صفحه نخست » افغانستان » قباحت زدایی از طالبان
قباحت زدایی از طالبان
نویسنده : عزیزالله مبشر
گرچه روند مذاکرات صلح افغانستان بیش از هرزمان دیگر جدی تر به نظر می رسد؛ اما آنچه که تاکنون به انجام رسیده است نشان می دهد در این تلاش ها نه تنها جایگاه مردم و شهروندان کشور دراین فرایند خالی است که شماری از بازیگران میدان سیاست که همواره سنگ طرفداری از مردم را به سینه می کوبیدند خواسته یا ناخواسته در جبهه مقابل مردم قرار گرفته اند.
برهیچ کسی پوشیده نیست که صلح و مذاکره با گروه طالبان فقط از موضع قدرت و صلابت ملی امکان پذیر است ولاغیر. بنابر این هرکسی که به هدف شاخ و شانه نشاندادن به رقیب سیاسی اش و تضعیف او دولتی را که به نمایندگی از مردم اعمال حاکمیت می کند دور بزند، در واقع اقتدار ملی را آن هم در فرایند بسیار مهم سیاسی چون مذاکرات صلح نا دیده گرفته است و این در واقع قرار گرفتن در جبهه مخالف مردم است.
رسیدن صلح واقعی و به عبارتی عزتمندانه، زمانی ممکن است که دولت و مردم افغانستان در یک جبهه واحد، مقتدر و همصدا تصمیم گرینده اصلی مذاکرات صلح باشند نه چند چهره سیاسی که در این آب گل آلود برای خود ماهی می گیرند.
البته نقد منتقدان سیاسی حکومت به این معنی هم نیست که این حکومت عاری از هرگونه نقص وعیب باشد، هیأت رهبری حکومت وحدت ملی به موجودیت نقایص و معایب نظام کنونی در زمینه های مختلف معترف اند؛ اما تضعیف همین حکومت ولو سراپا عیب و نقص با قیمت پشت کردن به اقتدار ملی و بهادادن بیش از حد به یک گروه تروریستی که بدنام ترین گروه در منطقه و جهان است، چیزی در حد و حدود بی مایه گی سیاسی بیش نیست.
هیچ نظام سیاسی و یا حکومتی در جهان نیست که مخالفان وموافقان خود را نداشته باشد ولی کمتر مخالفان را دیده باشیم که برای تضعیف حکومت و اعمال سیاست های خود، اقتدار ملی و چتر واحد سیاسی یک کشور را من حیث یک کلیت مورد احترام همه نه تنها نادیده بگیرند بلکه بسیار سبک سرانه به آن پشت کند.
دراینکه تأمین صلح و ختم جنگ خشونت درافغانستان یک اولویت اساسی است هیچ شکی نیست. دراینکه مردم از جنگ خسته شده و سخت چشم انتظار صلح اند نیز شکی نیست. دراینکه بخش عظیمی از توان و انرژی نیروی انسانی افغانستان در آتش جنگ دود هوا می شود هم شکی نیست؛ اما پرسش اساسی این است که تأمین صلح و ختم جنگ با چه قیمتی؟
در نزدیک به دو دهه گذشته شهروندان کشور و همچنین همکاران بین المللی دولت و مردم افغانستان برای تأمین ثبات نیم بند کنونی و همچنین ارزش های نوینی چون دموکراسی، نظم نوین سیاسی، آزادی های مدنی، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، حقوق بشر، حقوق زنان و اداره مبتنی بر اراده مردم کم قربانی نداده اند. حالا که قرار است به دلیل خروج سربازان امریکایی از افغانستان مذاکرات صلح به نتیجه برسد، کم ترین توقع و انتظار مردم این است که هیچگونه خللی در حفظ این ارزشها به میان نیاید و این در صورت ممکن است که مذاکرات صلح از یک مرجع واحد ملی به صورت یک دست سازماندهی شود.
همۀ آنانی که در نشست مسکو شرکت کرده اند، نظام طالبانی و حتی مطالباتی که این گروه دارند را مقبول و منطقی نمی دانند؛ ولی برای اینکه به حکومت وحدت ملی نشان داده باشند که می توانند این حکومت را دور بزنند و با دشمن او سرساز در پیش گیرند به نشست مسکو رفته اند که از این نظر شرکت آنها در نشست مسکو قبل از آنکه برای مذاکرات صلح مفید باشد، نوعی قباحت زدایی از چهر مخدوش طالب است.
گرچه تلاش های صلح هنوز هم در پیچ و خم کوچه اول است و تا رسیدن به نتیجه نهایی و قطعی زمانی زیادی در پیش خواهد بود، اما ظاهر شدن فرصت طلبانه چهره های سیاسی در این نشست مسکو به خصوص حامد کرزی رئیس جمهور پیشین کشور بر وزنه و وجهه طالبان در میز مذاکرات صلح می افزاید.
