صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۴ عقرب ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آيندهي که درميان زباله ها تباه ميشود

آيندهي که درميان زباله ها تباه ميشود

در چاشتگاهی که هوا ازشدت گرما دَم کرده بود، آفتاب تموز به شدت می‌تابید، سک‌های ولگرد زبان شان را ازدهن کشیده در سایه‌های دیوار سر رابه زمین گذاشته لهله مزدند؛ بشیر، بوریی سیاه چرکین به دوش و باسیخی که نوکش کمی کج بود هربسته زباله را که می‌دید پاره می‌کرد، خم می‌شد ‌نگاهی به داخل آن می نداخت ، سپس با سرآستین عرق پیشانه اش را پاک کرده خسته ومانده به راهش ادامه می‌داد.
درکوچه مسجد، نزدیک تعمیر پنج طبقه آبی رنگِ سناتور، یک زباله دانی کلان بود که مردم محل زباله‌های شان را درآن می‌ریختند، سگها روی آن به خاطر پیداکردن یک توته استخوان پارس می‌دادند. اما، بشیر کوشش می‌کرد که زود تر ازگله بزها وسک‌های ولگرد وحتا دیگر بچه‌های که زباله جمع می‌کردند خود را آنجا برساند؛ آن روز هم مثل همیشه وقتی، آنجا رسید ازگله بزها وسگها خبری نبود. او، نخست ایستاده شد یک مکثی کرد سپس بوری اش را ازدوش به زمین گذاشت مثلی‌که چیزی را گم کرده باشد با سرسیخ شروع کرد به پالیدن داخل زباله‌ها.
بشیر، بدون توجه به اطرافش، ازمیان زباله‌ها، اشیاء پلاستیکی، قوطی‌های فلزی، کاغذ کهنه واستخوان را جمع کرده داخل بوری می انداخت. عابرینی‌که از آنجا تیرمی‌شدند، با دستمال بینی شان را محکم می‌گرفتند، دانش آموزان تمسخرش نموده فحش می‌دادند وتُفی به زمین انداخته می‌گفتند: اُو پودری! چرا زباله هارا شور میدهی، نمیدانی‌که بوی گندش به نصف آسمان رسیده! اما او، به آن بوی عادت کرده بود فحش دادن دانش آموزان هم به وی، تأثیر نداشت. چون کارهمیشگی اش پالیدن داخل زباله‌ها بود. گاهی حتا یگان خوردنی‌های را نیز ازداخل زباله‌ها برمیداشت.
بشیر که حدود سیزده ساله به نظر می‌رسد هفت ماه پیش با بچه‌های عمه و مامایش، از قندوز به‌خاطر کار به کابل آمده، او می‌گوید که تنها نان آور خانواده چهارنفری می‌باشد که پدرشان را درحملات انتحاری ازدست داده است. وی با جمع کردن اشیاء داخل زباله‌ها روزانه 110 تا 130 افغانی کارمی‌کند، شبها را دریک سرای که مرکزجمع آوری زوباله‌ها است، همراه دیگر بچه‌های کارگر زیر یک خیمه به صبح میرسانند.
ازوی می‌پرسم چقدر درس خوانده است؟ اوبریده بریده می‌گوید:» دوسال مکتب رفتم و پنج سوره را هم درمسجد خواندم، اما سه سال است که کارمی‌کنم دیگر مکتب نمی‌روم». سپس با خنده تلخی که به لبان ترکیده اش نقش می بندد طوریکه دندانهای سفیدش معلوم می‌شود علاوه می‌کند» مجبورم کارکنم، اما غیر از همین کار دیگر کاری گیرم نمی آید». او، لحظه به انبار زباله‌ها  خیره می‌شود، با سرانگشتانش چرک‌های پشت گردنش را تراشیده می‌افزاید: پیش از این دانه اسپند دود می‌کردم، شیشه‌های موتر مردم را پاک می‌نمودم، اما روزانه 50 و60 افغانی بیشتر گیرم نمی‌آمد.
زمانی که بشیر از کار وزندگی اش قصه می‌کند، پیرمردی یک کراچی زباله را ازکوچه‌ بغل دست آورده روی زباله‌های انبار شده می‌اندازد، به محضی که زباله‌ها به زمین می‌ریزد، بشیر ازمن دور می شود و با سیخ سرکجش به سراغ آن می‌رود پنج قوطی خالی پیپسی قاد شده و دوتا بوتل پلاستیکی را پیدا کرده ورمیدارد وبه داخل بوری اش می اندازد.
آفتاب به نیم کره آسمان رسیده، شعله آفتاب به شدت می تابد، تردود عابرین کم شده، زباله‌ها آنچنان تَفت کرده که بویش از فاصله صد متری به مشام میرسد. اما بیشر بالای آن از زباله ها ته مانده ها وخاک روبه ها را می پالد تاشاید یک شیء پلاستکی، قوطی فلزی، آهن کهنه گیرش بیاید. پس از لحظه بوری اش را پشت می‌کند، نفسک زده به سوی سرایی که انبار زباله هااست، راه می افتد، اما در راه رفتن نمی‌تواند توازنش را حفظ کند گویا پاهایش در اختیارخودش نیست این‌بر وآن بر می‌شود.
این تنها بشیر نست که ازصبح تا نزدیک شام از کوچه‌های کابل زباله جمع می‌کند، مردی که زدران نام دارد و در سرای این زباله ها را انبار می‌کند می‌گوید حدود پانزده تن از کارگرانش کودکان بین 11 تا18 سال است که از قندوز برای کار درکابل آمده است، همه شان زباله جمع میکنند.
اوی می افزاید» جمع کردن کاغذ باطله، قوطی وپلاستیک ازمیان زباله ها کارسخت نیست، اما کمی بوی دارد، مردار و چتل است، بازهم اطفال زود به آن عادت می‌کنند، درعوض پول خوب برای شان می‌دهم، آنان روزانه بین 120 تا 200 افغانی کارمی‌کنند.
نورالدین که حدود 11 ساله به نظرمیرسد کودک دیگری است که با دود کردن دانه های اسپند در اطراف پل کوته سنگی از مردم پول جمع می‌کند، با وجودیکه او مورد توهین وتحقیر قرار می‌گیرد باآنهم به کارش ادامه می‌دهد وروزانه 80 تا 100 افغانی بدست می آورد.
کدام آمار جدید از تعداد کارگران زیر سن در دست نیست، اما مسؤلین آمار سال 2008 را که درآن تعداد اطفال بین 6 تا 17 سال را که مصروف کار درافغانستان هستند به 1.9 میلیون تن تخمین زده است که پنج درصد از کل نفوس افغانستان می‌شود.
کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، می‌گوید شمار اطفال کارگر در افغانستان روبه افزایش است و تنها در شهر کابل 60 هزار کودک کارگر وجود دارد. نجیب‌الله ببرک‌زی، مسوول بخش حقوق کودکان این کمیسیون می‌گوید که این اطفال در وضعیت خرابی قرار دارند برخی شان درمحیط ناسالم وغیر بهداشتی کارمی‌کند ودر بسیاری موارد از آنان استفاده‌های جنسی صورت می‌گیرد
به گفته او، برخی ازاین کودکان مصروف گدایی، دست فروشی درسرک‌ها هستند، تعداد دیگری از آنها در ولایت‌ها مصروف کار‌های شاقۀ مثل خشت مالی، زراعت و کار درمعدن زغال سنگ اند. به گفته ببرگ زی 140 کودک متخلف که دربمبگذاری ها وعملیات های انتحاری دست داشته اند درزندان بگرام زندانی اند.
در همین حال طبق یک آماردیگر که قبلا از سوی صندوق حمایت از کودکان یونیسف به نشر رسیده است، همه‌روزه 5 کودک در اثرعملیات نظامی طرف‌های درگیر در افغانستان کشته می‌شوند. برخی ازاین کودکان به اثر شرایط بد اقتصادی  شامل گروهای نظامی شده اند. اما مسوولان وزارت کار امور اجتماعی تأیید می‌کنند که شمار زیادی از کودکان در معرض خطر قرار دارند. این وزارت می‌گوید که گروه‌های هراس‌افگن از کودکان در انجام حملات انفجاری و انتحاری استفاده می‌کنند.
نوروز رجا