صفحه نخست » افغانستان » تداوی بیماران توسط بقال و تعویض نویس
تداوی بیماران توسط بقال و تعویض نویس
با آنکه سالانه ده ها ميليون دالرجهت عرضه خدمات صحي در اين کشوربه مصرف مي رسد، اما درولايت غور که يکي از ولايتهاي فقير ميباشد، شمارزيادي از باشندگان آن تاهنوزهم به خدمات صحي دسترسي ندارند و با بيماري هاي گوناگون دست و پنجه نرم مي کنند.
تهديدهاي طالبان، ناامنيها، وجود گروهاي مسلح غير مسئول، کم توجهي حکومت مرکزي، فساد اداري، نبود دوا وداکتر و کوهستاني بودن اين ولايت سبب شده که در برخي ولسواليهاي آن، بيماران توسط دوره گرد، بقال و تعويذ نويس تداوي شود.
براساس گفتههاي شماري از شهروندان غور، در بيشتر مراکز صحي اين ولايت داکتر متخصص، قابلههاي زنانه، نرسهاي تعليم ديده ودواي لازم وجود ندارد و در برخي ازاين کلينيکها کساني که کورسهاي مستعجل ششماهه خوانده اند براي شفاي بيماران نسخه مي نويسند.
معصومه انوري رييس امور زنان ولايت غور ميگويد: «تا هنوزهم دراين ولايت زنان حامله توسط دايههاي محلي به صورت سنتي زايمان داده مي شوند». او مي افزايد: «با آنکه براساس پاليسي وزارت صحت عامه درهر کلينيک بايد يک داکتر ام دي، يک جراح و يک داکتر زنانه وجود داشته باشد؛ اما در تمام اين ولايت تنها يک داکتر «MD » زن وجود دارد».
به گفته خانم انوري، به استثناي شفاخانه ولايتي غور هيچ يک ديگراز کلينيکها و مراکز صحي اين ولايت داکترMD زن ندارد. او ميگويد: «نبود داکتر زنانه و عدم دسترسي زنان به دوا سبب شده که سالانه تعداد زيادي از اطفال و مادران غور، جانهاي شان را ازدست بدهند».
گلجان رحمتي يکي از فعالان حقوق زن درغور ميگويد» نبود داکتران زن و قابلههاي زنانه درمراکز صحي اين ولايت سبب شده که بيش از20 تا 25درصد زنان حامله به کلينيکها مراجعه نکنند، آنان همانند زنان چهل سال پيش توسط دايه هاي محل زايمان داده مي شوند».
تداوي درولايت غور توسط بقال و ملاي تعويز نويس به يک امرعادي تبديل شده است؛ صبري گل که از منطقه مرغاب در شفاخانه ولايتي اين ولايت به چخچران آمده است ميگويد، دراوايل بهار، به خاطر پا دردي اش چهار پيچکاري، دوتخته گولي و يک مرهم ازبقال خريده بود، تجويز اين دوا سبب شده است که وي با پنديدگي پاها، کمردردي وسرگيجي مبتلا شود.
درهمين حال حسن حکيمي يکي ازفعالان مدني اين ولايت ميگويد: «دربعضي قريه جات غور دواي انساني ودواي حيواني در يک دواخانه توسط ويترينرهاي حيواني و دکانداران محل به فروش مي رسد». او مي افزايد: «کسي بنام خليفه سير ايزارک از مربوطات مرکز ولايت غور که از اندک سواد ابتدايي برخوردار است يک مرکز صحي دارد، او همانند يک داکتر به بيماران نسخه تجويز نموده دوا مي کند».
حکيمي روند عرضه خدمات صحي را در غور مافيايي خوانده علاوه مي کند: « طرف قرارداد وزارت صحت عامه در اين ولايت مرکزتعليمي و تربيوي براي افغانستان (ACTD ) که يک انجوي داخلي است، ميباشد. اين مؤسسه که 56 مرکزصحي را تحت پوشش دارد بارها با اعتراض مردم مواجه شده است؛ اما نه داکتر استخدام مي کند، نه دوا ميآورد و نه به کسي جوابگو است».
اين درحاليست که شماري ازدواخانهها و کلنيکهاي شخصي بدون جواز صحت عامه نيز درغور فعاليت مي کنند که بعضي شان حتا جواز شاروالي را هم ندارند. اين کلينکها به بهانههاي مختلف ازمريض پولهاي هنگفت ميگيرند ودوا را بالاي آنان تا ده برابرقيمت به فروش مي رسانند.
براساس پاليسي وزارت صحت عامه، درهر مرکز صحي بايد 72 قلم دواي اساسي وجود داشته باشد، اما دراکثر مراکز صحي غور ازاين موارد تنها نصف آن وجود دارد، آنهم بيشتر دواي پاکستاني است که ازکيفيت بسيارپايين برخوردار ميباشد.
اما غلام نبي يگانه رييس صحت عامه ولايت غور نا امني، وجود گروهاي مسلح غير قانوني و کوهستاني بودن اين ولايت را سبب پايين بودن عرضه خدمات صحي در اين ولايت خوانده ميگويد» دراين ولايت سه شفاخانه و69 مرکز صحي وجود دارد».
او علاوه مي کند: « برخي از بيماراني که جهت تداوي به بقال وملاهاي تعويز نويس مراجعه ميکنند ازروي عادت است نه کمبود خدمات صحي». يگانه ميگويد» که درشهرها با وجود شفاخانههاي مجهز وداکتران لايق نيزبرخي بيمارن به تعويذ نويسان متوصل مي شوند».
درهمين حال مسئولان کميسيون مستقل حقوق بشر ولايت غور نيز مي گويند که شمار زيادي ازباشندگان اين ولايت ازکمبود داکتران متخصص، کمبود ادويه جات در مراکز صحي، نبود امکانات و تجهيزات مورد نياز مراکز صحي در ولسوالي ها، کيفيت پايين ادويه جات، نبود داکتران مسلکي زنانه در مرکز و ولسواليها و دور بودن مراکز صحي از قريه جات رنج ميبرند.
غوريکي ازولايت هاي کوهستاني است که درمرکزافغانستان موقعيت دارد. اين ولايت با حدود هفتصد هزار نفوس يکي از محروم ترين ولايتهاي کشور است که درچند سال اخير به دليل ظهور نيروهاي مسلح غير قانوني به يکي از نا امن ترين ولايت ها تبديل شده است.
