صفحه نخست » افغانستان » دسته هاي انتخاباتي و التزام به وحدت ملي
دسته هاي انتخاباتي و التزام به وحدت ملي
تئوري پردازان علوم سياسي در مورد تعريف دانش واژة «منافع» ملي به توافق نرسيده اند. هر تئوري پرداز، با توجه به مباني و پيش فرض هاي اش دست به تعريف اين دانش واژه مي زند. البته اين وضعيت، در تمام حوزة علوم انساني و اجتماعي به ويژه علوم سياسي حاكم است.
اما يك توافق نسبي در مورد عناصر و مؤلفه هاي منافع ملي ديده مي شود. از اين رهگذر، مباحثي چون حفظ «بقاء» و «موجوديت»، «ارزش» هاي حياتي و عمومي و «توسعه» و رشد اقتصادي، عناصر و مؤلفه هاي منافع ملي است.
با اين وصف مي توان گفت، وحدت ملي و جمعي در جامعة چندقومي و چند پارچة افغانستان جزء منافع ملي كشور است. اين مفهوم را مي توان، هم در ذيل حفظ بقاء و موجوديت و هم در ذيل ارزش هاي حياتي و عمومي تحليل كرد.
از اين نظر، اگر وحدت ملي و همبستگي عمومي در سطح جامعه حفظ نشده و برهم بخورد، نا امني ها و آشوب هاي اجتماعي ظهور كرده و ثبات سياسي در معرض تهديد قرار خواهد گرفت. هنگام كه وحدت ملي و روحيه همپذيري در ميان همه موجود نباشد، رابطة متخاصم برقرار شده و كشور به سرعت به سمت خشونت هاي اجتماعي گام بر خواهد داشت.
نمونة اين سخن را در طول تاريخ سياسي غم بار كشور به ويژه دهة خونين هفتاد ديديم و با تمام وجود مان حس كرديم. در آن زمان، روحيه وحدت و همپذيري ملي در سطح كشور وجود نداشته و برخي ها در تلاش سياست ورزي با رويكرد انحصاري و حذف ديگران بودند. اما اين رويكرد، به نفع هيچ يك به ويژه دنبال كنندگان انحصار نبود؛ نا امني و بي ثباتي به صورت گسترده دامن گستراند، به گونة كه به عنوان سياه ترين دوران در خاطره ها تبديل شده و ياد مي گردد.
بنابر اين، وحدت ملي و همبستگي جمعي در كشور چندقومي و چند پارچة مانند افغانستان، از حياتي ترين و مهم ترين مسايل است. جزء منافع ملي است كه «قاعدة» تامين و حفظ ثبات سياسي و امنيت نسبي است. مي توان فرمول گونه و با زبان رياضيكي مطرح كرد كه:
وحدت ملي = با امنيت نسبي و ثبات سياسي در افغانستان
انفصال و طرد ملي = با نا امني و بي ثباتي سياسي در افغانستان
بنابراين، عقل و خرد سياسي حكم كرده و تجويز مي نمايد كه از رفتارهاي سياسي متضاد با وحدت عمومي پرهيز كرد. بدين معنا كه نبايد رفتارهاي وحدت ستيز صورت گيرد. حفظ وحدت ملي و همبستگي جمعي در جامعة چندقومي افغانستان، خط سرخ براي همه باشد. نظامي، فعال اقتصادي، سياست مداران و دانشمندان و فرهنگيان همه و همه به اين امر ملتزم باشند. زيرا به طور حتم مي توان گفت كه هيچ شهروند و هيچ جريان و نيروي سياسي خواستار برهم زدن ثبات سياسي كشور نيست.
از اين روي، حركت هاي وحدت سوز و پديد آورندة انفصال اجتماعي، از سوي هر شهروند و هر جريان و نيروي سياسي كه صورت گيرد، محكوم بوده و در راستاي منافع ملي تلقي نخواهد شد. بلكه درست در جهت خلاف منافع ملي ارزيابي مي گردد.
مردم افغانستان در سال 1393 طولاني ترين، پر درد سرترين و در عين حال خسته كننده ترين انتخابات را سپري مي كنند. از چه زمان هاي كه در مورد قانون و بايدهاي انتخاباتي و نيز امنيت روند، شاهد تنش ها و كشمكش هاي سياسي بودند و تا هنوز كه دوبار رفتن به صندوق هاي راي دهي و رنگين كردن انگشتان را تجربه كرده اند، انتخابات به ثمر نرسيده است. نه تنها به ثمر نرسيده است بلكه هر روز با چالش هاي تازه و رويِ همِ كه آفريده مي شود، نگراني هاي اجتماعي بيشتر و بيشتر مي گردد.
پس از اين كه دور اول، بي نتيجه پايان يافته و دو نامزد به رقابت هاي دور دوم، رهسپار گرديدند، يكي از نگراني هاي جدي «قومي» شدن سياست و موضع گيري هاي سياسي بود. گرچند سياست در افغانستان هنوز مبناي قومي دارد و بازيگران سياسي نيز قومي بوده و از خاستگاه هاي قومي بر مي خيزند، اما نگراني اين بود كه در دور دوم، رقابت هاي سياسي قومي «عريان» تر و «برهنه» تر نشوند.
متاسفانه، از چيزي كه در هراس بوديم تبديل به واقعيت گرديد. پس از راي دهي دور دوم، تنش هاي قومي به اوج خود رسيده است. سخن از مرزبندي هاي پشتون و فارسي وان زده شد و مي شود، و تقسيم بندي هاي جغرافيايي شمال و جنوب نيز مطرح مي گردد.
اما پس از آن كه مكالمة تفلني ضياء الحق امرخيل رييس دبيرخانة كمسيون انتخابات از سوي دستة اصلاحات و همگرايي نشر شد، تنش هاي قومي بيشتر و مرزها و شكاف ها فعال تر شده است. از يك نگاه و در ميان يك جماعت، امرخيل قهرمان ملي و بابا تلقي شد و از نگاه و در ميان جماعت ديگر، خاين به راي مردم. اما چون وي مهرة اداري صرف بود، پس از چند روز هياهوهاي رسانه اي و خياباني از صحنه كنار رفت و بحث جنجالي اش نيز به صورت نسبي خوابيد.
اما اكنون نوار صوتي ديگري از سوي دستة اصلاحات و همگرايي نشر مي شود كه گويا استاد محمد كريم خليلي معاون رياست جمهوري و رهبري حزب وحدت در جانب داري از يك تيم صحبت كرده و اطمينان مي دهد كه از همة سازوكارهاي قانوني و غير قانوني از سوي حكومت و جامعه جهاني سود جسته خواهد شد، تا زمينة برندگي اش فراهم گردد.
بگذريم از اين كه آيا اين نوار صوتي حقيقي است و يا جعلي؟ ثابت مي شود و يا نمي شود؟ و دادگاه ها و مراجع عدلي و قضايي با اين نوار چه خواهد كرد؟ بحث مهم اين است كه نشر اين نوار صوتي، شكاف هاي اجتماعي و مرزبندي هاي قومي را فعال تر و پررنگ تر كرده است. به صورت مشخص تاجيك ها را با هزاره ها در حالت رويارويي قرار داده است. حتي هزاره هاي كه به لحاظ دسته بندي هاي انتخاباتي با دستة اصلاحات و همگرايي بوده اند، از نشر اين نوار متاثر و ناخشنود گرديده و لب به اعتراض گشوده اند. رويارويي به پيمانة شده است كه همان ادبيات دهة هفتاد تكرار مي شود. سخن از رويارويي هاي حزب وحدت و شوراي نظار به رهبري قوماندان مسعود به ميان آمده است.
بنابراين، مي توان نتيجه گرفت كه نشر اين نوار، وحدت ملي را به شدت ضربه زده و اگر مهار نگردد، اين واگرايي ها از روزنامه ها، رسانه ها و فس بوك به لايه هاي زيرين اجتماعي سرايت خواهد كرد.
به هر صورت، سخن آخرين و نهايي كه با نامزدان و دسته هاي انتخاباتي مي توان داشت اين است كه وحدت ملي ضامن ثبات سياسي در كشور است. ثبات سياسي و حفظ آن براي همة مردم افغانستان خط سرخ است و بايد براي شما هم باشد. بازي سياسي نبايد به حدي تنش آلود گردد كه وحدت و همگرايي ملي و در نهايت ثبات سياسي كشور را هدف گيري كند.
