستی در افغانستان و جهان بود، سرانجام خود نیز در دام امریکایی ها اسیر گردید و در مخفی گاه خود در ابیت آباد توسط حملات کماندویی امریکا کشته شد.

نیروهای آمریکایی دو همسر بن لادن و چهار تن از فرزندان وی را نیزبازداشت کردند و جسد وی را بلافاصله به واشنگتن انتقال دادند و سپس به دریا انداختند. مرگ او همانطوری که روی روحیه القاعده تاثیرات زیادی گذاشت، برای افغانستان نیز تاثیر داشت زیرا رابطه تنگاتنگی که گروههای افراطی افغانستان با القاعده دارد، بامرگ او این پیوند کمی سست گردید و نیز فعالیت های تروریستی القاعده در افغانستان در سال گذشته کاهش یافت. هرچند این کاهش را برخی از کار شناسان ناشی از انقلابات عربی می دانند که نیروهای القاعده بیشتر مصروف کشورهای خود شان بودند، اما سردرگمی بعد از مرگ بن لادن سبب کاهش فعالیت های تروریستی این گروه گردید.


در کنار تاثیرات مرگ بن لادن بر روحیه القاعده، مرگ او نیز با معماهای زیادی همراه است، زیرا این سئوال هنوز حل نشده است که او دراین سالها چگونه با خیال راحت در پاکستان زندگی می کرد و القاعده را رهبری می نمود و نیز مخفی گاه او چگونه کشف گردید و چرا مرگ او سبب تنش های سیاسی میان برخی از کشورهای گردید؟

ب – ترور جنرال داوود
طالبان ثقل تلاش های خود را در سال گذشته روی ترور شخصیت های نظامی و سیاسی متمرکز کرده بود و در برخی پلانها موفق هم بود و تعدادی از برنامه های تروریستی طالبان خنثی گردید. ترور جنرال داوود داوود قوماندان پولیس زون 303 پامیر در شمال کشور و یکی از فرماندهان مشهور دوران جهاد در 7 جوزای سال گذشته همراه با شاه‌جهان نوری قوماندان امینه ولایت تخار در یک حمله تروریستی به شهادت رسیدند. طالقان در شمال کشور ازشهرهایی است که عملیات های انتحاری دهشت باری را تجربه کرده و در آن مقامات بلند پایه دولتی قربانی ترور و خشونت طالبان گردیده اند. پیش از ترور جنرال داود داود و شاه‌جهان نوری، محمد عمر والی قندوز در مراسم نماز جمعه ترور شده بود و چند سال پیشتر هم احمدشاه مسعود توسط افراد القاعده در این شهر ترور شده بود. طالبان در اوایل سال خان محمد مجاهد قوماندان امنیه قندهار را نیز ترور کرده بودند وپس از آن بود که دامنه ترورها در مناطق مختلف کشور گسترش یافت.

ج – جواد ضحاک رئیس شورای ولایتی بامیان
ماه جوزای سال گذشته نسبت به دیگر ماهها ماه ترور شخصیت ها بود، زیرا در این ماه دو حادثه مهم تروریستی در شمال و مرکز کشور رخ داد، هنوز بیشتر از یک هفته از شهادت جنرال داوود نگذشته بود که جوادضحاک رئیس شورای ولایتی بامیان توسط طالبان در 16 جوزا در دره غوربند به شهادت رسید. یک هفته پیش از شهادت ضحاک اداره امنیت ملی و چند تن از کار شناسان نظامی گفته بودند که گروه طالبان تاکتیک های جدیدی را در پیش گرفته اند و یکی ازاین تاکتیک ها در راستای گسترش خشونت ها در کشور ترور شخصیت ها و مقامات بلند پایه کشوراست، اما قبل از آن که نیروهای امنیتی کاری انجام دهند طالبان طرح های تروریستی خود را همچنان به پیش بردند.

جواد ضحاک در حالی که از کابل به طرف بامیان می رفت، در ولسوالی سیاه گرد دره غوربند ولایت پروان، نیروهای طالبان او و همراهانش را محاصره کردند و از آنجای که جواد ضحاک و همراهانش مسلح نبودند، در یک درگیری مختصر آنها اسیر گردیده و طالبان آنان را با خود به طرف دره "قمچاق" بردند. دره قمچاق از مناطق ناآرام در ولسوالی سیاه گرد ولایت پروان است که طالبان و نیز افراد شبه نظامی حزب اسلامی گلبدین حکمتیار در آنجا فعال هستند.

تروریست ها خواهان آزادی یکی از فرماندهان طالبان به نام ملا برهان غندکی در ازای آزادی جواد ضحاک شدند که دردست حکومت زندانی بود. در حالی که حکومت فرماندهان طالبان را در سایه واسطه ها آزاد می کنند.
ولی این بار برای ازادی رئیس شورای ولایتی بامیان هیچ کاری نکردند و هیچ تلاشی در این زمینه انجام ندادند، تا این که تروریست ها او را به شهادت رساندند، اما از سرنوشت ملاغندکی معلوم نیست که او با واسطه ازاد شده است یا این که در زندان است.

شهید جواد ضحاک یکی از جهادیان پرشور بود که در شرایط بسیار سخت و دشوار در غرب کابل، بامیان، شمال و... حضور داشت و مسئول مخابره در دوران مقاومت و جهاد بود، بعد از پیروزی بر طالبان او یکی از فعالین بود که شب و روز برای آبادانی بامیان تلاش می کرد و از بی توجهی دولت مردان مرکزی به شدت انتقاد می نمود، مردم بامیان دو بار به او رای دادند تا در شورای ولایتی بامیان خدمت رسانی نماید، اما از آنجایی که سیاست های برتری طلبانه بر ادامه فقر و محرومیت هزاره جات استوار است، فریاد های شهید جواد ضحاک نیز هرگز به گوش دولت مردان نرفت و پژواک صدای او هرچند دره های بامیان را در نوردید، اما هیچ گوشی این فریاد ها را در کابل نشنید، همانطوری که بامیان در توسعه و آبادانی مظلوم باقی ماند، جواد ضحاک نیر مظلومانه به شهادت رسید.

د – ترور احمد ولی کرزی
در 21 سرطان سال گذشته احمد ولی کرزی برادر رئیس جمهور توسط یکی از محافظانش در قندهار ترور گردید و طالبان این ترور را به عهده گرفتند. او یکی از قدرتهای محلی در قندهار به شمار می رفت. اما سرانجام او نیز در زنجیره ای از ترورهای سال شامل گردید و کشته شد.

ح – تروراستاد ربانی
شهادت استاد ربانی در 29 سنبله سال گذشته سایه ی از ترس و وحشت را میان مقامات کشوری ایجاد کرد، طوری که اقای کرزی نیز به هراس افتاده بود و از نیروهای ناتو خواسته بود که برای حفظ جان مقامات کشوری کاری بکنند و در مورد حفاظت از مقامات راهکارهای جدید را دنبال کنند. هم چنین شیوه ترور استاد ربانی سئوالات بزرگ امنیتی را نیز به دنبال داشت، زیرا تروریست ها از شیوه بسیار ساده تروریستی برای شهادت استاد ربانی استفاده کرده بودند که به را حتی قابل خنثی بود. زیرا تروریست انتحاری خود را به عنوان نماینده طالبان جازده بود و چند روز را هم در مهمان خانه منتظر آمدم استاد ربانی بود که از سفر ایران بازگردد، در طول این مدت حتی او یک بارهم بازرسی نشده بود و او با خیال راحت مواد منفجره را با خود داشت، تا این که استاد ربانی در خانه اش پذیرایی این سفیر صلح گردید و نماینده طالبان، صلح را با انتحار پاسخ گفت.

2- پیمانهای استراتژیک
از تحولات مهم دیگری که در سال گشته اتفاق افتاد امضای پیمانهای مهم استراتژیک افغانستان با چند کشور بود. این پیمانها از آنجا اهمیت پیدا کرد که برای خروج نیروهای خارجی از افغانستان جدول زمانی تعیین گردید و برای ادامه همکاری های جامعه جهانی و برخی از کشورهایی که حضور فعال در افغانستان دارند، امضای پیمانهای استراتژیک به عنوان یک ضرورت مطرح گردید.

اولین باری این موضوع میان افغانستان و امریکا مطرح گردید و امریکا برای این که ثبات سیاسی و نظامی را در افغانستان حفظ نمایند و توسعه و پیشرفت افغانستان ادامه پیدا کند، در سایه امضای یک پیمان استراتژیک تلاش نمود تا حضور دراز مدت در افغانستان داشته باشد، برای این منظور لوی جرگه در کابل دایر گردید و اصل امضای پیمان را تایید کردند، قرار بود این پیمان بعد از تایید لوی جرگه روی مواد آن بحث های جدی صورت گیرد و به امضای دو کشور برسد، اما حکومت افغانستان با ایراداتی که در مورد این پیمان گرفت هنوز زمینه امضای آن فرا نرسیده است، بخصوص که تحولاتی غیر مترقبه ای که در کشور رخ داد، زمینه امضای این پیمان را با چالش هایی همراه ساخته است. در حالی که این پیمان باید اولین پیمان استراتژیک افغانستان با دیگر کشورها می بود، اما اکنون به آخرین آن تبدیل گردیده است و دست هایی در داخل حکومت در تلاش هستند تا مانع امضای این پیمان گردند.

اولین پیمان یا موافقت نامه استراتژیک میان هند و افغانستان به تاريخ 12 میزان 1390 به امضا رسید، آقای کرزی که به هند سفر کرده بود، آن را با من موهن سینگ نخست وزیر هند امضاکردند. این موافقتنامه استراتژیک دارای یک مقدمه و6 فصل و یک نتیجه گیری می باشد، که فصول آن عبارت است از: اصول عمومی، همکاریهای سیاسی و امنیتی، همکاریهای اقتصادی و تجارتی، آموزش و ظرفیت سازی،عرصه های اجتماعی، فرهنگی، جامعه مدنی و ارتباطات مردم با مردم و ششمین فصل آن چگونگی اجرای موافقتنامه است. مواد و بندهای مختلفی که در این پیمان گنجانده شده است، شامل مواد متعددی در مسایل سیاسی، فرهنگی، نظامی و توسعوی است و یکی از جامع ترین پیمانهایی به شمار می رود که تا کنون افغانستان با کشورهای خارجی بسته است.

رچند که این پیمان ناراحتی برخی از کشورهای همسایه را نیز برانگیخت اما افغانستان به عنوان یک کشور مستقل با این گونه موافقتنامه ها نیاز اساسی دارد و براساس نیامندیهای خود چنین پیمانهایی را امضا می کند.

بعد ازهند برخی از کشورهای اروپایی نیز تمایل خود را برای امضای پیمان استراتژیک نشان دادند. ایتالیا، فرانسه و انگلیس از جمله این کشورها است و احتمالا چنین پیمانی را آلمان با افغانستان نیز امضا خواهند کرد و نیز اتحادیه اروپا نیز در آینده نزدیک با افغانستان پیمان استراتژیک امضا خواهند کرد و پیش نویس این موافقتنامه در حالی تدوین است.

آنچه در پیش نویس توافقنامه استراتژیک با اروپا تا کنون تدوین شده موضوعاتی مانند حقوق بشر، حقوق زنان، آموزش، تجارت و مسائل محیط زیست است. این موضوعات از آن جهت جالب توجه است که از یک سو امریکا و نیز حکومت افغانستان تلاش دارد با گروه طالبان مذاکره نمایند و حتی حاضرند که به مرور زمان قانون اساسی کشور ار تغییر داده و نظامی شبیه امارت طالبانی را در کشور حاکم نمایند، در چنین وضعیتی در قابل این تلاش ها اتحادیه اروپا در پیمان استراتژیکی که با افغانستان امضا می کند، سعی دارد مواردی را در آن بگنجانند که گروه طالبان کاملا با آن بیگانه است و به شدت در برابر آن مخالفت می کند.

به تاریخ 6 دلو 1390 اقای کرزی سفر اروپایی خود را آغاز کرد. براین اساس هدف اصلی سفراو را به اروپا پیمانها تشکیل می داد. او در روم با نخست وزیر ایتالیا همکاری ها دراز مدت را با این کشور امضا کرد، هرچند گفته می شود که این موافقتنامه پیمان استراتژیک نیست ولی گفته می شود به این موافقتنامه به پیمان استراتژیک تبدیل خواهد شد. اما اقای کرزی در فرانسه با نیکولای سارکوزی رئیس جمهور فرانسه و دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا در لندن، پیمانهای استراتژیک امضا کردند.

3- کنفرانس بن 2
یکی از مهم ترین تحولات سیاسی دیگر در افغانستان در سال گذشته برگزاری کنفرانس بن 2 برای افغانستان. این کنفرانس بین المللی در 14 قوس در بن آلمان برگزار گردید و در آن صدها کشور و نهادهای بین المللی حضور یافته بودند. مهمترین دستآوردی که کنفرانس بن 2 داشت، این بودکه یک باردیگر تداوم نظام دموکراسی در افغانستان توسط جامعه جهانی تضمین گردید، زیرا هرچند نظام دموکراسی در کشور ده سال است که با فراز نشیب هایی استقرار یافته اما دشمنان دموکراسی در کشور زیاد است. اولین جریانی که دموکراسی را در کشور تهدید می کند، جریان افراطی گری است دومین آن دستهای خارجی برخی از کشورها است که نمی خواهند نظام دموکراسی پایدار در کشوراز اقتدار برخوردار گردد.

از آنجایی که نیروهای خارجی باید در سال 2014 افغانستان را ترک نمایند و تمامی مسئولیت های سیاسی و نظامی و مبارزه با تروریسم و افراطی گری در کشور به دوش افغانها خواهد افتاد، این وضعیت سبب نگرانی های زیادی برای مردم و دولت افغانستان گردیده بود و این سئوال بزرگ را به وجود آورده بود که سرنوشت دموکراسی در افغانستان بعد از 2014 چه خواهد شد؟. نشست بن 2 به این نگرانی ها خط بطلان کشید و جامعه جهانی یک باردیگر برای ده سال آینده تعهد کردند که افغانستان را و نظام دموکراسی نوپای افغانستان را تنها نگذارد. بن 2 هرچند نسبت به بن اول روبنا به شمار می رود، اما با توجه به تضمین تداوم نظام دموکراسی در کشور از سوی جامعه جهانی، اهمیت آن کمتر از بن اول نیست.

4- مذاکرات امریکا و طالبان در قطر
در اواخر ماه قوس بود که امریکا اعلام کرد که مذاکراتی را با طالبان در قطر روی دست گرفته است و برای آن که گروه طالبان آدرس مشخصی داشته باشند، دفتر این گروه در دوحه قطر باز خواهد شد. گروه طالبان نیز پس از اندکی تاخیر روند مذاکرات را تایید کردند و نمایندگان خود را برای بازگشایی دفتر و مذاکره با امریکا به قطر فرستادند. حکومت افغانستان در ابتدا از این که در حاشیه قرار گرفته مخالف مذاکرات بود، اما وقتی دید که مخالفت ره بجایی نمی برد، تلاش کرد تا با دادن امتیازهای بیشتر به طالبان خود را از حاشیه به متن بکشاند، اما گروه طالبان همچنان مخالف حضور حکومت افغانستان در روند مذاکرات است.

تاکنون چند دور مذاکرات میان امریکا و طالبان صورت گرفته است، اما تاکنون به نتیجه ی نرسیده است، زیرا گروه طالبان می گوید ما فقط در مورد ازادی سران طالبان از گوانتانامو و خروج نیروهای خارجی از افغانستان با امریکا مذاکره می کنیم و بس! در حالی که امریکا خواهان گنجاندن موضوعات بیشتری در مذاکرات است و از جمله خواسته اصلی امریکا این است که طالبان از همکاری با القاعده دست بردارد که این گروه تا کنون در این مورد پاسخی نداده اند. طالبان چندی پیش اعلام کرد که مذاکرات خود را با امریکا قطع کرده اما امریکا همچنان اصرار بر ادامه مذاکرات دارد.به هرحال آنچه گذشته مهمترین حوادث سیاسی سال افغانستان بود و در کشور حوادث سیاسی زیادی رخداده که مجال باز گوی همه آنها نیست.

اگر افغانستان را از منظر نظامی فرهنگی و اقتصادی مورد ارزیابی قرار دهیم، مهمترین حوادث آن را می توان به بدست گیری امنیت نیمی از خاک کشور بدست خود افغانها و امضای قرار داد استخراج معدن حاجیگگ و افزایش تلفات خبرنگاران را، بر شمرد.

1- حوادث نظامی
الف – کاهش خشونت ها
ناتو در پایان سال میلادی گذشته اعلام کرد که میزان خشونت ها در سال گذشته 8 درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته است. هرچند قبل از آن سازمان ملل در گزارشی اعلام کرده بود که میزان خشونت ها در افغانستان افزایش یافته است. اما آنچه در اینجا اختلاف به نظر می رسد این است که ممکن است در سال گذشته دامنه خشونت ها کاهش پیدا نکرده باشد، اما میزان حملات طالبان بالای نیروهای خارجی 8 درصد کاهش یافته باشد که واقعیت دارد. اما آنچه در گزارش سازمان ملل انعکاس یافته دامنه خشونت ها در انواع مختلف آن است.

طالبان در سال گذشته توانایی کمتری برای حملات بالای نیروهای خارجی نسبت به سال گذشته از خود نشان دادند، اما این گروه در مقابل از روشهای دیگری خشونت استفاده کردند. ترور شخصیت ها، گسترش حملات انتحاری و نیز حملات دسته جمعی انتحاری، بمب گذاری و مین گزاری از جمله روش های طالبان بود که در سال گذشته افزایش یافت و در نتیجه افراد غیر نظامی زیادی در سایه این خشونت ها کشته شدند. زیرا این گونه روشهای سبب تلفات بیشتر افراد غیر نظامی می گردند. اگر به آمار مین های کنار جاده ای و حملات انتحاری توجه شود روشن می شود که بیشترین تلفات را افراد غیر نظامی داشته اند.

هم چنین طالبان در سال گذشته مردم را هدف مستقیم حملات تروریستی خود قرار داد، حملات زنجیره ای به مراسم روز عاشورا و نیز طرح گسترده برای به فاجعه کشاندن مراسم نوروز نشان می دهد که طالبان در سال گذشته از کشتار فاجعه آمیز توده های مردم ابایی ندارند و برای گسترش خشونت از کشتار مردم بی گناه دریغ نمی کنند.

ب- تونل زندان قندهار
زندان قندهار یکی از آشوب زده ترین زندانهایی است که حوادث خونینی در آن رخداده است. طالبان در سال گذشته در یک طرح منظم نقبی از زیر زندان قندهار کندند و در یک برنامه از پیش تعیین شده در 5 ثور از مسیر تونل وارد زندان قندهار شدند و بیش از 500 زندانی طالبان را از این زندان آزاد کردند.

این طرح یکی از عملیاتهای گنگستری بود که توسط طالبان اجرا گردید و طالبان اعلام کرد که عملیات فرار 4 ساعت طول کشید و عملیات حفرتونل نیز 4 ماه به طول انجامیده است. جالب این است که آنها حتی خاک حفر شده تونل را به فروش می رسانده اند. اما در طول این 4 ماه هیچ گوشی سروصدای حفرتونل را نشنیده اند و هیچ چشمی فعالیت های آنها را ندید و هیچ هوشی و ذهنی و عقلی درک نتوانسته که طالبان در اطراف زندان تحرکاتی دارند.

ج – گسترش عوامل نفوذی طالبان
در 9 ثور درست 4 روز بعد از حادثه قندهار، یکی از عوامل نفوذی طالبان در قسمت نظامی میدان هوایی کابل نفوذ کرد و در یک درگیری ده نفر را که 9نفر آنان از نظامیان خارجی بودند که برای آموزش نیروهای پولیس و اردوی ملی به افغانستان آمده بودند، کشتند. اما نفوذ عوامل طالبان تنها در این دو حادثه خلاصه نگردید، بلکه تلاش های طالبان برای نفوذ در دستگاههای امنیتی و نیروهای مسلح کشور همچنان ادامه پیدا کرد و این طرح به یکی از اهداف مهم طالبان تبدیل گردید، زیرا این گروه به خوبی در یافته است که ضربه زدن از درون هم اسان است و هم تلفات بیشتری دارد و به همین دلیل این گروه به شدت برای نفوذ عوامل خود در داخل نیروهای امنیتی و مسلح تلاش کرده و می کنند.

د – حملات راکتی به کنر و نورستان
طالبان و دیگر دستهای خارجی در ماههای جوزا و سرطان شدیدترین حملات راکتی را بالای ولایت های کنر و نورستان سازماندهی کردند، در این نبردها تعدادی از مردم بی گناه کشته شدند. این سئوال در همان زمان مطرح گردید که حملات راکتی به خاک افغانستان از سوی چه کسانی صورت گرفته است؟. اما در این مورد نه تحقیقات نتیجه داد و نه آگان امور واقعیت ها را افشا کردند، در حالی که هزاران راکت به داخل افغانستان فیر شد، حکومت افغانستان از خود خویشتن داری نشان دادند و دلیل این خویشتن داری هم روشن نشد.

ه - تغییر جغرافیایی عملیات های نظامی علیه طالبان
هرچند ناتو در سال گذشته عملیاتهای اندکی را به صورت منظم علیه طالبان اجرا کردند، اما در کل دو تغییر در روش نظامی خود داشتند، یکی از این تغییرات مهم اغییر جعرفیایی عملیاتها بود، تاپیش از این نیروهای ناتو برای سرکوب طالبان بیشترین توان شان را در ولایت های جنوبی صرف می کردند و تلاش داشتند که طالبان را در این مناطق سرکوب نمایند، اما در سال گذشته ثقل عملیاتها به سمت مشرقی و محدوده نوار مرزی افغانستان با پاکستان بود.

جنرال آلن فرمانده عمومي نيروهاي ناتو در کشور اعلام کرد که در مناطق جنوب شرقی یک دیوار دفاعی خواهند ساخت تا بین کابل و سرحد پاکستان حایل شود و مانع ورود دشمنان به کابل گردد. او هم چنین گفت که در سال 2012 مسیر جنگ در افغانستان تغییر می کند و جنگ نيروهاي بين‌المللي در افغانستان بیشتر به مناطق جنوب شرق كشور متمركز خواهد شد. ولایات مانند خوست، پکتیا، پکتیکا، ننگرها، نورستان و کنر ولایت های جنوب شرقی است که در سال 2012 به مرکز توجهات نظامی قرار خواهد گرفت و این ولایت میدان مصاف نیروهای خارجی و طالبان خواهد بود.

و- مخالفت حکومت با عملیات های شبانه
عملیات شبانه نیروهای ناتو علیه طالبان چند سالی است ادامه دارد. در سال گذشته نیز این گونه عملیاتها ادامه یافت و از شدت نسبی بیشتری برخور دار بود. بخش عمده ای از عملیات های ناتو براساس اطلاعات بدست آمده توسط سرویس های اطلاعاتی این سازمان انجام می شود، سرویس های اطلاعاتی که در مناطق مختلف افغانستان به نفع ناتو کار می کنند، آنان از حضور فرماندهان و نیر افزاد طالباد خبر می دهند که در فلان منطقه و یا روستایی تجمع کرده اند و نیروهای ناتو براساس اطلاعات دقیقی که دارند در این منطقع عملیات برق آسا را انجام می دهند و نیروهای طالبان یا دستگیر و یا به قتل می رسانند.

ناتو این گونه عملیات را موثر ترین عملیاتی می داند که نیروها و فرمانداهان طالبان از آن ضربات سختی را متحمل می شوند و این نیروها عملیات شبانه را بر عملیات های منظم نظامی ترجیح می دهند. علاقه مندی ناتو به ادامه این عملیات به این دلیل است که در این گونه عملیات ها تلفات انسانی بسیار اندک است و فقط نیروهای شناخته شده و سرشناس طالبان هستند که در این گونه عملیات ها به قتل می رسند.

اما آنچه این عملیات را رسانه ای کرد مخالفت حکومت افغانستان با این طرح است و توقف آن را به عنوان پیش شرط برای امضای پیمان استراتژیک خوانده است. دلیل مخالفت این است که می گویند در عملیات های شبانه ناتو برخی از افراد بیگناه به صورت اشتباهی کشته می شوند و نیز از سوی دیگر سبب خشم توده های روستایی در برابر این گونه عملیات ها می شود و به عبارت دیگر عملیات شبانه با سنت های قومی و قبیله ای مردم جنوب سازگار نیست و افغانها در این گونه عملیات های احساس حقارت می کنند و به ناموس ها آنها اهانت می شود.

ز - واگذاری امنیت به افغانها
در نشستی که سران ناتو درزمستان سال 89 داشتند، طرح واگذاری امینت را به افغانها تصویب کردند، تا زمینه خروج شان از افغانستان فراهم شود، زیرا در این نشست ناتو چشم اندازی برای خروج از افغانستان تصویب کردند که سال 2014 بود و در این فاصله زمانی نیروهای افغان باید توانایی و تجربیات لازم را برای انجام عملیاتهای مستقل و حفظ امنیت منطقه به صورت مستقل را باید تجربه کنند و یاد بگیرند و به همین دلیل در 19 ثور این طرح به صورت عملی اجرا گردید و ولایت بامیان پیشگام برای صلح و واگذاری امنیت گردید.

هیئت بلندپایه ای به ریاست جنرال جنرال دیوید پترئوس قوماندان نیروهای ناتو در افغانستان، شامل نماینده ملکی ناتو در افغانستان، سفیر نیوزیلند، سفیر شهزاده کریم آغاخان و تعداد دیگری از مسئولین ناتو و آیساف در افغانستان به ولایت بامیان، سفر کردند، تازمینه اولین پروسه انتقال مسئولیت ها را در افغانستان در این ولایت اجرا نمایند. جالب این است که در دیدار باوالی و نمایندگان شورای ولایتی بامیان، هیچ مشکلی برای شروع انتقال مسئولیت به افغانها در این ولایت نبود تا در باره ان بحث صورت گیرد، انچه به عنوان یک مشکل مطرح گردید، دردی به نام فقر و بی توجهی دولتمردان نسبت به این ولایت بود.

سئوال اصلی این بود که در طول ده سال وقتی آیساف و پی .آر . تی در این ولایت حضور داشتند، این ولایت چه دستآوردی برای توسعه داشت که حالا با اجرای طرح انتقال مسئولیت های امنیتی به افغانها در این ولایت، دستآوردی برای توسعه و انکشاف داشته باشند؟. با همه این انتقادات بازهم بامیان مسئولیت های امنیتی را پذیرا گردید.

به دنبال آن ولایت پنجشیر و چند شهر و ولسوالی کشور از جمله شهر کابل افغانها مسئولیت های امنیتی آن را بردوش گرفتند. در 12 قوس دومین مرحله از انتقال مسئولیت های امنیتی آغاز گردید و در این مرحله بود که شرایط برای نیروهای امنیتی سخت گردید، زیرا در مرحله اول مناطقی را تحویل گرفتند که از امنیت کامل برخور دار بود.

مانند ولایت بامیان باتمام ولسوالی هایش، ولایت پنجشیر به طورکامل، ولایت کابل به استثنای ولسوالی سروبی، شهر هرات، شهر لشکر گاه مرکز ولایت هلمند، شهرمزار شریف مرکز ولایت بلخ و شهرمهترلام مرکز ولایت لغمان. اما در مرحله دوم مناطقی نسبتان خطرناک هم را تحویل گرفتند.


از نظر محدوده جغرافیایی مرحله دوم انتقال مسئولیت های امنیتی شامل هشت ولایت کشور می گردید که عبارت بود از ولایت های کابل، دایکندی، تخار، بلخ، سمنگان، پروان، سرپل و نیمروز و نیز هفت شهر از نیروهای خارجی به نظامیان افغان واگذار گردید که عبارت بود از: شهر های جلال آباد، چغچران، شبرغان، فیض آباد، غزنی، میدان شهر و قلعه نو. براساس آمار نهاد ریاست جمهوری س از اجرای دومین مرحله انتقال مسئولیت های امنیتی به افغانها، هم اکنون تا پنجاه درصد مناطق افغانستان شامل پروسۀ انتقال مسئولیت های امنیتی می گردید. مرحله سوم انتقال مسئولیت های امنیتی در سال جاری اجرا خواهد شد و این طرح تا آخر سال 1392 تکمیل خواهد شد.

2- تحولات اقتصادی
هرچند افغانستان در سال گذشته از رشد و توسعه لازم برخور دار نبود و این موضوع سبب مشکلات مردم گردید، گرانی مواد اولیه و نبود کار یکی از مهم ترین مسایلی بود که مردم را به شدت رنج داد و حتی سبب نا امیدی توده های مردم از آینده افغانستان گردید، بخصوص آن که فسادهای کلانی در کشور افشا گردید، موضوع کابل بانک و فرار رئیس بانک مرکزی افغانستان به امریکا و افشاگری هایی که او در مورد فساد در افغانستان کرد، مردم را بیشتر به نا امیدی فرو برد تا این که گرهی از مشکلات کور فساد باز گردد.

تاکنون نه تنها صدها دوسیه کلان فساد مورد بررسی قرار گرفته و عدالت در مورد آنان اجرا گردیده بلکه موریانه فساد با منابع اصلی ثروت کشور نفوذ کرده و حتی نیروهای مسلح کشور از این فساد مصون نمانده اند. یکی از دانه درشت هایی که افشا گردید گسترش فساد در بنادر و گمرکات کشور است که در در ماه جدی افشا گردید.

اقای لودین رئیس اداره مبارزه با فساد که در برابر کمیسیون عدلی و قضایی پارلمان، گفت: " راپور برای ما آمده و در آن گفته شده که سه ملیارد و پنجصد میلیون افغانی در سال 1389 و 1390 از بندر حیرتان گم شده است و در حال حاضر هیات های ما آنجا را بررسی می نمایند آنها بررسی را از حیرتان تمام کردند و حالا با گمرک کابل آنرا مقایسه می نمایند". از این گونه اختلاس ها در کشور طی سال های گذشته زیاد رخ داده است و تا هنوز راه حلی برای آن پیدا نشده است.

واگذاری معدن جاجیگگ برای استخراج
در چنین وضعیتی تنها روزنه امیدی که در اقتصاد سال گذشته افغانستان رونما گردید، واگذاری رسمی معدن آهن حاجیگگ به چند شرکت خارجی بود. چند سال است که رای زنی هایی برای استخراج معدن آهن حاجیگگ صورت می گیرد، اما سرانجام در این رقابت هی اقتصادیا دو شرکت کیلوگولدماین کانادایی و فولاد هندی برنده شده و مزایده استخراج این معدن را از آن خود کرد.

اگر کارهای مقدماتی آن شروع شود، می تواند یک تحول خوب اقتصادی در سطح کشور و منطقه باشد؛ زیرا در صورت اجرای این پروژه بزرگ برای حدود ۳۰ تا ۳۵ هزار نفر شغل ایجاد می کند، امری که سخت مردم ما به آن نیازمندند. نبود اشتغال و کار بزرگ ترین مشکلی است که امروز مردم با آن دچار هستند و به همین دلیل هرجایی که زمینه کار و اشتغال در هر نقطه ای از کشور فراهم گردد، نعمت بزرگی برای این مردم است.

اشتغال تعداد 30 تا 35 هزار نفر در کشور می تواند صدها هزار نفر دیگر را در کشورنان بدهد و میزان بیکاری و فقر را به صورت چشمگیری پایین آورد و نیز به دلیل استخراج معادن حاجیگک علاوه بر ایجاد اشتغال برای دههاهزارنفر، می تواند یک تحول اقتصادی و صنعتی را در کشور رقم بزند، هم چنین می تواند زمینه ای برای توسعه کشور بخصوص ولایت بامیان را فراهم نماید.

هرچند هنوز روشن نیست که کی کار مقدماتی استخراج آغاز می گردد، اما گفته می شود که شرکت های یادشده کار را در سال جاری آغاز خواهد کرد.

3- تحولات فرهنگی
در زمینه فرهنگ تحول چندانی در کشور در سال گذشته رخ نداده است؛ جز این که میزان خشونت ها علیه خبرنگاران افزایش یافت و سه تن از خبرنگاران در سال گذشته کشته شدند که خبر خوبی برای اهل رسانه در افغانستان نیست. سادیم خان بهادر زی اخرین خبرنگار کشته شده سال است. طبق آمارها از سال 2001 تاکنون 30خبرنگار که از این جمله 12 تن آنها خارجی بوده اند در افغانستان کشته شده اند.

آنچه در اینجا پتانسیل تهدیدها علیه اهالی رسانه را در افغانستان همچنان ثابت نگه می دارد، این است که در در طول بیش از 10 سال گذشته تا کنون هیچ کسی به جرم قتل و یا تهدید و اهانت به خبرنگاران دستگیر و محاکمه نشده اند، در حالی تهدیدها علیه اهالی رسانه از سوی ارگانها و مقامات مختلف در کشور جریان دارد، اما تاکنون هیچ کسی و یا هیچ نهادی از سوی دستگاه قضایی کشور به دلیل کشتن و یا تهدید اهالی رسانه مورد پرسش ومحاکمه قرار نگرفته است.

طبیعی است وقتی نهادها و شخصیت هایی که فعالیت های رسانه ای چندان به مذاق شان خوش نمی آید از آنجایی که می دانند هیچ نهادی از آنان بازخواست نخواهد کرد، به راحتی اهالی رسانه را تهدید و تحقیر و توهین می کنند و کسی هم نیست که این عمل آنان را محکوم نمایند.

نگته دیگری در که در مورد فرهنگ باید به آن اشاره شود این است که تلاش های برای مرمت ابدات تاریخی شهرغزنی در سال گذشته پیشرفتی نداشت در حالی در سال 2013 این شهر پایتخت فرهنگی جهان اسلام خواهد شد، اما هنوز هم ابدات تاریخی این شهر ویرانه باقی مانده و در حال تخریب بیشتر است.

به هرحال سال گذشته برای مردم افغانستان سال چندان خوبی نبود زیرا رقابتهای قوای سه گانه یاس و نا امیدی را در میان مردم ایجاد کرد و دامنه فقر را گسترش داد و میزان بیکاری در کشور افزایش و چند ولایت کشور دچار قحطی و گرسنگی شدندو ارزش پول افغانی سیر نزولی پیدا کرد و با این وضعیت سال جدید چه خواهد شد، آینده روشن خواهد کرد.

دیدگاه شما