صفحه نخست » افغانستان » بَرَک بافي؛ هنري به بلنداي يک تاريخ
بَرَک بافي؛ هنري به بلنداي يک تاريخ
دوقدم پیشترمیرود، دستش را به کمر گرفته، قدش را کمی راست میکند، به شانه چوبی، گوله، دمکش وچوبچگی که یادگار دوران جوانی اش است نگاه میکند. یک آه پرحسرت از تَهِ دل میکشد سپس باخود میگوید» یادت بخیر جوانی! روزگاری با این شانه چقدر برک بافتم! برخی مردان قبیله شاید تاهنوز هم صدای شانه زدن و آهنگهای را که وقت برک بافی میخواندم به یاد داشته باشند».
امیربیگم هم اکنون نزدیک به هفتاد سال عمر دارد، وی در گذشته با همین شانهیی چوبی که چند دندانش شکسته است، برای مردان قبیله شِیوقُل، تِکههای بَرَکی میبافت. او میگوید:» پیش از انقلاب، یکی از صفتهای خوب دختران جوان دایزنگی هنر برک بافی بود؛ چون هرکس نمیتوانیست برک ببافد، دخترانیکه این فن را بلد بودند، به آنان دختران تانِسته باف میگفتند و نزد پسران خواستگار بیشترداشتند».
او به دیوارتکیه کرده سرسکوی دوازه مینشیند، پس از یک مکث کوتاه نفسش را بیرون داده میافزاید، زمان دیگرگون شده! درقدیم لباس پوشیدن خیلی ساده بود، مردان تِکههای بَرَکی دست بافت که زنانشان ازپشم گوسفند برای آنان تهیه میکردند میپوشیدند و لباس زنان نیز تِکههای کرباس با جاکتهای پشمی بود. اما حالا بَرَک ازمیان مردم گم شده است.
امیربیگم میگوید درقدیم، بَرَک بافی مثل دیگر صنایع پشمی چون گیلم، نمد، خورجین، شالکَی و قالین در بیشتر ساحات هزاره جات رواج داشت، این صنعت زنان هزاره، از شهرت زیادی برخوردار بود؛ در دایزنگی کمتر زنانی بودند که برک نمیبافتند، اما بحران های سیاسی در کشور، مهاجرتها و نبود حمایت دولت از صنایع دستی زنان سبب شده است که این صنعت گرانبها، با رکود مواجه شود.
از جایش برمیخیزد، با انگشتان لرزانش، بالاپوش رنگ و رو رفتهیی بَرَکی را که بالای میخ تاوه خانه اش آویزان است لمس نموده میافزاید: درگذشتهها این صنعت درادبیات محلی وآهنگهای بومی ازجایگاه ویژه برخوردار بود. سپس با لهجه هزارگی چند مصرع شعر را که در وصف دختر بَرَک باف از دوران جوانی اش به یاد دارد زمزمه میکند: «عجب تانِسته بافَه دلبرمن- پریِیِ کوهِ قافه دلبرمن. بِیَه بِلدارشِی رَه هیچکس نداره- ده عاشوقی صرافه دلبرمن. دیده گلِ ازمه ماشِیوموبافه- ماکور شَوم دل افتِیوموبافه». همانطوریکه سرش را بصورت موزون آهسته آهسته شور میدهد میافزاد: « بَرَک خنجری دست باف نازِی- تِکِه خارجَه شرمَلجِی مُوکُونه».
سید احمدحسین احمدپور، سرپرست ریاست اطلاعات وفرهنگ ولایت بامیان میگوید:» درقدیم پوشیدن بَرَک بین مردان هزاه جات عمومیت داشت اما درسالهای پسین این صنعت بومی جایش را به تِکَههای خارجی داده و خود درحال فراموش شدن است؛ هم اکنون تنها مقامات بلند رتبه دولتی وآدمهای خوش روزگار و متمول به تِکَه های برکی دسترسی دارند».
او که خود نیز یک چپن بَرَک خنجرییِ سرخ رنگ به شانه دارد علاوه میکند» باوجود که هنر برک بافی از دیرزمانی با زندگی مردم بامیان عجین شده است، خالقان این اثر به صورتی بسیار زیبا و هنرمندانه، ظرافت، زیبایی و هنر را در تار و پود زندگی مردم تنیده اند، اما دربرخی ازساحات این ولایت برک بافی ازرواج افتاده است، تنها زنان دایزنگی، قریه لیگان وشِیوقل ولسوالی ورس ولایت بامیان رنج تنیدن تارهای پشمی برک را متقبل میشوند و به بافت آن تن میدهند».
باکم شدن تولید بَرَک قیمت آن نیز افزایش یافته است، یک متربرگ سرخجوی و لیگان ورس تا4500 افغانی ویک چپن آن تا 35 هزارافغانی بفروش میرسد، اما اینکه چرا بازهم این صنعت درحال نابود شدن است؟ آقای احمدپور میگوید:» تولید بَرَگ وابسته به مالداری است، مهاجرت ها، خشکسالی های متواتر دو دهه گذشته سبب کاهش مالداری درهزاره جات شده، تهیه آن نیز زمانبراست وزحمت زیاد می طلبد که بیشتر زنان حاضربه بافت آن نمیشوند».
اما اینکه بَرَک چیست وچگونه تهیه میگردد؟ امیربیگم میگوید» بَرَک نوعی تِکَه نرم، چسبان و ضخیم است که ازگُل اولین پشم برههای گوسفندان مخصوص که درهزاره جات پرورش داده میشوند تهیه میگردد. اومراحل ساخت برگ را برشمرده می افزاید» گرچه برک به طور معمول خودرنگ بوده و در رنگها شیرغه، سیاه، سفیده، شیری، شکری و خاکستری میباشد، اما برای مرغوب ساختن آن نخست پشم را با پست چارمغز، ریشه گیاه ایله رنگ وبیخ گل نسترن، رنگ میکنند، پس ازآن زنان کهنسال که تجربه کافی دارند آن را نخ میرسند ، بافت آن توسط دختران جوان زیر نظر یک زن باتجربه با کمک دستگاههای سنتی و نسبتا پیچیده بادست صورت میگیرد.
وقتی بَرَک بافته شده، به خاطر پت کشی»کرک»، آن را مرطوب میکنند روی سنگ داغ یا تاوه گرم حدود پانزده ساعت باکف پا میمالند تاپَت بکشد، آنگه دور یک چوب مثل توب رخت پیچ داده میشودکه خشک شود،. درآخر زیرقیچی خیاط میرود که ازآن با نقشها ودیزانهای جذاب ودیدنی چپن، بالاپوش، کورتی، پتلو، واسکت، دریشی وکلاه زیب تن مردان متمول وشیک پوش این وطن دوخته شود».
در قدیم، بیشتر درویشان بودند که از برک کورتی، پاپیچ، قبا و کلاه میساختند و بعدها با بهبود کیفیت آن، پادشاهان و فرمانروایان نیز قبا و جبه ازجنس برک بهتن میکردند. اما امروزه بیشتر برای فروش به رهبران سیاسی هزاره جات و گردشگران خارجی ساخته میشوند. هم اکنون باوجودیکه این صنعت درحال نابودشدن است، اما اهمیت آن بدلیل زیبای ومرغوبیت آن بیشترشده است.
بابه محسینی یکی ازموسفیدان مرکزبامیان که همیشه پیراهن تنبان سفید با بالاپوش بَرَک چهارگله می پوشد در این مورد میگوید:» دوختن برک نیزمهارت خاص کار دارد، درگذشته خیاطی که برک میدوخت، درنزد مردم ازجایگاه خاص اجتماعی برخورداربود که به آن خلیفه میگفتند، خلیفه ها نیز دروقت دوختن برگ شعرهای نظیر» سوزن ماشین بیرون شد چون سنان آبدار- بَرَگ چارگله را نیش میزدی مانند مار» باخود زمزمه میکردند. محسنی ازبرگ بعنوان یکی از هنرهای دستی، میراث ماندگار و کهن زنان هزاره که ریشه در عمق فکر و ذهن خلاق آنان دارد یاد نموده می افزاید»درسالهای پسین ازبرگ بعنوان رشوه، تحفه وشیرینی به مؤسسات، مقامات دولتی، وحتا خارجی ها استفاه می شود ونیز اهداء چپن وبالاپوش ازتِکه بَرَک، مناسب ترین بهانه ایجاد رابطه میان صاحبان مقصد بامسئولان امور میباشد».
محسنی میگوید» برک هزارگی علاوه برآنکه یک لباس بسیار مقبول، شیک وشاهانه است، یک پوشش گرم زمستانی نیزمیباشدکه درمقابل رطوبت مقاومت دارد، دربرف وباران زود، ترنمیشود. او می افزاد» برک از خاصیت و لطافت خاصی برخوردار است، دردهای عضلانی را کاهش میدهد و برای دردهای مفاصل نیز التیامبخش است».
صنعت برگ بافی وابسته به اقتصاد روستایی ومالداری است، درسالهایی اخیر، مهاجرت ها، ضعف اقتصاد روستای، کاهش گوسفندان وطنی وعدم حمایت دولت ازصنایع دستی، سبب شده که این صنعت دیرینهء زنان هزاره درحال نابود شدن قرارگیرد.
نوروز رجا
