صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

پنجشنبه ۱ عقرب ۱۳۹۳

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

فقر، بیکاری، گرسنگی و انارشیسم اقتصادی در افغانستان

-

فقر، بیکاری، گرسنگی و انارشیسم اقتصادی در افغانستان

با اینکه چند سال از برپای نظام جدید سیاسی و منتخب مردم در افغانستان می گذرد و سالیانه ملیارد ها دالر برای ایجاد و تثبیت نظام اقتصادی در کشور سرازیر می شود وصدها مشاور داخلی و خارجی جهت فراهم ساختن زمینه های زندگی راحت تر برای مردم فقیر افغانستان مصروف هستند و بخاطر این مسله معاشات گزاف و بلندی را دریافت می کنند، اما با این هم نظام اقتصاد افغانستان همچنان از هم پاشیده است و با گذشت زمان، ابعاد فاجعه های اقتصادی یکی پی دیگر چهره عریان می کند وگوشه  دیگری از تیره بختی های مردم افغانستان را به نمایش می گذارد.

 به تازگی سازمان های بین المللی در مورد گرسنگی و قحطی میلیون ها افغان هشدار داده اند و از سوی دیگر نگرانی ها در مورد مافیای شدن بازار کشور و افزایش غیر قابل کنترول مواد مورد نیاز مردم در حال افزایش است؛ این درحالی است که فقر و بیکاری همچنان میلیون ها تن دیگر را در کشور زمین گیر کرده است.

فقر

گفته می شود که بیش از هشت تا نه میلیون از مردم افغانستان هم اکنون در وضعیت نامناسب و زیر خط فقر زندگی می کنند؛ آماریکه نه تنها طی ده سال گذشته کاهش پیدا نکرده است بلکه به دلایل مختلف از جمله جابجای های اجباری در داخل و برگشت بخش از مهاجرین از بیرون کشور، بر دامنه و وسعت جمعیت فقیر کشورافزوده شده است. افغانستان در میان کشورهای جهان سومین کشور فقیر به حساب می رود و این کشور پس  از ده سال قادر شده است تا تنها کمتر از پنجاه درصد از بودجه عادی خویش را از منابع داخلی تامین کند؛ در حالیکه شصت درصد بودجه عادی و تمام بودجه انکشافی آن از طریق کمک های جهانی تامین می گردد.فقر ،عوارض و تبعات ناگواری سیاسی، فرهنگی و اجتماعی – روانی را برای مردم در پی داشته است؛ گسترش خشونت های مسلحانه، فرار از کشور، مهاجرت های داخلی،افزایش غیر قابل گنجایش جمعیت شهرها و خالی شدن روستا و... از جمله این پیامدها است که بوضوح می شود آثار و نشانه های آن را در جامعه مشاهده کرد.

بیکاری

گفته می شود کمتر از چهل درصد از جمعیت واجد شرایط کار هم اکنون در کارهای موقتی و سخت شاغل هستند و بقیه هم چنان بیکار و سر گردان می باشند. افزایش جمعیت، بدون تردید به مشاغل بیشتر نیاز دارند و چرخه اقتصادی باید پاسخ گوی خواسته های آنان باشد؛ اما طی ده سال گذشته نه تنها اقدامات درست و موثری برای ایجاد اشتغال فراهم نگردید بلکه اکثر منابع و بنیاد های اشتغال زایی نیز از بین رفته و بستر گسترش جمعیت بیکار بیش از پیش مساعد ساخته شد. اکثر سرمایه گزاریهای که در بخش صنعت و تولید در داخل صورت گرفت،پس از آنکه از سوی حکومت مورد حمایت قرار نگرفت، ورشکست شده و سپس سقوط کرد که در نتیجه آن هزاران نفر بیکار شدند. صنایع دستی نیز که بخش قابل توجهی از جمعیت کشور را به خود سرگرم ساخته بود و منبع در آمد خانواده های زیادی به حساب می رفت، با واردات نا سنجیده شده و نا بخردانه اجناس بیرونی، از بین رفت و بدینگونه به علاوه اینکه افغانستان تبدیل به بازار مصرف اجناس بی کیفت خارجی گردید، هزاران افغان نیز شغل خود را از دست دادند و به جمعیت بیکاران پیوستند.

دولت طی ده سال گذشته نتوانست کمترین موفقیتی در ایجاد بازار کار و فراهم ساختن زمینه های اشتغال زای داشته باشد و این نهاد که مستقیما در این مورد مسولیت دارد، همچنان فاقد هرگونه سیاست کار آفرینی است. این در حال است که جمعیت افغانستان با رشد سرسام اور، در حال افزایش است و جمعیت جوانی که به زودی با تقاضای های گسترده تری وارد جامعه خواهند شد.

به نظر می رسد نبود پالیسی مشخص برای ایجاد توسعه اقتصادی و کار افرینی بحران حاد و دشواری را طی سالهای نه چندان دور برای افغانستان رقم بزند؛ بحران که آثار و علایم آن از هم اکنون به چشم می خورد و با مدیریت فاسد و ضعیف در بخش اقتصادی جامعه، ابعاد گسترده و نا پیدای بخود خواهد گرفت.

قحطی و گرسنگی

براساس اعلان نهادهای جهانی هم اکنون بیش از سه میلیون افغان که از خشک سالی وقحطی متضرر شده اند، نیازمند کمک فوری غذای هستند . هرچند وقوع حوادث طبعی و غیر مترقبه در تمام کشور امکان پذیر است اما در افغانستان پیامدها و تبعات این گونه حوادث بسیار تلخ و تکان دهنده است؛ زیرا از طرفی افغانستان در فقر مزمن و حاد بسر می برد و خود قادر نیست به تنهای بتواند از عهده نیازمندیهای متضررین بیرون بر آید. از سوی دیگر، مدیریت حوادث و برنامه ریزی برای رسیدگی به اتفاقات غیر منتظره در افغانستان وجود ندارد و سیاست های مرتبط با این گونه موارد کاملا ناقص و نگران کننده است. در حال که افغانستان با فقر دسته وپنجه نرم می کند، وقوع خشکسالی مردم را سخت تحت فشار قرار می دهد و دامنه مشکلات و سختی را می افزاید.

مافیای شدن قیمت ها و بازار

نظام بازار آزاد و ضعف مدیریت های دولتی در کنترول بازار، باعث سوی استفاده، احتکار و انحصار اجناس در بازار شده و گروه های مافیای بر سرنوشت بازار مسلط گردیده اند. این گروه ها با کمال بی رحمی و شقاوت در حال مکیدن خون مردم هستند و قیمت ها را به دلخواه خود تعیین و عرضه می کنند.

هر سال با فرا رسیدن مناسبت های خاص زمانی، اجناس و کالای مورد نیاز مردم در بازار به صورت سرسام آوری صعود می کند اما از پایین امدن قیمتها ویا بالا رفتن در آمد مردم هیچ خبری نیست.

مقامات مربوطه در پارلمان کشور صریحا به ضعف دولت و دست باز مافیا در بازار افغانستان اعتراف کردند که این امر نشان می دهد نظام اقتصادی افغانستان از درون و بیرون مورد تهاجم سخت و سنگینی قرار گرفته و کاملا بیمار شده است.

انارشیسم اقتصادی

علی رغم اینکه نظام اقتصادی منتخب افغانستان در قانون اساسی نظام اقتصاد بازار تصریح شده است اما به نظر می رسد که طی ده سال گذشته و در حال حاضر هیچ نظامی عملا وجود ندارد و امور اقتصادی کشور کاملا با انارشیسم و هرج و مرج مطلق روبروست. فساد گسترده در بدنه دولت افغانستان، اختلاس میلیاردها دالر توسط سازمان های بین المللی، مافیای شدن اقتصاد و بازار، غصب گسترده زمین و... نشانه های قدرتمند و انکار نا پذیر انارشیسم اقتصادی در کشور به حساب می روند.

دیدگاه شما