صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

شنبه ۲ دلو ۱۳۹۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آسیب پذیری افغانستان از تحولات سیاسی منطقه

-

 آسیب پذیری افغانستان از تحولات سیاسی منطقه

امنيت يکي از چالش هاي مهم حکومت در يک و نيم دهه اخير بوده است. امنيت استراتژي توسعه و بازسازي را در کشور تسهيل مي کند و پايه هاي اقتدار مرکزي نظام سياسي را مستحکم تر و استوار مي سازد. امنيت آرامش فيزيکي و رواني را در جامعه فراهم مي آورد و زمينه هاي سرمايه گذاري و فعاليت هاي مختلف تجاري، توليدي، صنعتي، فرهنگي و سياسي را در کشور آماده مي سازد. امنيت اعتماد مردم را به توانايي هاي حکومت مرکزي افزايش مي دهد و اميد مردم را نسبت به آينده بهتر افزايش مي دهد.
اگرچه مسأله امنيت همواره به عنوان يک مشکل فراروي برنامه ها و سياست هاي ملي مطرح بوده است؛ اما فقدان امنيت در دوسال اخير مانع بزرگي را در برابر حکومت و مردم افغانستان به وجود آورده است.
روند جنگ در عراق و سوريه، تشديد رقابت هاي منطقه اي، فضاي حاکم بر روابط بين المللي، تضاد منافع اقتصادي کشورهاي همسايه در افغانستان و تنش آلود شدن مناسبات افغانستان و پاکستان، بر وضعيت امنيتي کشور تأثير گذاشته است.
از اينرو با قاطعيت گفته مي توانيم که امنيت در افغانستان تنها به تضادهاي داخلي مربوط نمي شود؛ بلکه عوامل زياد خارجي نيز در تشديد نا امني در کشور دخالت دارند. در واقع همين مسأله نگراني هاي بيشتري را در سطح ملي به وجود آورده است.دغدغه مردم افغانستان اين است که جغرافياي افغانستان باردگر صحنه رقابت هاي سياسي و نظامي کشورهاي ديگر قرار بگيرد و جنگ هاي فراگيرو خانمانسوز ديگري را براي سالهاي طولاني در اين کشور رقم بزنند. تجربه جنگ داخلي سوريه و کشتارها و ويراني هايي که اين جنگ بجا گذاشته، مايه نگراني بسياري از مردم افغانستان گرديده است. مردم از خود مي پرسند که آيا باز « بازي بزرگ « ديگري در افغانستان در جريان است؟ آيا افغانستان قرار است به سوريه دوم در حوزه آسياي مرکزي تبديل شود؟ آيا ائتلاف هاي جديد منطقه اي و بين المللي براي مديريت اين جنگ در افغانستان شکل خواهد گرفت؟
اين پرسش ها و ده ها پرسش ديگر خواب مردم افغانستان را آشفته کرده و زندگي را بر آنها تلخ کرده است. مردم افغانستان طي يک و نيم دهه از حضور جامعه جهاني در افغانستان حمايت کردند و در تمام پروسه هاي ملي به صورت گسترده اشتراک نمودند، به اين اميد که ريشه هاي دموکراسي، عدالت و همپذيري ملي در کشور تقويت گردد و جنگ و نزاع هاي داخلي براي هميشه از اين کشور رخت بربندد.
اکنون اين آرزوها تا حدودي تحقق يافته و مردم افغانستان با شناخت بيشتر از همديگر، راه هاي زيست مسالمت آميز و مشارکت جويانه ملي را تجربه مي کنند و به صورت مشترک برنامه هاي ملي را در حمايت از حکومت مرکزي به پيش مي برند.
مردم علاوه بر اين که تلاش مي کنند روند همدلي و همزيستي را در سطح ملي گسترش دهند، از پروسه صلح و مصالحه با مخالفان مسلح دولت نيز با صداقت و اميدواري تمام حمايت کرده اند. شهروندان افغانستان از پيشرفت هاي صلح در کشور استقبال کرده اند و صلح با حزب اسلامي حکمتيار را يگ گام بزرگ و مؤفق براي رسيدن به صلح و امنيت سراسري دانستند و اميدوار بودند که ديگر گروه هاي مسلح مخالف دولت نيز به اين درک درست برسند که نجات کشور و مردم افغانستان تنها با حمايت از روند سياسي موجود و تلاش براي اصلاح مداوم نظام، امکان پذير مي شود و با تشديد جنگ و ناامني و کشتار مردم بي گناه، جز  اين که دشمنان مردم افغانستان از آن سود ببرند، هيچ دورنماي روشني براي مردم افغانستان نخواهد داشت.
ولي اکنون که تحولات سياسي و امنيتي منطقه، شکل گيري رقابت هاي جديدي را در افغانستان محتمل مي سازد؛ مردم تشويش دارند که روند تحولات سياسي و امنيتي در کشور با دخالت هاي نامشروع کشورهاي خارجي، از اختيار حکومت و مردم افغانستان خارج شود و اين کشور به صورت ناخواسته قرباني رقابت  کشورهاي منطقه و جهان گردد.
اوضاع سياسي و امنيتي منطقه، ايجاب مي کند که حکومت افغانستان در موضع گيري هاي منطقه اي و بين المللي خود با احتياط بيشتري گام بردارد و حساسيت هاي سياسي را در منطقه مد نظر گرفته و به طور سنجيده و همه جانبه سياست هاي منطقه اي و بين المللي خود را تنظيم نمايد. بايد توجه داشت که هرنوع رويارويي منطقه اي و بين المللي با توجه به اوضاع شکننده افغانستان، به زيان کشور تمام مي شود و حکومت بايد در ارتباط با شکل گيري ائتلاف ها با منطق، عقلانيت سياسي برخورد کند.
نيازمندي دوم و مهم افغانستان ايجاد عزم و اراده ملي براي حمايت از نظام سياسي و جلوگيري از شکل گيري عواملتفرقه انداز در سطح ملي است. ما بيش از گذشته به اتفاق، اتحاد و همبستگي سياسي و اجتماعي ضرورت داريم. ما در مرحله اي قرار داريم که استقلال، تماميت ارضي و همبستگي ملي ما با خطر جدي روبرو است. دشمنان براي زمينه سازي مداخله خود در افغانستان نياز به دلايل توجيه کننده دارند. آنها با خلق سناريوهاي گوناگون سياسي مي خواهند اين زمينه ها را فراهم سازند. به اين خاطر آگاهي، هوشياري و عزم جمعي مردم افغانستان براي خنثي سازي توطئه هاي دشمنان يک ضرورت جدي در شرايط کنوني به شمار مي آيد.
متأسفانه رقابت ها و اختلاف هايي که اين روزها در درون نظام به مشاهده مي رسد و ضعف ها و کاستي هايي که در سياست ها و رويکردهاي امنيتي وجود دارد، بر نگراني هاي مردم بيشتر دامن زده است. زيرا کشورهايي که منافع سياسي، امنيتي و اقتصادي شان را در نا امن سازي افغانستان مي بينند، از  اختلاف هاي دروني حکومت سود مي برند و براي پارچه پارچه کردن مردم افغانستان با نام ها و عناوين گوناگون تلاش مي ورزند.
در وضعيت فعلي اين وظيفه دولت است که به لحاظ رواني به مردم افغانستان آرامش دهد و با تشريح و توضيح سياست هاي منطقه اي و بين المللي چشم اندازهاي روشني براي مردم افغانستان ترسيم نمايد. از سوي ديگر واقعيت هاي سياسي و امنيتي موجود در عرصه داخلي و خارجي مد نظر گرفته و سياست ها و استراتژي هاي کارسازي در قبال کشورهاي مختلف در پيش بگيرد. دولت با حمايت مردم افغانستان به صورت همه جانبه بايد تلاش نمايد تا از نفوذ گروه هاي دهشت افگن و مزدور کشورهاي خارجي در افغانستان جلوگيري کرده و ديپلماسي خود را در عرصه بين المللي بر محور منافع ملي کشور، فعال سازد.
بدون شک اگر نابساماني هاي دروني حکومت از بين نرود و مقامات کشوري بر محور منافع ملي، خواسته هاي خود را سامان ندهند، مردم بيشتر اعتمادشان را نسبت به کارکردهاي حکومت از دست مي دهند.
ناهماهنگي و ناهمسويي داخلي سبب ساز بسياري از ناملايمات در کشور مي گردد و زمينه را براي مداخلات بيشتر بيگانگان فراهم مي سازد.

دیدگاه شما