صفحه نخست » افغانستان » چرا توافق با طالبان میتواند از حملات تروریستی در امریکا جلوگیری کند
چرا توافق با طالبان میتواند از حملات تروریستی در امریکا جلوگیری کند
منبع: نيويورک تايمز
نويسنده: برهان عثمان
برگردان: خيرمحمد مقدسي
ایالات متحده امریکا و طالبان در اواخر ماه جنوری پس از توافق بر سر خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و تعهد طالبان مبنی بر تبدیل نشدن این کشور به پناهگاه امن برای تروریستهای بینالمللی در مذاکرات صلح پیشرفتهای داشته اند. که این توافقات به عنوان تنها راه بیرون رفت از جنگ بدون پیروزی در افغانستان پنداشته میشود.
دلیل اصلی نگهداشتن نیروهای امریکایی در افغانستان ترس از حملات تروریستی به ایالات متحده امریکا و دور نگهداشتن طالبان از قدرت است. این استدلال ریشه در برداشت ما دارد اما واقعیت چیزی دیگری است. تهدید حملات تروریستی به ایالات متحده امریکا از خاک افغانستان، اغراق آمیز بوده است. سالهاست که من از ادعاهای مقامات امریکایی و افغانی که 20 گروه تروریستی در افغانستان فعالیت میکند گیج شده ام. اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان، این کشور را به عنوان خط مقدم مبارزه جهانی علیه تروریزم به تصویر کشیده است که این اظهارات باعث میشود که درگیریها و جنگ در افغانستان بسیار وحشتناک به نظر برسد.
واقعیت این است که جنگ در افغانستان یک منازعه دو طرفه است، چیزی که به طور فزاینده در نواحی تقسیم شده جنگهای مدرن به وجود میآید. جنگ در افغانستان ساده تر از جنگهای چند گانهیی و یا چند گروهی در سوریه، عراق، لیبیا و یمن است. تقریبا در هر نبرد در افغانستان طالبان است که با نیروهای دولتی میجنگد که این عمل سبب شده است تا ما شورش را مترادف با طالبان بدانیم.
گروههای جهادگرای خارجی در افغانستان طی دو دهه گذشته رشد کرد اما به زودی محو شد. القاعده که در جنوب و شرق افغانستان یک نیروی قدرتمند بود حالا به دلیل حملات نظامی پیاپی امریکا و توجه القاعده به خاورمیانه این گروه تروریستی به حاشیه رانده شده است.
طالبان در افغانستان تلاش کرده است که حملات شورشی را در این کشور در انحصار خود داشته باشد که این دیدگاه طالبان باعث کاهش فعالیت گروهای تروریستی دیگر شده است. این دیدگاه زمانی ثابت میشود که طالبان در ماه جون سال 2018 میلادی در روزهای عید آتشبس سه روزه را اعلام کرد که در آن زمان هیچ گروه تروریستی آتشبس را زیر پا نکرد بجز گروه تروریستی داعش شاخه خراسان.
هنگامیکه دولت اسلامی شاخه خراسان(Islamic State in Khurasan Province) در شرق افغانستان ظهور کرد طالبان اولین گروهی بود که که علیه داعش مبارزه کرد. طالبان یکی از سه نیروی بود که در کنار نیروهای نظامیایالات متحده امریکا و دولت افغانستان حملات تهاجمیعلیه داعش شاخه خراسان را حمایت و تقویت کرد و حملات این گروه را به تعداد انگشت شماری از ولسوالیهای مناطق شرقی افغانستان محدود کرد.
گروه طرد شده و به انزوا رفته ای داعش شاخه خراسان پس از گروه طالبان بزرگترین گروه تروریستی در افغانستان است؛ اما 20 گروه تروریستی دیگر که ادعا میشود در این کشور فعالیت دارد از تواناییها و قابلیتهای عملیاتی و تروریستی کمتری برخوردار است. بیش از نیمی آنها گروههای محلی پاکستان هستند، برخی از آنها مدتهاست که از بین رفته اند، تعداد از آنها به طور مرتب ایدیولوژی شان را تغییر میدهند، اکثر آنها اقلیتهای شیعه و یا مسیحی را در پاکستان و گاهی اوقات هندوها را هدف قرار میدهند. گروههای تروریستی دیگر ضعیف هستند و یا به چندین شاخه تقسیم شده است و عمدتا توسط دولتهای سرکوبگر شان به دلیل خصومتها رانده شده اند. برخی از این گروهها تنها 20 یا 30 عضو دارند.
هیچ شواهدی وجود ندارد که بجز بقایای القاعده و گروه تروریتسی داعش شاخه خراسان دیگر گروه ستیزه جو در افغانستان به طور فعال امریکا را تهدید کند. از سال 2001 میلادی تا حال حتی یک حمله ای انتحاری علیه امریکا و اروپا توسط این 20 گروه بجز داعش و طالبان از افغانستان صورت نگرفته است.
اما سوال اساسی منتقدان این است که گروه طالبان در مورد ممنوعیت اقدامات تروریستی علیه امریکا و متحدان آن چه تضمینی داده است و این گروه برای عملی کردن این تعهد شان چقدر صادق است.
انتظار میرود که طالبان مانند هر گروه و یا دولت دیگر برای منافع خود عمل کنند برای این که بدانیم این گروه چقدر قابل اعتماد است باید پرسشهای ذیل را مطرح کرد؛
طالبان برای حذف گروههای تروریستی دیگر از افغانستان برای خود چه دلایلی دارند؟
آیا طالبان توانایی حذف گروههای تروریستی دیگر را دارند؟
من تحولات روابط طالبان با گروههای تروریستی خارجی در افغانستان را ارزیابی کرده ام. مبارزه گروه طالبان علیه داعش شاخه خراسان در افغانستان نشان دهنده اراده و توانایی این گروه برای مقابله با گروههای تروریستی دیگر است طالبان توانایی این را دارد که دیگر گروه های تروریستی را در افغانستان از بین ببرد.
طالبان گروهی ناسیونالیست، سنتگرا و بدون آرمانهای فراملیتی هستند؛ این ویژگی ایدئولوژی طالبان طی چهار سال گذشته از زمان ظهور داعش در افغانستان بیشتر تقویت شده است. رهبری طالبان در سالهای اخیر آن عده از فرماندهانی را که با این گروه تفاوتهای ایدیولوژیکی داشته اند پاکسازی کرده است.
طالبان در گذشته با گروه تروریستی القاعده روابط تاکتیکی و حسنه داشته است؛ اما پرسش اساسی این است که آیا این گروه بعد از خروج نیروهای امریکایی از افغانستان دوباره به القاعده پیشنهاد مهمان نوازی میدهد و یا از فعالیتهای القاعده در افغانستان جلوگیری میکند.
من پس از صدها گفتوگو با چهرههای طالبان، به این نتیجه رسیدم که هم پراگماتیست(Pragmatist)ها و هم قهرمانان پیشین اسامه بن لادن در بین طالبان از القاعده و ایدئولوژی آن خسته شده اند.
پناه دادن طالبان به گروههای تروریستی مثل القاعده به هزینه سرنگون شدن دولت طالبان و جنگ خونین در افغانستان منجر شد. بسیاری از اعضای طالبان القاعده را به عنوان تهدیدی برای جنبش خود میدانند. همفکری با گروههای تروریستی دیگر در بحثهای داخلی طالبان کم شده است و برای این گروه دیگر اهمیت ندارد.
طالبان باید به صورت روشن وصریح همکاری اش را با گروههای تروریستی از جمله القاعده قطع کند و برای جلوگیری از تجمع و ظهور دوباره گروههای تروریستی تعهدات عملی بدهد.
توافق با طالبان این گروه را در جریان فعالیتهای سیاسی در افغانستان قرار میدهد، و فرصتی است که آنها تحت کنترول در آورده شود و از ظهور دوباره این گروه جلوگیری شود. طالبان که تعهد داده است تا علیه تروریزم بین المللی بجنگد و به دولت افغانستان بپیوندد جدی گرفتن این تعهد آنها میتواند مؤثر تر از نگهداشتن نیروهای امریکایی برای جلوگیری از حملات در غرب باشد.
