صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

پنجشنبه ۵ حوت ۱۳۹۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

افغانستان و روابط چند پهلوی کشورهای منطقه با طالبان

-

افغانستان و روابط چند پهلوی کشورهای منطقه با طالبان

روابط کشورها با گروه هاي هراس افگن و از جمله طالبان ابعاد پيچيده تري به خود گرفته است. در دو سال گذشته گروه طالبان، شديدترين، خشن ترين و طولاني ترين جنگ ها را عليه حکومت افغانستان سازماندهي کرد و تا سقوط برخي ولسوالي ها و ولايت ها هم پيش رفت. در هر دو سال ولايت کندز به تصرف نيروهاي طالبان درامد و مراکز بعضي ولايت هاي ديگر در معرض تهديد جدي قرار گرفت. در دو سال گذشته نيروهاي امنيتي بيشترين تلفات را داشته اند و تلفات افراد ملکي نيز به بالاترين حد خود رسيد.
اين قدرت را طالبان از کجا به دست آوردند؟ آيا مردم افغانستان به سمت گروه طالبان گرايش پيدا کردند؟ آيا حمايت مالي و تسليحاتي کشورهاي خارجي از طالبان بيشتر شده است؟ يا به ميزان مختلف هردوي اين عامل در قدرت نظامي طالبان دخيل بوده است؟
اگرچه مي توان در اين زمينه از عوامل متعدد نام برد؛ اما در کل دو عامل در تقويت گروه هاي هراس افگن و از جمله طالبان نقش عمده به عهده داشته است:
1-            ضعف اراده و انگيزه کافي حکومت براي مبارزه با طالبان
2-            مناسبات نا پايدار و تعريف ناشده اي سياسي با کشورهاي خارجي
حکومت هييچگاه اراده جنگ و مبارزه جدي با طالبان نداشته است. گروه طالبان در ده سال اخير به گونه اي حکومت افغانستان را فريب داده و آنها را در چاله هاي عواطف قومي و تباري گير انداخته است و از اين طريق بيشترين و بهترين استفاده را برده است.
طالبان هم از پروسه صلح و هم از پروژه هاي بازسازي و نوسازي کشور تا کنون بيشترين بهره را نصيب شده اند. ميليون ها دالر از بابت اجراي پروژه هاي بازسازي و حمل و نقل، به جيب طالبان رفته است. هزاران نفر از افراد طالبان از زندان هاي کشور آزاد شده اند که در ميان آنها فرماندهان مهم طالبان نيز بوده اند. طالبان با شگردهاي مختلف توانستند افراد مؤثر در درون حکومت را راضي کنند که مقامات سابق طالبان را از زندان گوانتانامو آزاد کرده و در راستاي حذف نام رهبران طالبان از ليست سياه سازمان ملل متحد و آمريکا تلاش کنند.
در دور دوم حکومت حامدکرزي مردم افغانستان تنها با يک چيز آشنايي داشتند و آن مسأله صلح با طالبان بود. اين مسأله چنان برجسته شده بود که ديگر همه چيز را تحت الشعاع قرار داده بود. در اين دوره تمام پروژه ها به سمت مناطق نا امن سوق داده مي شد. عمليات هاي گسترده نظامي عليه طالبان در هلمند و جاهاي ديگر متوقف شد. حملات هوايي و عمليات هاي شبانه بر مخفيگاه هاي دشمن ممنوع اعلام شد.
حکومت از اهرم کشتار افراد ملکي بيشترين تبليغات را به نفع دشمن انجام داد و نيروهاي خارجي را بابت عمليات هاي شان بر مواضع طالبان تحت فشار قرار مي داد. دستگاه  حکومتي در اين دوره به وضوح به يک جبهه مدافع منافع طالبان در افغانستان بدل شده بود. طالبان از نظر سياسي نه دشمن و نه يک گروه افراط گرا و تروريست؛ بلکه به عنوان برادران ناراضي مورد لطف و تفقد هميشگي قرار مي گرفت، حتا گفته مي شد که طي اين سال ها بر افراد طالبان ستم روا داشته شده و حکومت بايد از طالبان عذر خواهي کند و براي جبران اين ناديده گرفتن ها آنها را فوق العاده در بست هاي مهم دولتي جا بدهد.
چنانچه رسانه ها و کارشناسان و جامعه مدني در اين باره واکنش شديد نشان نمي دادند، بعيد نبود که حکومت رسما از طالبان معذرت مي خواست و آنگاه به بهانه جبران اين ناديده انگاري ها مردم افغانستان سال ها بايد به گروه طالبان تاوان پس مي دادند.
سياست هاي جاري حکومت گذشته بر دادن امتياز براي طالبان استوار بود. حکومت حاضر بود با هر بهانه اي به طالبان امتياز بدهد؛ ولي در برابر اين همه امتيازات هيچ چيزي به دست نياورد. حکومت، طالبان را به صلح و گفتگوي مستقيم و روياروي دعوت مي کرد؛ اما طالبان در برابر اين دعوت حملات انتحاري راه اندازي مي کردند. مذاکره با دولت را به شدت رد مي کردند و حکومت را دست نشانده خارجي و فاقد اراده مستقل مي دانستند.
جالب بود که حتا ترور شخصيت هاي مهم سياسي از سوي اين گروه نيز کمترين تأثيري را در خط مشي سياسي حکومت به وجود نمي آورد. هر قدر آنها بيشتر مي کشتند، حکومت جدي تر و محکمتر به پروسه صلح مي چسپيد. به اين صورت ده سال تمام گذشت. نه مردم افغانستان به صلح رسيدند و نه تغييري در موضع
گيري طالبان به وجود آمد و نه پروسه هاي ملي به گونه مؤثر و عادلانه به پيش رفت. اين دوره بدون کمترين دستاورد از بين رفت و از فرصت هاي ملي به گونه درست استفاده صورت نگرفت.
در دوره حکومت وحدت ملي انتظار مردم افغانستان اين بود که حکومت يک سياست واضح و شفاف در برابر طالبان اتخاذ بکند و از گروه طالبان تعريف مشخصي داشته باشد، که آيا طالبان دشمن است يا برادران ناراضي؟
حکومت وحدت ملي نيز در ابتدا مشي مسالمت جويانه در قبال طالبان اتخاذ کرد و رييس جمهور از طالبان به عنوان مخالفان سياسي حکومت نام برد. البته اين تعبير از طالبان با واکنش هاي تند در داخل کشور مواجه شد و مردم آن را نوعي تلاش براي مشروعيت بخشيدن به گروه طالبان قلمداد کردند.
ولي پس از شدت درگيري ها در کشور و تأکيد طالبان بر دوام جنگ هاي مسلحانه، دولت ناچار شد سياست خود را تغيير داده وآن دسته از طالبان که با دولت افغانستان مي جنگند و بر مردم عادي رحم نمي کنند، جزؤ دشمنان وطن و مردم بداند. از نظر مردم اين موضع گيري نيز کافي نيست؛ زيرا سبب مي شود که طالبان به دو دسته خوب و بد تقسيم و دشواري تفکيک ميان اين دو طيف، راه را براي هر نوع عمل ضد مردمي در برابر اين گروه باز مي گذارد.
از سوي ديگر حکومت افغانستان با برخي همسايگان مشکل سياسي و جغرافيايي دارند و حکومت تا هنوز تلاش کرده اين اختلافات را ناديده گرفته و روابط خود را با اين کشورها عليرغم اختلافات موجود، مستحکم تر سازد. حکومت انتظار دارد که کشورهاي همسايه  نيز در شرايط فعلي از طرح مسايل اختلافي صرف نظر کرده و به جاي آن بر حمايت از دولت افغانستان تأکيد ورزند و استقلال و تماميت ارضي افغانستان را به رسميت بشناسند؛ اما از نظر همسايگان شرايط فعلي مناسبترين زمان براي گفتگو و مذاکره در باره حل و فصل اختلافات است. آنها مي خواهند حکومت افغانستان منافع آنها را در آينده اين کشور مد نظر بگيرند.
افغانستان در سياست خود با کشورهاي همسايه با وضاحت و شفافيت عمل نکرده است. افغانستان خواسته از طرح مسايل اختلافي با کشورهاي همسايه طفره رود؛ اما همسايگان برعکس مي خواهند حکومت افغانستان حفاظت از منافع آنها را در آينده اين کشور تضمين کرده و بر اختلافات نقطه پايان بگذارد.
وابستگي هاي سياسي، اقتصادي، تجاري و ترانزيتي افغانستان به کشورهاي همسايه و نقش و اهميت اين کشورها در آوردن صلح و ثبات در اين کشور، از مسايلي اند که کشورهاي منطقه و همسايه از آنها به عنوان اهرم فشار بر حکومت افغانستان استفاده مي کنند.
از سوي ديگر رقابت هاي منطقوي و بين المللي و تهديدات داعش نيز سبب گرديده که برخي کشورها ارتباط با گروه هاي هراس افگن از جمله طالبان و کمک به اين گروه ها را جزؤ پلان هاي استراتژيک خود ارزيابي کنند. لذا افغانستان مجبور است که در سياست خارجي خود از مرز تعارفات ديپلماتيک عبور کرده و بر محور واقعيت هاي سياسي و امنيتي، با کشورهاي همسايه و منطقه وارد گفتگو شود و تلاش کند که به سياست هاي دوگانه و حتا چند پهلوي آنها در قبال افغانستان و گروه هاي مسلح مخالف دولت خاتمه دهد.

دیدگاه شما