صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۳ عقرب ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

روایت شاهدان عینی؛ انتحاری چگونه وارد مسجد امام زمان شد؟

روایت شاهدان عینی؛  انتحاری چگونه وارد مسجد امام زمان شد؟

برچی، در غرب کابل، زمانی امن ترین نقطه پایتخت به شمار می رفت. اما حمله شامگاه روز جمعه، 28 میزان، آرامش این منطقه کابل را برهم زد.
صبح روز بعد از واقعه، وسایل خبرنگاری‌ام را برداشته و به محل حادثه رفتم. این‌جا در ساحه «پل خشک» جایی که انفجار انتحاری جمعه شب رخ داد، مردم این بخش‌ها همه سراسیمه‌اند و بر چهره‌های شان نشانی از غم و اندوه و ترس دیده می‌شود. بر دروازه‌های بیشتری از خانه‌های نزدیک به مسجد امام زمان، پارچه‌های سیاه آویزان است. مردم این بخش‌های کابل عزادارند. صدای ناله و گریه‌های زنان و کودکان از برخی خانه‌هایی که از نزدیکی آن‌ها می‌گذرم به گوش می‌رسد.
احساس می‌کنم این‌جا دیگر آن برچی‌یی نیست که مردم بدون اندک هراس و تشویش از ناامنی به کار و زنده‌گی ادامه دهند. به محلی گرد آیند و یا به مسجدی جهت ادای نماز جمع شوند. مردم هراسان استند. اینکه مبادا تروریستان باز هم در گوشه‌ی دیگری از شهر فاجعه‌ای را خلق کنند. اما این یک طرف داستان است. در دیگر بخش‌های کابل مردم به همان روال عادی به سر می‌برند؛ انگار آب از آب تکان نخورده است. رویدادهای انتحاری و انفجاری اندک اندک برای مردم این شهر عادی شده است؛ واقعاً مردم نمی‌دانند با چه سرنوشتی روبه‌رو شده‌اند و باید چه کار کنند.
زمانی که به دروازه‌ی ورودی مسجد رسیدم مأموران امنیتی پس از بررسی اجازه داخل شدن به مسجد را دادند. وارد مسجد می‌شوم. نخستین بار کسانی را می‌بینم که همواره اثرهای به جا مانده از خون و خشونت و حمله‌های انتحاری را پاک کاری می‌کنند. خون‌های ریخته شده به زمین را می‌شویند و تکه‌های گوشت و استخوان‌های دست و پاهای شکسته‌ی قربانیان حملات تروریستی را از در و دیوارها و زمین جمع‌آوری می‌کنند. شاید این لحظه‌ها، بدترین صحنه‌یی از زندگی باشد که آنان می‌گذرانند. جمع‌آوری گوشت و استخوان و جارو زدنِ خونِ همنوعان شاید کار آسانی نباشد؛ اما این تنها تروریستان هستند که مرتکب چنین اعمالی می‌شوند. باآنکه از انفجار شامگاه جمعه، یک شب سپری شده بود و مأموران شهرداری به پاک کاری محل انفجار اقدام کرده بودند؛ اما هنوز در سقف و ستون و دیوار مسجد، گوشت و خون زیادی باقی مانده بود و این نشان‌دهنده‌ی آن است که قدرت انفجار زیاد بوده؛ چنان‌چه شیشه‌های مسجدی به این بزرگی به کلی شکسته و کلکین‌های نزدیک به محل انتحارکننده نیز کاملاَ ویران شده است.
شاهدان رویداد چه می‌گویند؟
این‌جا با چند تن از شاهدان رویداد بر می‌خورم که هر کدام قصه‌های متفاوتی دارد و چشم‌دید شان را با من در میان می‌گذارند. از قاری سیدعلی حسینی، کسی که شاهد رویداد و از باشنده‌های محل است، در مورد چگونگی وقوع رویداد و اینکه انتحارکننده چه‌طور وارد مسجد شده و خود را تا صف نخست نمازگزاران رسانیده، پرسیدم. این شاهد رویداد گفت، فرد انتحاری با لباس و چهره‌ی مردم محل بوده و زمانی که وارد مسجد شده کسی او را نشناخته است.
به گفته‌ی این باشنده‌ی محل، به نمازگزاران بدون بررسی اجازه‌ی ورود به مسجد داده نمی‌شد؛ اما اینکه انتحاری چگونه با مواد جاسازی شده در بدنش وارد مسجد شده، بیشتر نمی‌داند؛ اما به احتمال زیاد این حادثه‌ی خونین به دلیل غفلت دورازه بان این مسجد اتفاق افتاده است.
به قول این شاهد رویداد، پیش از شروع نماز شام نمازگزاری که در کنار فرد انتحارکننده نشسته بوده کمی باهم مجادله نیز کرده بوده. نمازگزار بغل‌دستی به او گفته کمی فاصله را مراعات کند تا کمی آزاد و راحت‌تر به ادای نماز بپردازد. به گفته‌ی آقای حسینی، انتحارکننده حین ادای نماز به نمازگزاران می‌گوید که «اکنون من جای را آزاد می‌سازم.» و بعد خودش را منفجر می‌سازد.
موسی سلطانی از دیگر شاهدان در مورد رقم ابتدایی تلفات برخاسته از این حمله به من گفت: «در محوطه مسجد بودم. زمانی که انفجار شد من آمدم داخل مسجد. حدود 31 شهید را به شمول آقای فصیحی (ملا امام مسجد) از این جا برداشتیم و بیرون آوردیم، یعنی این قدر را من با چشم خودم دیدم. زنان، جوانان، پیرمردان، ملام امام مسجد و مؤذن شامل کشته شده‌های این انفجار هستند. همچنان حدود 65 تا 70 نفر دیگر زخمی شده‌اند.»
اینکه مهاجم انتحاری چگونه خودش را تا صف نمازگزاران در داخل مسجد رسانده، به گفته‌ی آقای سلطانی پیش از اینکه بررسی‌ها و تلاشی شروع شود، فرد انتحاری از قبل خودش را در مسجد جابجا کرده بوده است و هیچ‌کس به شمول دروازه‌بان از آن آگاهی نداشته است؛ وگرنه کسی بدون بررسی اجازه ورود به مسجد را نداشتند.
از سویی هم شماری از کاربران شبکه‌های مجازی در صفحات فیس‌بوک شان نوشته‌اند که فرد انتحاری به لباس دست‌فروش خودش را در ساحات دشت برچی جا زده بوده و به همین دلیل بدون شناسایی باقی مانده و پس از مطالعات و به محض فراهم شدن فرصت دست به این حمله‌ی خونین زده است.
اما شاهدان رویداد و باشنده‌های محل این خبر را تأیید و یا رد نکردند. آنان در گفت‌وگو با من گفتند زمانی که کشته شده‌های انفجار انتحاری را از مسجد بیرون می‌کشیدند، جسد فرد انتحاری به کلی سوخته و قابل شناسایی نبوده است.
این شاهدان می‌گویند، در حالیکه یکی از پاسگاه‌های بازرسی پولیس در نزدیکی همین مسجد قرار دارد؛ اما پس از وقوع حادثه پولیس با بسیار تأخیر به محل حضور یافت.
مردم هشیار باشند
عزیز رویش، تحلیلگر سیاسی در گفت‌وگو با روزنامه «افغانستان ما» حکومت را مسوول حفظ جان و تأمین امنیت شهروندان می‌داند و می‌گوید حکومت همواره در پیش‌گیری از چنین حملات ضعیف عمل کرده است.
به گفته‌ی آقای رویش چنین حملات خونین نشان می‌دهد که حکومت و بخش‌های کشفی و امنیتی در اجرای وظیفه سهل‌انگاری می‌کنند. او می‌گوید نگرانی‌هایی هم وجود دارد که حلقاتی در داخل نظام زمینه‌ساز این گونه حرکات و حمله‌های انتحاری هستند. به باور آقای رویش حکومت برای حفظ اُتوریته‌ی خود هم که شده باید برا ی حفظ جان شهروندان کشور تلاش کند.
آقای رویش همچنان می‌گوید، نیروی آموزش دیده‌ی مردمی وجود ندارد تا شهروندان کشور به واسطه‌ی آن‌ها امنیت شان را تأمین کنند؛ اما مردم اگر هشیارتر و بیدارتر باشند، می‌توانند از تکرار چنین حمله‌های پیچیده تا اندازه‌ای پیش‌گیری کنند.
اما برخی از باشنده‌های محل که بستگان شان را در این حمله از دست داده‌اند به این باورند که حکومت خودش در انجام چنین حملاتی دست دارد و اگر مردم خود برای حفظ جان شان دست به کار نشوند، این روند همچنان ادامه خواهد یافت. شماری دیگر اما می‌گویند به دلیل گستردگی جغرافیای دشت برچی، پرسونل و امکانات امنیتی در این ساحه باید بیشتر شود.
الیاس طاهری