صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۸ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آیا طالبـان نیز با همین عجـله صلح می‌خواهند؟

 آیا طالبـان نیز با همین عجـله صلح می‌خواهند؟ گزارش : حسین احمدی

تلاش‌ها برای برقراری صلح میان دولت و گروه طالبان حدود هشت سال پیش(1389 خورشیدی) با تشکیل "شورای عالی صلح"  آغاز شد؛ اما گفتمان صلح افغانستان در سطوح ملی و بین‌المللی در سال جاری خورشیدی تشدید یافته است.
شهروندان افغانستان همواره بر پایان جنگ و توافق صلح تأکید داشته اند و با استفاده از هر فرصت و رسانه‌ای ندای صلح سر داده‌اند؛ اما گروه طالبان پیش از این تمایلی چندانی به پیوستن به حکومت نشان نمی‌دادند.
حالا، پرسش اساسی این است که آیا طالبان نیز با همین عجله صلح می‌خواهند؟
هرچند رفتار رهبران طالبان هنوزهم نشان می‌دهد که آنان به سلوک همیشگی خود پابند هستند و جنگ شان برای تصرف مناطق بیشتر ادامه دارد؛ اما این گروه در میز مذاکرات صلح ادعا نکرده است که نظام امارتی‌ شان را حفظ و دوباره احیا خواهد کرد.
شهروندان افغانستان صلح را به معنی پیوستن طالبان به عنوان یک گروه در چارچوب نظام دموکراتیک قبول دارند و دولت نیز تعهد سپرده که مذاکرات صلح بدون قیدوشرط ولی توافق صلح مشروط به حفظ ارزش‌ها و دست‌آوردهای 18 سال اخیر است.
در همین حال، کارشناسان بدین باور اند که مردمِ مناطقِ تحت نفوذ طالبان نیز از برقراری صلح حمایت می‌کنند؛ زیرا گسترش مجدد نفوذ طالبان و نگهداری مردم زیر چتر تفکر طالبانی ممکن نیست و تفکر طالبانی در حال پیمودن یک روند نزولی است.
نورالله نوایی، مسئول دیپارتمنت صلح و منازعه در مرکز ملی تحقیقات پالیسی در گفت‌وگو با "روزنامه افغانستان‌ما" گفت: «گسترش مجدد نفوذ طالبان و نگهداری مردم زیر چتر تفکر طالبانی در صورتی ممکن بود که یک خلاء قدرت سیاسی وجود می‌داشت. در دهه هفتاد خورشیدی ضمن حمایت‌های پیدا و پنهان دولت‌های اسلامی از گروه طالبان، یکی از دلایل پذیرفته شدن آنان این بود که گروه‌های سیاسی دیگر قلع و قمع شده بودند و توانایی سازماندهی خودشان را نداشتند، درگیر جنگ شدند و هرج و مرج فراگیر شد. در یک چنین وضعیتی مردم به دنبال امنیت نسبی بودند تا کشتار و دزدی و درگیری‌های دیگر گروه‌های سیاسی-اجتماعی پایان یابد. اما در 18 سال اخیر گروه‌های اجتماعی مختلف روی کار آمده‌اند. گروه‌های اجتماعی زنان، اقوام، قربانیان جنگ، رسانه‌ها و جامعه مدنی ظهور کرده‌اند که امروز در مورد برنامه‌های بزرگ ملی مثل صلح حرف و منافعی دارند و از آن‌ها حمایت می‌کنند. این مسأله قدرت درونی طالبان را به چالش می‌کشد.»
او افزود که طالبان شاید در میدان جنگ خودشان را پیروز احساس کند، اما به لحاظ فرهنگ و پایگاه مردمی قدرت گذشته را ندارد.
آقای نوایی می‌گوید که بستر سربازگیری طالبان به دو بخش تقسیم می‌شود؛ مدارس دینی و مناطق ناامن.
به گفته او، «مدارس دینی به عنوان پایگاه استراتژیک طالبان به صورت خودانگیخته قادر نیست که یک گروه سیاسی را به نام طالبان حمایت کند بلکه به کمک‌های خارجی(حمایت پاکستان، عربستان و دیگر دولت‌های اسلامی) و بودجه‌ای که از مردم جمع‌آوری می‌کند وابسته است. اگر بر حامیان این مدارس دینی فشار وارد شود، پیاده نظام طالبان خود به خود تضعیف می‌شود، غرور و روحیه جهاد از نَفَس می‌ماند و بستر سربازگیری طالبان نیز وادار به پذیرش صلح می‌شود.»
این در حالی است که در سال 2018 میلادی، دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا کمک سالانه 300 میلیون دالری امریکا به پاکستان را قطع کرد و دلیلش را نیز حمایت از همین مدارس دینی گفته است که به گفته او تفکر طالبانی و اندیشه تروریستی را تقویت می‌کند.
اما یکی از دلایل عمده بقای سنگر طالبان در بسیاری از مناطق، بیکاری و وجود گروه‌های مسلح است که از ناامنی نفع می‌برند. این یک امر مسلم است که موضع رهبران طالبان را در مذاکرات صلح، استحکام پایگاه‌ اجتماعی و بودجه نظامی این گروه تعیین می‌کند. ممکن است رهبران طالبان صلح بخواهند و در فرجام همین مذاکرات توافق‌نامه‌ای را نیز با دولت امضا کند، اما سربازان طالبان در سنگرهای روستایی نیز صلح می‌خواهند؟
در این مورد آقای نوایی می‌گوید حمایت مردم از نیروهای امنیتی کشور در سراسر افغانستان نشان می‌دهد که اگر امنیت نسبی فراهم و خدمات عامه ارائه شود و هراس‌های ناشی از تنش‌های قومی-قبیله‌ای از بین برود بدون شک بسترهای سربازگیری طالبان نیز تضعیف می‌شود و مردم محل صلح را ترجیح می‌دهند تا حمایت از طالبان.
او باور دارد که «در مناطق تک‌قومی، طالبان حتا اگر حضور هم داشته باشند نفوذ کمتری دارد مثل ولایت خوست. اما در ولایت‌هایی که از نگاه قومی بافت اجتماعی مختلط دارد مثل ولایت غزنی، بخشی از مردم حاضر به پذیرش دوام طالبان است تا صلح؛ زیرا در آن مناطق عملکردهای خودسرانه گروه‌های مسلح و رقابت‌های قومی نیز وجود دارد. در صورتی که به این وضعیت ناهنجاری پایان داده شود بستر سربازگیری طالبان نیز صلح می‌خواهد.»
پرسش دیگر این است که چرا گفت‌وگوهای صلح در این وهله شدت یافته است؟
آقای نوایی می‌گوید که این مسأله مربوط به سیاست‌ خارجی دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده امریکا است.
دولت افغانستان بارها ابراز کرده که تعجیل در گفتمان‌های صلح نشانگر اجماع بین‌المللی برای برقراری صلح در افغانستان است. این در حالی است که برای اجماع ملی در مورد صلح نیز قرار است لویه جرگه مشورتی صلح برگزار شود؛ اما اجماع منطقه‌ای گِرِه کور رشته صلح افغانستان به شمار می‌رود.
محمدعمر داودزی، رئیس دبیرخانه شورای عالی صلح به تاریخ ششم حوت در نشست خبری اعلام کرد که «هرچند اجماع منطقه‌ای به دلایل تنش‌ها و تضاد منافع همسایه‌ها ناممکن است؛ اما وضعیت بین‌المللی در مورد صلح افغانستان تغییر کرده است. امروز کشورهای جهان صلح در افغانستان را یک اولویت مهم می‌دانند.»
تدامیچی یاماموتو، نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل متحد برای افغانستان نیز هفته گذشته برقراری صلح در افغانستان را یک اولویت مهم سازمان ملل متحد خواند.
اما ظاهراً این اولویت مهم برای نهادهای بین‌المللی همکار با افغانستان، هنوزهم زمان زیادی را می‌طلبد؛ حتا اگر توافق صلح سیاسی با طالبان به فرجام برسد بازهم جهان به تعهدات گروه طالبان اعتماد ندارد. به همین دلیل، جان بولتون، مشاور امنیت ملی رئیس جمهور امریکا، اعلام کرده است که امریکا به طالبان باور ندارد و تلاش می‌کند بخشی از نیروهای ضد تروریستی خود را در افغانستان حفظ کند.