صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۹ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

سه شـرط ضروری برای رسیدن به توافق صلح

سه شـرط ضروری برای رسیدن به توافق صلح

نويسنده: باربارا والتر
برگردان: خيرمحمد مقدسي
مردم به برقراری آتش‌بس و توافقات صلح واکنش نشان ‌می‌دهند. آن‌ها احساس خوشی ‌می‌کنند و نسبت به برقراری صلح و آتش‌بس خوش بین هستند و امیدوار اند که همه چیز درست شود .این نشان ‌می‌دهد که اکثر جهانیان در مورد توافق صلحی که منجر به پایان جنگ در افغانستان شود چه احساسی دارد همه ‌می‌خواهند که تلاش‌های صلح در این کشور به نتیجه برسد.
رئیس جمهور ترامپ، ‌می‌خواهد که سربازان امریکایی را از افغانستان خارج کند. طالبان نیز خواهان خروج سربازان امریکایی از افغانستان است. اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان علی‌رغم حضور نیروهای امریکایی در افغانستان خواهان صلح است؛ اما در این میان شهروندان افغانستان فقط ‌می‌خواهند که به جنگ 17 ساله در این کشور نقطه پایان گذاشته شود.
چارچوب توافقی که بین ایالات متحده امریکا و طالبان صورت گرفته بسیاری از مردم را به پایان جنگ در افغانستان امیدوار کرده است؛ اما کسانی که در زمینه توافقات صلح مطالعه و تحصیل کرده است به خوبی ‌می‌داند که این تفکر جز یک توهم و خیال چیزی بیش نیست، آن‌ها می‌دانند که این توافق قطعا به شکست مواجه خواهد شد.
مطالعات آماری متعددی طی 25 سال گذشته، شرایطی را که در آن آتش‌بس و توافقات صلح موفق بوده اند و منجر به پایان جنگ‌های داخلی شده اند مورد بررسی قرار داده است که همه آن‌ها یافته‌های مشابهی بدست داده است.
سه شرط برای رسیدن به توافق صلح ضروری است
1. بن‌بست نظا‌می‌ (Military Stalemate): وقتی‌که طرف‌های درگیر در جنگ به این نتیجه برسند که با گزینه‌های نظا‌می‌ در میدان‌های نبرد به پیروزی نمی‌رسند، تمایل به مصالحه و سازش پیدا ‌می‌کنند. بن‌بست نظا‌می‌ بین طرف‌های درگیر در جنگ یکی از بهترین نشانه‌هایی است که طرفین، توافق صلح را جدی ‌می‌گیرند و در نتیجه آن را عملی ‌می‌کنند.
هنگا‌می‌ که جنگ‌جویان در میدان‌های جنگ به بن‌بست مواجه ‌می‌شود تمایل به سازش با همدیگر پیدا می‌کنند؛ اما اگر یکی از طرفین احساس کند که برنده جنگ ‌می‌شود انگیزه کمتری برای امتیاز دادن به دشمن باقی ‌می‌ماند.
تنها بن بست نظا‌می‌ شرط کافی نیست
2. تقسیم قدرت (Power-Sharing): در گذشته برای موفقیت توافقات صلح همواره تضمین‌های سیاسی و ارضی را به جناح‌های دخیل در منازعه داده اند.
تضمین‌های سیاسی ‌می‌تواند سهمیه بندی قدرت باشد؛ تقسیم وزارت خانه‌های کلیدی، اداره مشترک بخش‌های اجرایی دولت و یا خود مختاری در محدوده خاص همه این‌ها ‌می‌تواند که جناح‌های درگیر در منازعه را رهنمایی کند که دولت را پس از جنگ چگونه اداره کند.
3. طرف سوم (Third Party): مهم‌ترین شرط برای اجرای توافق نامه صلح طرف سوم است چون باید قدرت سو‌می‌ وجود داشته باشد تا از روند تطبیق توافق صلح نظارت کند.
زمانی که طرف سوم برای نظارت و اجرای توافقنامه صلح اعلام آمادگی کند آن زمان موفقیت‌آمیز خواهد بود در غیر آن صورت توافق صلح به ناکا‌می‌مواجه خواهد شد.
مطالعات پیچیده با داده‌های مختلف، آمارها و تجربه های قبلی، همه نشان ‌می‌دهد که طرف سوم به حیث ضامن و یا حافظ صلح تأثیر مثبت و مهم بر موفقیت توافقنامه‌های صلح در جنگ‌های داخلی و صلح پس از جنگ دارد. یافته‌های فورتنا نشان ‌می‌دهد زمانی که طرف سوم و حافظان صلح از روند تطبیق توافقنامه صلح نظارت کند شانس باز گشت به دوره جنگ بین 75 تا 85 درصد کاهش ‌می‌یابد.
اما هیچ یک از این شرایط با وضعیت کنونی افغانستان هم‌خوانی ندارد. تجربه در افغانستان به ما ثابت کرده است که روند مذاکراتی که در حال حاضر در مورد صلح افغانستان در جریان است قطعا شکست خواهد خورد چون افغانستان هیچ یک از شرایط فوق را که منجر به صلح پایدار شود ندارد.
نخست، هیچ یک از طرفین نزاع در افغانستان به بن‌بست نظا‌می‌مواجه نشده است. در واقع طالبان نه تنها فکر ‌می‌کند که در میدان نبرد در مقابل نیروهای خارجی به پیروزی ‌می‌رسد؛ بلکه به این عقیده است که با خروج نیروهای خارجی از افغانستان موقعیت نظا‌می‌آن‌ها تقویت خواهد شد. در واقع یکی از شرایطی را که طالبان به عنوان پیش شرط کلیدی برای امضای توافق‌نامه صلح درخواست کرده است خروج نیروهای خارجی از افغانستان است.
دوم، در گفت‌وگو ‌های صلح افغانستان هیچ برنامه‌ای برای تقسیم قدرت(Power-Sharing) وجود ندارد. طالبان در گذشته ثابت کرده است که با رویکرد تمامیت‌خواه و ایدیولوژیک شان باورمند به اشتراک‌گذاری قدرت با بسیاری از گروه‌های قو‌می ‌در این کشور نیست.
در چارچوب فعلی گفت‌وگو ‌های صلح تنها از طالبان خواسته شده است که با دولت افغانستان به گونه مستقیم صحبت کند. (چیزی که طالبان آن را نمی‌خواهد و بار‌ها رد کرده است) با این حال، در مورد تقسیم قدرت در گفت‌وگو ‌با طالبان هیچ بحثی صورت نگرفته است.
در نهایت در افغانستان طرف سو‌می‌ برای تضمین اجرای توافق نامه صلح وجود ندارد. هرگونه امیدواری برای اجرای توافق‌نامه صلح در غیاب نیروهای خارجی در افغانستان اشتباه خواهد بود. تعجب‌آور نیست که طالبان در موازی با گفت‌وگو ‌های صلح هم‌چنان به جنگ ادامه بدهد.
هیچ یک از طرفین نمی‌خواهند که به توافق برسد. پس چرا ایالات متحده امریکا و طالبان در حالی که میدانند گفت‌وگو های شان محکوم به شکست است مذاکره ‌می‌کنند؟
پاسخ ساده است: هر دو طرف دارای اهداف و انگیزه‌های شخصی هستند. دونالد ترامپ ‌می‌خواهد که نیروهای نظا‌می‌اش را به کشور شان فرا بخواند. برای او تحقق این هدف یک پیروزی در عرصه سیاست خارجی است و هم‌چنان طالبان نیز خواهان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان است در این صورت هردو طرف مذاکره کننده به اهداف شان ‌می‌رسند که در نتیجه بازنده اصلی در این میان رئیس جمهور اشرف غنی است که بدون پشتبانی ایالات متحده در یک وضعیت بحرانی باقی خواهد ماند.
یافته‌های علوم سیاسی نشان ‌می‌دهد که ایالات متحده امریکا نمی‌تواند هم‌زمان با گفت‌وگو ‌های صلح نیروهایش را از افغانستان خارج کند چون خروج نیروهای امریکایی از افغانستان جنگ را کاهش نمی‌دهد. و هم‌چنین خود افغان‌ها به تنهایی نمی‌تواند که از روند اجرای توافقنامه صلح نظارت کند.
تجربه‌های تاریخی نشان ‌می‌دهد که هیچ توافقنامه صلحی بدون نظارت طرف ثالث به نتیجه نرسیده است.
با استفاده از فناوری‌های جدید مانند طیاره‌های بدون سرنشین(Armed drones) بدون حضور نظا‌می‌ایالات متحده امریکا ‌می‌توان تحرکات جنگ‌جویان را نظارت و ارزیابی کرد. و آن‌هایی را که دوباره به میدان‌های نبرد بر‌می‌گردند و رو به خشونت ‌می‌آورند مجازات کرد.
با این حال، هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که دولت ترامپ تمایل به ارائه چنین راه حلی داشته باشد. این مذاکرات شبیه عروسی ناموفقی است که با شور و هیجان بسیار برگزار شده باشد؛ اما در نهایت منجر به طلاق شود.
منبع: واشنگتن پست