صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

جمعه ۲۸ قوس ۱۳۹۳

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

اهیمت و فرایند پالیسی سازی عمومی

-

اهیمت و فرایند پالیسی سازی عمومی

پالیسی سازی، یا خط مشی گذاری عمومی یکی از مهم ترین و اساسی ترین بخش وظایف حکومت ها و نهادهای دولتی است. اگر پالیسی سازی را برنامه عمل دولت ها بدانیم، ناگزیریم بپذیریم، این عمل بدون برنامه مدون و از پیش طراحی شده که قابلیت و ظرفیت انعطاف پذیری را نیز داشته باشد، امری ناممکن به نظر می رسد. از این جهت رابطه میان خط مشی گذاری عمومی و سیاست از تنوع و گستردگی فراوانی برخوردار  است و در نزدیک ترین قرائت می توان این دو را بامعنی یکسان و یگانه به کار برد. به طور مثال اگر سیاست را به معنی توزیع اقتدار آمیز ارزشها و یا  هنر حکومت کردن بدانیم، دیده می شود که با معنی خط مشی گذاری عمومی که برنامه عمل دولت ها عنوان شد، رابطه دو سویه و گریز ناپذیری دارد.  در این نوشته ضمن بررسی اهمیت خط مشی گذاری عمومی، فرایند پالیسی سازی عمومی نیز مورد واکاوی قرار خواهد گرفت.  

در عصر کنونی که دموکراسی از نظام های غالب و تقریبا همه پذیر جوامع به شمار می رود، سیر سیاست گذاری و پالیسی سازی نیز به میزان زیادی تحت تاثیر چنین فضایی قرار گرفته است. با اوج گیری و گسترش نظام دموکراتیک مداخله مستقیم دولت به و یژه در پاره ای از امور امری مذموم شمرده می شد. اما دهه هفتاد میلادی و بحران اقتصادی وسیع در اروپا و آمریکا سبب شد که دولت ها شیوه های مداخله غیر حساسیت‏زا را در دستور کار قرار دهد. این امر با تغییر نگاه مکتب لیبرالیسم نسبت به سیاست گذاری ممکن گردید. حالانکه  پیش از آن دخالت مستقیم و به دور از قانون حکومت ها در امور اجتماعی و عمومی امری امکان ناپذیر و به دور از انتظار عمومی تلقی می شد. دولت ها برای مشروع جلوه دادن دخالت های خود ناگزیر باید راه های پیچیده و پر بارتری را می پیمودند که به تعبیری از آن به سیاست گذاری عنوان گردید و در واقع فصل نوینی در حوزه سیاست عملی را پدید آورد. از سوی دیگر کاربردی کردن علم سیاست از جدی ترین دغدغه های کنونی اندیشمندان وبه ویژه اندیشمندان پرگماتیک در حوزه علم سیاست است. از آن جاه که خط مشی گذاری عمومی بیشتر جنبه عینی و عملی حل مشکلات اجتماعی  و عممومی است، می تواند کمک کلانی در کاربردی کردن علم سیاست داشته باشد. در دیگر جانب می توان اذعان داشت که امروزه عوامل اجتماعی و اقتصادی بر عوامل ایدئولوژیکی از اهمیت بیشتری برخوردار است. این همه نشان از  اهمیت و توجه عمیق به مطالعات پالیسی سازی و اجرای آن در کشور ها دارد.

در مورد فرایندهای خط مشی گذاری عمومی نیز نظریه هایی متعدد و گاه مختلفی ارایه گردیده است.  در کوتاه ترین و در عین حال جامع ترین دسته بندی می توان آنرا در پنج بخش شناخت مشکل، ارایه راه حل، تصمیم گیری، قانونی کردن، ابلاغ-اجرا و ارزیابی و نظارت تقیسم کرد. در ادامه به بررسی موارد فوق می پردازیم.

نخستین مرحله در سیاست گذاری عمومی مرحله شناخت مشکل و قرار دادن آن در دستور کار حکومت ها است. این اولین و مهم ترین گامی است که برای خط مشی گذاری عمومی برداشته می شود. البته باید اذعان کرد که شناخت مشکل آن قدرهاهم ساده و راحت نیست. یکی از دشواری های شناخت مشکل چند عاملی بودن مشکلات امروزین است. در سوی دیگر نسبی گرایی قرار دارد. منطق علم، منطق مطلق نیست. علم اکنون به گزاره های اطلاق می شود که تا اطلاع ثانوی معتبر هستند. از این رو درک یک پدیده به ویژه از نظرگاه عملی کاری یک بعدی و امری حتمی نیست.  تنها می توان ادعا کرد که آن چه در زمان حاضر به اثبات رسیده است، الی زمان ابطال آن اعتبار دارد. در دستور کار  قراردادن یک  مشکل نیز کار راحتی نیست. عوامل مختلف از جمله داشتن اراده و قدرت در آن دخیل است.

مرحله دوم خط مشی گذاری عمومی، ارائه راه حل یا راه حل ها است. می دانیم که گاه مسایل راه حل های گوناگون دارند. برای رسیدن به نتیجه لازم، باید تمامی این راه حل ها بررسی شوند و در نهایت مطلوب ترین و بهترین راه حل اتحاذ گردد.

تصمیم گیری و تصمیم سازی در مرحله بعدی پالیسی سازی عمومی قرار دارد. تصمیم گیری در درون سیاست گذاری است. در واقع امر در این مرحله این تصمیم گرفته  می شود که کار روی فلان موضوع قانونی است و از مشروعیت برخوردار است. می دانیم که بخش اختصاص بودجه و منابع یکی از مهم ترین مرحله اجرا و کاربردی کردن یک برنامه برای به بار نشستن هدف است. وانگهی با چنین رویکردی است که منابع لازم از مجاری مختلف وارد  سیستم می شود و راه رسیدن به هدف هموار می شود.

مرحله اجرا و ابلاغ؛ برای اجرا و ابلاغ نهادها و ارگانهای خاصی لازم است.  ممکن است موضوع نهاد سازی خود در درون فرایند کلان خط مشی گذاری قرار داشته باشد. ممکن است در موارد نهادهای ذیربط و قابل استفاده از گذشته موجود باشد. آن چه مهم است، کارایی نهادها و استفاده بهینه از منابع لازم برای دست یابی به اهداف مورد نظر سیاست گذاری عمومی است.

مرحله ارزیابی و نظارت؛ مرحله نظارت و ارزیابی نهایی ترین سیر تکمیل خط مشی گذاری عمومی است. این مرحله به نحوی برونداد تمامی مراحل قبل به شمار می رود. در حقیقت امر تمامی مراحل برنامه ریزی و بودجه پردازی برای اخذ همین محصول نهایی است. اگر مراحل قبلی همگی به گونه درست و منطقی سیر خود را پیموده باشد، نتیجه همان چیزی است  که در ابتدا به آن می اندیشیدیم. در عین حالی که در این مرحله به شکل سیستماتیک و ارگانیک از روندهای آتی ارزیابی هدفمند صورت می گیرد و به رفع نارسایی های موجود اقدام می شود.

چکیده این که طوری که در فوق بدان اشاره رفت، خط مشی گذاری عمومی یکی از مهم ترین و پرکاربرد ترین شیوه های مدیریت دولتی و اجرای برنامه های حکومتی به شمار می رود. پالیسی سازی هرچند به شکل کلاسیک و با عناوین غیر از این از گذشته های دور وجود داشته است، اما به شکل نوین و با تطوراتی که شرحش گذشت، یکی از دستاوردهای مهم و جدید جوامع مدرن است. غیر ایدئولوژیک بودن وعملی بودن بسیاری از چالش های حوزه اجتماعی سبب شده است که اندیشمندان خط مشی گذاری عمومی با دید واقع بینانه و ژرفی نسبت به این پدیده بنگرند و بر آن باشند که در پویایی و پاسخگو بودن نظام های سیاسی فعلی تلاش وسیعی به خرچ  دهند. در افغانستان این روند نیز همچون بسیاری از فرایندهای دیگر به  گونه ای بیمار و دور از مدارج و مراحل علمی مورد عمل قرار می گیرد.  این در حالی است که افغانستان کشور مساله ها است و حل این مسایل که به صورت همزمان وارد شریان های اجتماعی و عمومی گردیده است، مستلزم عزم جدی، دید عمیق و ژرف کاوانه است.

دیدگاه شما