صفحه نخست » افغانستان » دستاورد دموکراسی؛ افغانستان نقـطه وصل منطقه شد
دستاورد دموکراسی؛ افغانستان نقـطه وصل منطقه شد
منبع: یورشیا / نویسنده: عزیز کوشان / برگردان: خیرمحمد مقدسی
رئیس جمهور غنی در یکی از آخرین مصاحبههای خود گفته بود: «افغانستان به عنوان یک دولت نیرومند و دموکراتیک مستحکم و پایدار باقی خواهد ماند.» رئیس جمهور این اظهارات را زمانی بیان کرده بود که پروسه صلح افغانستان با طالبان در جریان بود. هنگامی که دولت در معرض خطر قرار میگیرد اینها ایدههایی است که میتواند کشور را از خطر سقوط نجات بدهد.
مفهوم این گفتهها تداوم مُدِل فعلی دولت افغانستان است که هم دموکراتیک است و هم منبع مشروعیتاش را از مردم افغانستان میگیرد. همچنین رویکرد سیاست خارجی دولت فعلی افغانستان برمبنای حفظ صلح، آرامش، همکاری و منافع مشترک همه کشورهای منطقه استوار شده و این رویکرد جزئی از برنامههای سیاست عمومی دولت نیز است. اما در حال حاضر مکانیزم حفظ صلح در منطقه از طریق نمایش مسابقات تسلیحات و تهدید و ارعاب است.
صلح پایدار
امانوئل کانت، فیلسوف آلمانی نظریه "صلح دایمی" را در سال 1795 میلادی معرفی کرد. این نظریه بیان میدارد که یک دولت در صورتی میتواند صلح را تضمین کند که قانون اساسی آن جمهوری باشد و رضایت شهرونداناش در مورد مسایل جنگ و صلح شرط باشد.
به طور طبیعی شهروندان مخالف جنگ و حامی صلح و امنیت است. از سوی دیگر، سازمانهای دموکراتیک برای انتقال صلحآمیز قدرت، حل اختلافات بدون خشونت و تضمین صلح پایدار مکانیزمهای جایگزین مانند انتخابات را فراهم میکند. اما جهانیان اهمیت این فلسفه را در قرن بیستم وقتی که اروپا درگیر جنگ جهانی اول و دوم بود متوجه شدند. در جریان آن جنگها میلیونها انسان جان خود را از دست دادند که در نتیجه رهبران جهان سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا را بر اساس فلسفه کانت به منظور جلوگیری از وقوع جنگهای آینده بین کشورها تأسیس کردند.
در طول تاریخ افغانستان، انتقال قدرت میان رهبران سیاسی افغانستان هرگز صلح آمیز نبوده که منجر به تغییر رژیم و یا فروپاشی کامل دولت و ایجاد هرج و مرج شده است. نخستین مرحله انتقال صلحآمیز قدرت در سال 2014 میلادی از حامد کرزی رئیس جمهور پیشین به اشرف غنی رئیس جمهور فعلی افغانستان صورت گرفت.
حکومت دموکراتیک کنونی در افغانستان در سال 2002 میلادی تأسیس شد که تاکنون از خشونتهای گذشته و جنگهای داخلی جلوگیری کرده است. خشونت هنوز به طور کامل از افغانستان محو نشده است. دولت طالبان در سال 2001 میلادی توسط نیروهای ائتلاف بینالمللی سرنگون شد ولی از آن به بعد این گروه به خشونت علیه دولت افغانستان ادامه داده است. طالبان گروهی است که تمایلی به روند دموکراتیک مشارکت قدرت ندارد و تلاش میکند تا از ابزارهای خشونتآمیز و بدون رضایت مردم قدرت را به دست بگیرد. نظرسنجیهای انجام شده در سال 2018 میلادی نشان میدهد که 82.4 درصد از افغانها از طالبان متنفر است. با در نظر داشت این نظرسنجی، طالبان در یک دولت دموکراتیک بین مردم افغانستان با دیدگاه خشونتآمیز شان جایگاهی ندارد.
سیاست قدرت
از لحاظ تاریخی، در افغانستان مانند کشورهای چین و هند جریان مداوم تمدنها وجود نداشته است. از سوی دیگر در محدوده جغرافیایی فعلی کشور امپراتوری هم وجود نداشته است که پایه قوی برای دولت فعلی افغانستان باشد. اساس افغانستان فعلی در سال 1785 میلادی توسط احمد شاه ابدالی گذاشته شد که در جامعه متکثر افغانستان در آن زمان پایه یک دولت ضعیف را گذاشت. اما این ضعف باعث نشده است که مردم افغانستان در مقابل نفوذ و تجاوز قدرتهای دیگر ایستادگی نتواند. مردم این کشور برای آزادی و استقلال افغانستان هزینههای هنگفتی را پرداخته است.
از زمان تقسیم شدن هندوستان در سال 1947 میلادی و با وخیم شدن روابط این کشور با پاکستان "سیاست قدرت"[سیاستی که شخص و یا گروهی میخواهد تا نفوذش را از طریق قدرتهای دست داشته شان برای نفوذ بر دیگران استفاده کند] در منطقه به عنوان یک قاعده تبدیل شده است. بر اثر پیدایش همین قاعده، حتا این دو کشور(پاکستان هندوستان) چندین بار باهم جنگیدهاند. ترس از یکدیگر در بین این دو کشور به قدری زیاد است که ذوالفقارعلی بوتو نخست وزیر سابق پاکستان در یکی از سخنرانیهایش گفته بود: «از گرسنگی علف میخوریم اما از تلاش برای ساخت سلاح هستهای دست نمیکشیم.» پس از دستیابی هند و پاکستان به سلاحهای هستهای، ماهیت جنگ در منطقه از جنگ متعارف نیروی نظامی به یک جنگ غیر متعارف تغییر کرده است.
تشخیص تهدیدات امنیتی باعث شده است که این دو کشور هزینههای نظامی شان را افزایش بدهد که این عملکرد این کشورها باعث می شود تا برنامههای مانند ارائه خدمات به شهروندان و کاهش فقر از اولویتهای این دو کشور نباشد که در حال حاضر 50 در صد از افراد فقیر جهان در منطقه ساکن است.
اشرف غنی کارمند سابق بانک جهانی و رئیس جمهور فعلی افغانستان این واقعیت را که در حال حاضر در افغانستان برای استفاده از پتانسیلها نیاز به پیشرفت اقتصاد و تجارت دارد درک کرده است. او برای رونق اقتصادی افغانستان و تغییر وضعیت در این کشور تلاشهای زیادی کرده است تا اهمیت ژئوپولیتیک افغانستان را برای کشورهای منطقه شناسایی کند و افغانستان به عنوان نقطه وصل کشورهای منطقه باشد.
اشرف غنی با برنامههای اقتصادیاش افغانستان را به عنوان پل ارتباطی بین جنوب آسیا و آسیای مرکزی و در نهایت به اروپا از طریق پروژههای مختلف منطقهای مانند راه لاجورد(Lapis Lazuli Corridor) ، راه ابریشم(Silk Rout) و پروژههای دیگر مانند کاسا یک هزار(CASA 1000) ، توتاپ(TUTAP) و تاپی (TAPI) تبدیل کرده است. که این برنامهها برای انتقال پتانسیلهای ذخیره شده از افغانستان به کشورهای آسیای مرکزی و آسیای جنوبی به هدف رشد اقتصاد افغانستان اهمیت زیادی دارد.
این مدل همکاری با کشورهای منطقه که از سوی رئیس جمهور اشرف غنی پیشکش شده است کشورهای منطقه به خوبی اهمیت آن را درک کرده اند. اما كشورهايي هستند كه هنوز فکر میکنند که امنیت را با جنگهای تسلیحاتی میتوان تأمین کرد و هنوز از تفکر گذشته نسبت به حفظ امنیت منطقهای بیرون نیامده است و علاقه ندارند که با پدیدههای نوین جهانی روبرو شوند.
روند صلح جاری را که زلمی خلیلزاد نماینده ویژه وزارت امور خارجه ایالات متحده امریکا آغاز کرده و هدف آن خروج سریع نیروهای امریکایی از افغانستان میباشد، امیدوار کننده است. دولت باید متوجه باشد تا طالبان با حیله و نیرنگ و برای آمادگیهای بیشتر جنگ علیه دولت در تابستان آینده نیروهای امنیتی را غافلگیر نکند. از سوی دیگر، طالبان مذاکرات با دولت افغانستان را برای حل و فصل اختلافها از طریق گفتوگو قبول ندارد و تمرکز بیشتر را بر خروج نیروهای ایالات متحده و ناتو گذاشته است. به نظر میرسد که این کار طالبان به منظور تضعیف حکومت افغانستان است؛ زیرا نیروهای ملی افغانستان از طرف نیروهای بینالمللی پشتیبانی میشود و آموزش، مشاوره و تجهیز نیروهای امنیت ملی افغانستان از سوی نیروهای بینالمللی برای این نیروها حیاتی دانسته میشود. طالبان در بین مردم افغانستان نیز محبوبیت ندارد و مردم این کشور طالبان را ابزار جنگ نیابتی کشورهای منطقه در افغانستان میداند.
