صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۳۰ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

شعارهای پوپولیستی در انتخابات پارلمان از رویا تا واقعیت

شعارهای پوپولیستی در انتخابات پارلمان از رویا تا واقعیت

چند روزی است که از انتخابات پارلمانی افغانستان گذشته است. اما این رویداد می تواند حاوی درس‌های بسیار مهمی برای مردم و کشور باشد که باید نخبگان، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به تجزیه تحلیل این رویداد سیاسی بپردازند. بدون شک این دوره از انتخابات پارلمان با دوره‌های قبلی تفاوت‌های زیادی داشت که مهمترین آنها حضور پرتعداد افرادی بود که برای گرفتن چوکی پارلمان سعی در جذب آرای مردم داشتند. یکی از دلایلی که باعث حضور پرتعداد افراد در عرصه انتخابات پارلمان بوده است این است که عملکرد نمایندگان پیشین بسیار پایین و نامطلوب بوده است و همین امر باعث شده است که بخش عظیمی از مردم عادی خود را دارای توانمندی اداره کشور با شعارهای رنگارنگ بدانند و تعداد بسیاری بدون داشتن شرایط و توانمندی مناسب در انتخابات پارلمان شرکت کرده‌اند.
یکی از راه‌هایی که برای جذب آرای مردم بکارگرفته شد، استفاده از شعارهای مناسب برای دوران کمپین بوده است. معمولا این شعارها برخواسته از مشکلات مردم، وضعیت کشور، نیازمندی‌های جامعه، نیازهای قشر جوان و... است. بسیاری از نامزدان نیز این موضوع را درک کرده‌اند و بسیاری از شعارهای خود را بر اساس همین موارد تقسیم بندی کرده‌اند. به عنوان مثال عده‌ای شعارهای تامین امنیت سراسری، ایجاد اشتغال، مبارزه با فساد، شایسته سالاری و...را سر دادند.
هیچ شکی نیست که هدف از ایجاد چنین شعارهایی جلب اعتماد مردم و بدست آوردن رای آنها می‌باشد. به عبارت دیگر آنها تنها راه بدست آوردن رای و اعتماد مردم را در ایجاد شعارهای پوپولیستی می‌دانند.
اما سوالی که مطرح می‌شود این است که این شعارها تا چد رنگ واقعیت به خود می‌گیرند و یا اینکه این شعارها بیشتر شبیه آرزو می‌باشند؟ چرا در روزهای انتخابات در حال شنیدن وعده‌هایی بودیم که باهیج منطقی تحقق‌پذیر و واقعی به نظر نمی‌رسد و بیشتر رنگ خیال و آرزو را به خود می‌گیرند؟  و اینکه چرا همچین شعارهایی پوپولیستی و اقتصادی در دوران انتخابات دوباره جان می‌گیرند؟
پوپولیست یا همان اقداماتی است عوام گرایانه که هدف آن رضایت عمومی و جلب پشتیبانی و حمایت مردم در حوزه‌های مختلف است که از این مسیر سیاستمدارن می‌توانند به اهداف و خواسته‌های سیاسی، حزبی وگروهی خود برسند. گفته می‌شود که پوپولیسم یک پدیده سیاسی و اجتماعی است که بین توده‌های مردم به چهار دلیل عمده شکل می‌گیرد: 1- شکاف ثروت و فرصت 2- احساس خطر و تهدیدهای فرهنگی از سوی دیگر ارزش‌ها در جامعه یا از بیرون جامعه 3- گروه باثبات نخبگان در قدرت 4- دولتی که برای آنان به طور موثر کار نمی‌کند. به طور خلاصه پوپولیسم قدرتمند شدن فردی از عامه مردم از طریق حمله به نخبگان، نظام حاکم و قدرت است که توسط عواملی چون شکاف ثروت و فرصت، بیگانه‌هراسی و ترویج ناکارآمدی دولت قدرت می‌گیرد و به ظهور یک رهبر قدرتمند برای خدمت به عامه مردم و بهره‌ور کردن حکومت می‌انجامد که به منزله ترویج حمایت‌گرایی، ملی‌گرایی، نظامی‌گری، ترویج اختلاف، تلاش برای اثرگذاری و کنترل رسانه است.
نخستین استفاده گسترده از واژه پوپولیسم به دهه ۱۸۹۰ و زمانی بازمی‌گردد که مناطق روستایی آمریکای شمالی به جنبشی متمایل شدند که کشاورزان و مزرعه‌دارانِ عموماً اروپایی‌تبار را به عنوان «خلقِ پاک»، تولیدکنندگان واقعی ارزش قلمداد کرده و آنها را در برابر بانکداران و سیاست‌پیشگانی قرار می‌داد که بدون تولیدِ کمترین ارزش افزوده‌ای برای جامعه، تمام حاصل کار صاحبان واقعی سرزمین را به تاراج می‌بردند. پس از آن، «پوپولیسم و پوپولیست»، به درست یا غلط، در توصیف جنبش‌هایی که گاه و بیگاه در گوشه و کنار جهان ظهور کرده و سردمدارانشان، استفاده شده است.
پوپولیست‌ها چگونه می‌تواند به اقتصاد ضربه بزنند؟
کاهش بیکاری و افزایش اشتغال از جمله شعارهایی بود که بسیاری از نمایندگان پارلمان برای خود انتخاب کرده بودند. همانطور که گفته شد انتخاب چنین شعارهایی اقتصادی تکیه بر نارضایتی مردم از شرایط نامناسب اقتصادی و تاکید بر این نکته است که وضعیت موجود می‌تواند بسیار بهتر از آنچه که هست، باشد. اما جدا ازاینکه ایجاد اشتغال و یا کاهش بیکاری در حوزه اختیارات و مسئولیت یک نماینده پارلمان است یا خیر، باید گفته شود که بسیاری از آنها برای حل چنین مشکلات اقتصادی اصلا برنامه و راه حل مناسبی ندارند. آنها مسائل پیچده اقتصاد را در قالب کلمات، جملات و راه‌حل‌های بسیار ساده که مورد پسند عامه غیرمتخصص است، با مهارت تمام، به عنوان تنها راه حل معرفی می‌کنند.
در گزارشی که در مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی کشور ایران در خصوص پوپولیسم و آثار آن، اشاره به  چهار مرحله فروپاشی سیاسی-اقتصادی کشورها در اثر روی کار آمدن سیاستمداران پوپولیست دارد که این چهار مرحله عبارتند از:
در مرحله اول، سیاستگذار پوپولیست با افزایش مخارج و اجرای سیاست‌های یارانه‌ای سعی بر افزایش محبوبیت و دستیابی به رشد اقتصادی کوتاه‌مدت دارد. در این مرحله منابع ارزی به علت افزایش واردات به شدت رو به کاهش می‌رود. در واقع، ظهور پوپولیست‌ها معمولاً با دوره‌هایی که بیلانس تجاری کشور مثبت است، همزمان می‌شود که منابع ارزی لازم برای اعمال سیاست‌های انبساطی، به شکل گسترده در اختیار آنهاست.
در مرحله دوم، محدودیت‌های منابعی اقتصاد تحمیل شده و تورم و کاهش ذخایر خارجی خود را به اقتصاد تحمیل کرده و نرخ تورم رو به افزایش می‌گذارد.
در مرحله سوم، فروپاشی اقتصادی رخ می‌دهد، در چنین شرایطی بازار ارز به یک‌باره فرو می‌پاشد و محدودیت منابع ارزی منجر به افزایش شدید نرخ ارز می‌شود. دولت با محدودیت منابع مواجه شده و مجبور به کاهش هزینه‌ها و یارانه‌ها می‌شود.
در مرحله چهارم، بار دیگر سیاست‌های ارتدوکسی یا اصلاحات IMF (صندوق بین المللی پول)  به اجرا گذاشته می‌شود و در نتیجه نارضایتی شدید اجتماعی و به خصوص طبقه فرودست، منجر به فروپاشی نظام سیاسی شده و در برخی موارد دولت با خشونت برکنار می‌شود.
چگونه فریب شعارهای پوپولیستی را نخوریم؟
به نظر می‌رسد که مهمترین راه برای جلوگیری از اینکه فریب شعارهای پوپولیستی را نخوریم افزایش دانش سیاسی و اقتصادی همه‌ی افراد جامعه است. هرچقدر افراد جامعه دارای بینش قوی سیاسی و اقتصادی باشند کمتر فریب شعارهای انتخاباتی را خواهند خورد. علاوه بر این باید اقتصاد یک کشور قوی باشد چرا که اگر جامعه‌ای از لحاظ اقتصادی ضعیف باشد به راحتی در معرض شعارهای پوپولیستی قرار می‌گیرد و هرچه جامعه به سمت و سوی بهبود و توسعه پویای همه جانبه حرکت کند بدون شک کمتر در معرض چنین شعارهایی قرار خواهند گرفت. بدون شک نقش نخبگان علمی و دانشگاهی در افزایش آگاهی مردم و جلوگیری از فریب مردم از شعارهای پوپولیستی بسیار پررنگ می‌باشد و نخبگان علمی و دانشگاهی با ایجاد سمینارها، همایش‌ها، گفتگو‌ها و میزگردها نقش اساسی را در آگاهی مردم ایفا می‌کنند.
در نهایت باید به این موضوع اشاره کنم که خطر همه‌گیر شدن رویکرد پوپولیستی با توجه به وضع بد اقتصادی و معیشت نامناسب مردم  به خصوص در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی بسیار جدی است. به طوری که بسیاری از شعارهایی که در حوزه اقتصاد مطرح می‌شود فاقد توجیه اقتصادی بوده و صرف برای جلب اعتماد و کسب آرای مردم مطرح می‌شود. اینچنین طرح‌هایی نه تنها منافع ملی را ممکن است به خطر بیندازد بلکه بسیاری از این طرح‌ها دارای فواید مقطعی و کوتاه مدت بوده است و در بلند مدت دوباره فشار بر طبقه ضعیف جامعه خواهد آورد که ممکن است حتی شرایطی را ایجاد کند که نسبت به حالت اولیه بدتر باشد.