صفحه نخست » افغانستان » ششمين شمارة «ادبيات معاصر»؛ فصلنامة فرهنگي، ادبي و هنري بنياد انديشه منتشر شد
ششمين شمارة «ادبيات معاصر»؛ فصلنامة فرهنگي، ادبي و هنري بنياد انديشه منتشر شد
در اين سالها و فصلها اگرچند ما شاهد نابساماني و جبههها و حملات و قرباني شدنهاي تنپارههاي اين آب و خاک هستيم، و از سويي مباحث داغ سياسي آنهم نه براساس گفتمانهاي علمي و تئوري، در هر فضايي در جريان است؛ اما اين امر هيچگاه ياران بنياد انديشه و ادبيات معاصر را از پاي در نياورده است. ما بر اين باوريم که اين کشور و اين ملت اگر به جايي رسيدني است، راهش همانا مجراي فرهنگ و توسعة فکري است. به عبارت ديگر، ساختارهاي تشکيلاتي بيروني، ساختارهاي سختافزاري و توليد فرهنگي دو بازوي تفکيکناپذير در امر توسعه وبالندگي فکري و اجتماعي است. امروز بيش از گذشته، ما نيازمند توسعه فکري و فرهنگي هستيم و نجات دهندة ما نيز همين راه است. ما اگر نگاهي به عقب داشته باشيم و دهههاي اخير را بنگريم، نقطههاي طلايي ما همان زمانهايياند که بيشتر به توليد فرهنگي پرداختهايم. اگر چند امروز گاهي ما از روي احساسات گپ ميزنيم و ميگوييم: زمان زمان کار فرهنگي نيست و در اين بلبشوي سياسي چرا عدهاي سرگرم خوشخياليهاي فرهنگي است.
فصلنامة ادبيات معاصر اين توفيق را داشته است که تا کنون پروندههاي مختلفي را به بحث بگيرد.
1. پروندة تحصيلات عالي و توسعة فرهنگي، شمارة اول؛
2. پروندة شعر پسامقاومت، شمارة دوم و سوم؛
3. پروندة بررسي کارنامة داستاننويسي و پژوهشي محمدجواد خاوري؛
4. پروندة علامه فيضمحمد کاتب؛
5. پروندة عکاسي در افغانستان.
همانگونه که در سالهاي شور و شر دهههاي اخير، افغانستان از طريق رسانههاي ديگر به جهان رخ آشفته نشان داده است، از لنز دوربينهاي عکاسان نيز بينصيب نبوده است. درواقع، در دنياي شتابآلود حالا عکس بيشترين اطلاعات را با کوتاهترين بيان به خواننده انتقال ميدهد و احساسش را بر ميانگيزد. از همين روي است که عکس تقريبا بيشترين توجه جهانيان را به اين آب و خاک جلب کرده است و بيشترين و سريعترين اطلاعرساني را داشته است. از سوي ديگر بهترين و بيشترين جوايز را نيز در دهههاي اخير از آن خود کرده است که اين امر نشان از بالندگي اين هنر در عرصه عکاسي خبري است.
اما در در قسمت ساختار هنوزهم راههاي نرفتة بسياري را پيش روي داريم. اين درست است که عکاسي در افغانستان رشد چشمگير و قابل توجهي داشته و نسلي جواني در اين عرصه گام ميزنند، ولي هنوزهم عکاسي ما در ابتداي راه است و زواياي تکنيکي بسياري است که شايد فرصت فکر کردن به آنها را نيافتهايم هنوز. عکاسي مدرن جرياني است که به خوبي آغاز شده است و فضاهاي مختلفي را خواهد پيمود و اين جوانههاي تازهقامت، سروستان فرداي اين عرصه خواهند بود.
اما چيزي که در اين گيرودار يادمان رفته است توليد متن است. عکاسي ما با اينکه عمر قابل قبولي دارد و دهههاي اخير بيشترين رشد و بالندگي را داشته است، ولي کمتر دربارهاش نوشتهايم و نقد و تحليل کردهايم. هر هنري رشد پيدا نميکند مگر اينکه پابهپايش مباحث تئوري گام بردارد و نقد و تحليل شود. ادبيات معاصر وقتي خواست اين پرونده را کار کند متوجه شديم که اين کار کار مشکلي است. سختي کار از اين جهت بود که معمولا عکاسان ما دست به قلم نيست و دست به قلمهاي ما از کوچه مباحث عکاسي عبور نکردهاند. اما نااميد نشديم و ويژهنامه عکاسي در افغانستان به بهترين شکلش رخ نمود. اين ويژهنامه مباحث مختلفي را در خود جاي داده است که عبارتند از:
عکاسي بيان واقعيت؛ گفتگو
تاريخ هنر عکاسي در افغانستان
عکاسي مطبوعاتي
بازنمايي خشونت در عکاسي امروز
نسبت روايت و عکس
افغانستان از چشم شيشهاي
نهادهاي تأثيرگذار بر عکاسي افغانستان
نمايه عکاسان
مروري بر عکسهاي مسافر و مک کوري
و...
