صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

پنجشنبه ۵ حوت ۱۳۹۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

مثلث شوم ناامنی، بی سوادی و فساد

-

تمام مشکلات در افغانستان به نحوی با ناامنی و خشونت ها ارتباط پیدا می کند و بی سوادی نیز از سوی مسئولین، یکی از تبعات نا امنی در کشور قلمداد می شود. در کنار نا امنی، فقر و عدم دسترسی به امکانات نیز از جمله عوامل دیگری هستند. واقعیت این است که با وجود فرصت های زیادی که در طول سالهای گذشته وجود داشته، استفاده درست و مناسب برای حل مشکلات نشده است. به همین خاطر افغانستان در یک دور و تسلسل باطل گرفتار شده است.

نا امنی بهانه ای برای بسیاری از نقایص و کاستی هایی است که کارگزاران و مسئولین نتوانسته اند موفقانه عمل کنند. ولایات افغانستان را از نظر تامین امنیت، می توان به چند دسته تقسیم کرد، مناطقی که در امنیت کامل به سر می برند، مناطقی که امنیت نسبی دارند و مناطقی که با نا امنی های گسترده روبرو هستند. بهانه نا امنی تنها در مناطقی قابل قبول است که شدیدا نا امن هستند و هیچ کدام از ادارات دولتی قادر نیستند به راحتی فعالیت هایشان را ادامه دهند. اما در غیر این مناطق، بهانه نا امنی برای کم کاری ها و بی برنامگی ها قابل قبول نیست. در ولایاتی مانند کابل و یا مناطق مرکزی و شمالی کشور که امنیت کامل برقرار بوده، اما کار چندانی برای رشد آموزش و پرورش و تحصیل جوانان و نوجوانان صورت نگرفته چگونه می شود که نا امنی را بهانه ای قرار داد برای آنچه باید انجام می شد ولی نشده است؟

مردم این مناطق در طول چند سال گذشته مکررا از دولت تقاضا نموده اند که امکانات دسترسی مردم به آموزش و تحصیل را فراهم کند، ولی کمتر به تقاضای آنها پاسخ مثبت داده شده است. البته تنها دولت در این امر مقصر نیست، بلکه انجوها و موسساتی که در سالهای گذشته بیشترین حجم کمک های بین المللی برای افغانستان را به مصرف رسانیده اند نیز به خاطر نداشتن تجربه، تعهد و برنامه لازم، چنانکه باید کاری برای محو بی سوادی در افغانستان انجام نداده اند.

همچنان که نا امنی عاملی است برای بی سواد ماندن و دوری از تعلیم و تربیه، متقابلا بی سوادی نیز عاملی برای بی ثباتی، نا امنی، افزایش جرم و جنایت و دوری از نظم در جامعه است. دقیقا فقر نیز همین گونه است یعنی هر چه فقر بیشتر باشد امکان تحصیل و تعلیم و تربیه کم می شود و بالعکس هرچه بی سوادی و دوری از تعلیم و تربیه در جامعه ای بیشتر باشد، فقر نیز افزون تر می شود.

بنا بر این افغانستان درگیر یک دور و تسلسل باطل است. فقر و نا امنی و نبود سیاست های منظم و کارآمد و دراز مدت باعث شده تا جمعیت زیادی از مردم بی سواد باقی بمانند و همین گونه در مقابل آن بی سوادی و دوری از تعلیم و تربیه نیز مسبب بی نظمی، بی ثباتی، نا امنی و گرایش به انواع جرایم و جنایات و حتا پیوستن شماری از جوانان به گروههای مخالف دولت می گردد.

راه بیرون رفت از چنین وضعیتی این است که دولت افغانستان و موسسات و کشورهای کمک کننده به راهکار عملی و دراز مدت و جدی برای غلبه بر مشکلات موجود دست یافته و آن را عملی کنند و گرنه از این که هر مشکلی را به مشکل دیگر نسبت بدهیم راه به جایی نخواهیم برد و در همین دور باطل گرفتار خواهیم ماند.

دیدگاه شما