صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۸ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تأثیرات عوامل اقتصادی-فرهنگی بر فرایند صلح در افغانستان

تأثیرات عوامل  اقتصادی-فرهنگی بر فرایند صلح  در افغانستان

جامعه بشری به‌مثابه یک موجود پویا همیشه در حال تحول و دگرگونی بوده است و عناصر مختلف جامعه بر همدیگر تأثیر متقابل دارند. یکی از عوامل اساسی تداوم جنگ را می‌توان فقر اقتصادی در کشور دانست. حال پرسش این‌گونه مطرح می‌شود که فقر اقتصادی و عوامل فرهنگی چگونه می‌تواند باعث تداوم جنگ در کشور شوند؟
در پاسخ به این پرسش می‌توان این‌گونه بیان نمود که فقر اقتصادی و فرهنگ خشونت باعث می‌گردد جوانان بیکار برای معیشت خانواده‌هایشان هم که شده به گروه‌های متخاصم به‌عنوان نیروی جنگی بپیوندند و از این ناحیه امرار معاش نمایند. کشورهای کمتر توسعه‌یافته مانند افغانستان از مشکلات بسیاری رنج می‌برند که یکی از مهم‌ترین این چالش‌ها فقر اقتصادی است.
دلایل اقتصادی می‌تواند عامل مهم در راستای خشونت‌ها و راهزنی‌ها در مسیر شاهراه‌های کشور نیز محسوب شود. بسیاری از گروه‌هایی که در مسیر ولایات به خرابکاری و تبهکاری مشغول‌اند، نه به خاطر دلایل سیاسی و ایدئولوژیک به گروگان‌گیری و قتل و غارت روی می‌آورند بلکه به خاطر اخاذی و کسب درآمد اقدام به این امر می‌نمایند. 
گروه‌های تروریستی مانند طالبان و داعش به‌راحتی می‌توانند در مناطقی که فقر اقتصادی و بیکاری ممتد وجود دارد، به گسترش نفوذ و پایگاه خود اقدام نمایند.
گروه‌های تروریستی علی‌رغم این‌که به تبهکاری، قتل و غارت شهرت دارند، به افکار عمومی نیز توجه دارند و دوست دارند که در میان مردم محبوبیت داشته باشند. گروه‌های تروریستی مانند طالبان در هرجایی که نفوذ نموده‌اند، در آن مناطق افرادی را به استخدام خود درمی‌آورند که برای خانواده‌های افراد استخدام‌شده، سودمندی اقتصادی داشته‌اند. علاوه بر این‌که عده‌ای از جوانان جذب گروه‌های تروریستی می‌شوند، بعضاً تروریست‌ها از نقطه‌ضعف‌های دولت در راستای ارائه خدمات عمومی مانند ایجاد مکاتب/مدارس رایگان، محکمه ساده و عاری از فساد اقدام می‌نمایند که این گروه‌ها را نزد خانواده‌های فقیر و افراد کم‌بضاعت محبوب می‌سازند. خانواده‌هایی که قادر نیستند کودکانشان را به مکاتب دولتی یا خصوصی بفرستند، مجبور می‌شوند کودکان خود را به مدارس دینی که توسط بنیادگرایان و یا تروریست‌ها ایجادشده است بفرستند که این امر برای ترویج خشونت‌ها و جنگ در کشور زمینه مناسب فراهم می‌نماید.
عامل مهم دیگری که در ترویج و تداوم خشونت‌ها در افغانستان نقش دارد عامل فرهنگی است. بی‌سوادی فراگیر در سراسر کشور وجود دارد و از طرف دیگر وجود مدارس دینی بنیادگرانه نه‌تنها در محو تبعات بی‌سوادی کمک نکرده است بلکه باعث بذر نفرت و خشونت میان جوانان گردیده است.
نبود نظام آموزشی فراگیر و عدم نظارت دقیق دولت بر مدارس دینی باعث ترویج خشونت‌ها و جنگ‌ها در افغانستان می‌گردد. بر دولت افغانستان است که اولاً در راستای بهبودی اوضاع اقتصادی کشور تلاش نماید تا باشد زمینه جذب جوانان در نهادهایی فراهم گردد که خشونت‌زایی ندارند. وقتی اوضاع اقتصادی بهبود یابد بسیاری از جوانانی که در صفوف نیروهای تروریستی طالبان و داعش حضور دارند، از این گروه‌ها خواهند برید؛ زیرا اطمینان می‌یابند که بدون عضویت در این گروه‌ها هم می‌توانند به زندگی خویش ادامه دهند. دولت افغانستان باید راهکاری را ارائه دهد که بر اساس آن بتواند بر تمامی نهادهای آموزشی اعم مدارس و مکاتب نظارت داشته باشد. کمک‌های خارجی که به مدارس دینی اعطا می‌گردد تحت نظارت دولت باشد و یا حداقل دولت از چگونگی آن اطلاع داشته باشد. هرگاه دولت بتواند بر این مدارس نظارت داشته باشد می‌تواند مواد آموزشی را که ترویج کننده خشونت و نفرت‌اند، مورد بازبینی و اصلاح قرارداد و این موضوع می‌تواند در راستای جلوگیری یا حداقل کاهش خشونت‌ها در افغانستان نقش داشته باشد.