صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۷ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

رئیس جمهور، فرستاده و طالب؛ زندگی سه شخصی که با جنگ و تحصیل در خارج از کشور شکل گرفته است

رئیس جمهور، فرستاده و طالب؛ زندگی سه شخصی که با جنگ و تحصیل در خارج از کشور شکل گرفته است منبع: نیویورک تایمز / نویسنده: مجیب مشعل / برگردان: خیرمحمد مقدسی

امروز این سه شخص نمایندگان سه گروه اصلی درگیر در جنگ افغانستان است که تلاش می‌کند راه حلی برای پایان دادن به چندین دهه جنگ و خشونت پیدا کند. در دهه 1970میلادی این سه جوان افغان؛ اشرف غنی، زلمی‌ خلیل‌زاد و شیر محمد در خارج از کشور با استفاده از بورسیه تحصیلی مصروف آموزش بودند.
در طی آن سال‌ها، آقای غنی رئیس جمهور افغانستان و آقای خلیل‌زاد فرستاده ارشد ایالات متحده امریکا در مورد گفت‌وگو‌های صلح افغانستان در دانشگاه امریکایی بیروت [پایتخت لبنان] در جریان وضعیت متلاطم و آشفته خاورمیانه که این دانشگاه مرکز پر جنب و جوش روشنفکران و ایدیولوژی‌ها بود مصروف تحصیل شان بودند.
سومین افغانی که اکنون به عنوان رهبر هیأت مذاکره کنندگان طالبان شناخته ‌می‌شود شیرمحمد عباس ستانکزی است او آن سال‌ها را با یونیفورم نظا‌می ‌در کوه‌ پایه‌های همالیا در یکی از معتبرترین مکتب‌های نظا‌می ‌هند سپری کرد.
نقطه پایان گذاشتن به جنگی که 40 سال دوام یافته است کار ساده‌ای نیست. هرچند آقای غنی 69 ساله و آقای خلیل‌زاد 67 ساله تاریخ مشترک قابل توجهی دارند، اما در مورد چگونگی برخورد و مصالحه با طالبان اختلاف نظر فزاینده‌ای دارند.
آقای غنی اخیرا گفته است که او با خلیل‌زاد برای اولین بار به عنوان دو نوجوان، 53 سال قبل در ایالات متحده امریکا ملاقات کردند.
بعد از این که هر دو تحصیلاتش را در دانشگاه امریکایی بیروت به پایان رسانید، در اواخر دهه 1970 میلادی در افغانستان جنگ بود و آن‌ها دوباره به ایالات متحده امریکا بازگشت. آقای خلیل‌زاد دکترای خود را از دانشگاه شیکاگو به دست آورد و آقای غنی مدرک ماستری و دکترای خود را از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد.
حتا در روزهای دانشجویی این دو سبک زندگی متفاوتی داشتند؛ در جریان دانشگاه، آقای غنی بیشتر به نظام سوسیالیستی تمایل داشت و آقای خلیل‌زاد بیشتر طرف‌دار نظام سرمایه‌داری بود. آقای غنی در سخنرانی‌هایش، محمد داوود را به رسمیت می‌شناخت. محمد داوود کسی بود در سال 1973 پسر کاکایش(ظاهرشاه، شاه پیشین افغانستان) را از سلطنت عزل کرد و نظام جمهوری را اعلام کرد.
آقای خلیل‌زاد در یکی از کتاب‌های خود در مورد محمد داوود نظر نیک ندارد، او نوشته است که اولین بار وقتی با محمد داوود روبرو شد، زمانی بود که او از موترش در یک بزرگ‌راه پیاده شد تا راننده‌ای را که از سر راه وی کنار نرفته بود بزند و سپس گوش چپ او را بکشد.
اکرم فاضل، که با آقای غنی و آقای خلیل‌زاد در دانشگاه امریکایی بیروت باهم بودند ‌می‌گوید: «این دو شخصیت بسیار متفاوتی دارند. دکترغنی بیشتر در مورد خودباوری و اعتماد به نفس کار ‌می‌کرد. او بیشتر روی کتاب‌هایش متمرکز بود اما خلیل‌زاد بیشتر شخص اجتماعی بود و برای او زندگی فقط مطالعه و درس خواندن مهم نبود بلکه لذت بردن از زندگی نیز برای او مهم بود.»
کسانی که این دو مرد را شناخته اند ‌می‌گویند بخشی از روابط سرد آن‌ها از تضاد شخصیتی این دو فرد و نحوه عملکرد آن‌ها در برخورد با یکدیگر سرچشمه ‌می‌گیرد.
رابطه بین آقای غنی و آقای خلیل‌زاد از زمانی به سردی گرایید که آقای غنی تأکید کرده بود که ‌می‌خواهد برای برنامه صلح جرگه ملی تشکیل بدهد و هرگونه تلاش و گفت‌وگو‌های صلح به رهبری دولت افغانستان باشد اما شورشیان تاکنون به این درخواست وی پاسخ مثبت نداده است.
از سوی دیگر، آقای خلیل‌زاد در کابل با تمام کارگزارهای قدرت که از دوران فعالیتش در کابل ‌می‌شناخت در مورد مذاکرات صلح ملاقات کرد که این کار او آقای غنی را نسبت به فعالیت‌های خلیل‌زاد بیشتر بدگمان کرد زیرا غنی فکر ‌می‌کرد که دیگر از صحنه گفت‌وگو‌های صلح افغانستان خارج شده است.
آقای غنی در یکی از اولین ملاقاتش با خلیل‌زاد اسم کوچک وی را به زبان آورد؛ کاری که بیشتر اوقات دوستان انجام ‌می‌دهد. او گفت که حالا قصه، قصه زلمی‌ و اشرف نیست بلکه رابطه ایالات متحده امریکا و افغانستان مطرح است.
فراز و فرودهای زندگی شیرمحمد عباس ستانکزی رئیس تیم مذاکره کنندگان طالبان، حتا قابل توجه‌تر از این‌ها است.
شیرمحمد عباس ستانکزی که شاید در اوایل دهه 60 عمرش باشد هنگا‌می ‌که در مکتب‌های نظا‌می‌ هند مصروف تحصیلاتش بود در راه بازگشت به کشورش با دو رویکرد متفاوت مواجه شد؛
در یک طرف او رویکرد کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفته بود و در طرف دیگر، با موجی از ایدیولوژی‌های محافظه‌کارانه اخوان‌المسلمین مواجه بود.
برخی از هم صنفی‌های پیشین آقای ستانکزی در هند ‌می‌گویند که او از سیاست دور می‌کرد اما تا حدی زیادی محافظه کار بود و از خوردن گوشت‌های حرام پرهیز ‌می‌کرد.
عبدالرازق صمدی، که به عنوان ناظر ارشد در کالج افسری ارتش هند(Indian Army Cadet College) بالای آقای ستانکزی نظارت داشت ‌می‌گوید: «او شخص منظم، متمرکز و سازمان یافته بود حتی اگر سیگار ‌می‌کشید دور از توجه ما این کار را ‌می‌کرد.»
پس از آن که شوروی در سال 1979 برای حمایت از دولت کمونیست در کابل به افغانستان حمله کرد، آقای ستانکزی و برخی از هم‌صنفانش سیاسی‌تر شد. به جای بازگشت به کابل، او به پاکستان رفت تا در آن جا به گروه مقاومت ضد شوروی ملحق شود.
آقای ستانکزی دو مهارت عمده داشت؛ یاد داشتن زبان انگلیسی و توانایی نظامی، که این مهارت‌های وی در عملیات چریکی که به منابع اطلاعاتی خارجی متکی بود مفید واقع شد.
آقای ستانکزی معاون عبدالرب رسول سیاف یکی از فرماندهان اصلی عملیات چریکی شد. او در آن زمان رابط اطلاعات نظا‌می ‌ارتش پاکستان بود نقشی که فعالیت‌های سیاسی او را بعد از آن تحت شعاع قرار داد.
(احتمالا دیدن مردی که حالا تبدیل به یکی از مهره‌های کلیدی سرویس اطلاعاتی دشمن آن در صحنه سیاست منطقه تبدیل شده است برای هند مشکل خواهد بود زیرا این کشور او را در یکی از معتبرترین مکتب‌های نظا‌می‌اش آموزش داده است.)
در حالی که آقای ستانکزی از لحاظ ایدیولوژیکی با مجاهدین ضد شوروی نزدیک بود، به عنوان یک شهروند شهر نشین او آن قدر اجتماعی نبود. یکی از دوستانش که او را در دهه 1980 میلادی ‌می‌شناخته است ‌می‌گوید او اغلب همسرش را به رستورانت ‌می‌برد و همواره از مجاهدین به دلیل پنهان نگهداشتن زنانش در خانه سرزنش ‌می‌کرد.
هنگا‌می ‌که طالبان تحت حمایت پاکستان به کابل رسید، آقای ستانکزی معاون وزارت خارجه شد. مهارت‌های انگلیسی او باعث شد که در رسانه‌های بین المللی و بین دیپلمات‌ها، صدای رسای دولتی باشد که زنان را از حقوق اساسی شان محروم کرده بود. او برای به رسمیت شناختن دولت طالبان به ایالات متحده امریکا سفر کرد اما از سوی دولت کلینتون پاسخ مثبت دریافت نکرد و تلاش‌هایش در این زمینه ناموفق بود.
نام وی به طور مکرر در روزنامه شریعت به نشر ‌می‌رسید اما بعدها به مدت طولانی نشر نام وی در روزنامه شریعت متوقف شد. به گفته مقامات متعدد در کابل، آقای ستانکزی در آن زمان احتمالا به دلایل سوء استفاده از قدرت و گرایش او نسبت به الکل با رهبری طالبان به مشکل مواجه شد.
به گفته مقامات، آقای ستانکزی تحت توقیف خانگی قرار گرفت و در آن زمان گفته شد که او به سبب خشم ملامحمد عمر رهبر طالبان توقیف شده است. به گفته دوستانش چیزی که او را در قدرت نگهداشت رابطه دوامدار او با سازمان اطلاعاتی ارتش پاکستان(Pakistani Military Intelligence Agency) بود.
امروز آقای ستانکزی به عنوان رهبر تیم مذاکره کنندگان طالبان کار ‌می‌کند و به طور مستقیم با زلمی‌ خلیل‌زاد نماینده دولت امریکا گفت‌وگو کرده است.
وی در جلسه اخیر با آقای خلیل‌زاد دور یک میز نشست و گفت‌وگو کرد؛ اما هنوز معلوم نیست که آیا او با اشرف غنی یکی دیگر از دانش آموخته‌های خارج که زندگی او نیز با تحصیل و جنگ در خارج شکل گرفته است دور یک میز ‌می‌نیشند یا خیر.