صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۸ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آیا طالبان عوض شده است؟

 آیا طالبان عوض شده است؟

جریان مذاکرات صلح قطر، با وجودی‌که به‌دور از چشم، گوش  و آگاهی مردم افغانستان به پیش می‌رود، اما با دلخوشی‌ها و نگرانی‌ها همراه است. دلخوشی از تحقق امید به پایان جنگ، نگرانی از کابوس‌های ترسناکی که با نام طالب و نظام طالبانی بر پیشانی تاریخ این سرزمین حک شده و با روح و روان هر افغانستانی، معجون  گشته است.
نباید غافل شد که هنوز صدای زنان زیر شلاق گروه امر به معروف و نهی از منکر ، در فضای جاده و کوچه می پیچد و صدای شلیک کلاشنکوف قصاص، در میدان های ورزشی، کام تماشگران را تلخ می‌کند. اظهار نگرانی زنان در این روزها به هر مناسبت و گردهمایی، مصداق روشن این نگرانی‌ها است. از همه مهمتر، سیاست تنش قومی و ادعای مالکانه بر این سرزمین، برای همه‌ای ساکنین کشور که در نتیجه‌ای آن برادری اقوام ساکن را تبدیل به دشمنی کرده و فرایند ملت سازی را به سیاه چال می‌کشد، هنوز هم کابوس می‌آفریند.
باور عمومی بر این است، که ایده و انگیزه ای که طالبان را ، در ۱۰ اکتبر سال ۱۹۹۴ میلادی  از مرز اسپین بولدک، در اوج جنگ‌های داخلی وارد افغانستان کرد، تاهنوز در ذهنیت رهبران و فرماندهان جنگی این گروه باقیست و تغییر محسوس در آن دیده نمی شود. حمله بر مراسم سالیاد شهید وحدت ملی، که بنا به تحقیقات وزارت داخله، کار گروه طالبان بود، می تواند مثال واضحی از اعمال سیاست تبعیض قومی این گروه باشد.
روند مذاکرات و خواسته‌های نمایندگان طالبان، نشان می‌دهد که تا هنوز این گروه به امارت اسلامی و اندیشه‌های حکومتداری آن می‌اندیشند و بر پایه‌های عصبیت قومی، نژادی و دینی هم‌چنان ثابت و استوار اند. این همه درحالیست که تلاش‌های مذاکرات در قطر، بیشتر روی منافع طرف های مذاکره کننده متمرکز شده و در بخش افغانستان و نگرانی‌های مردم، تنها، بر آتش بس و مذاکره مستقیم با حکومت، بدون آنکه، اطمینانی از تغییرات ایدولوژیک این گروه در مناسبات اجتماعی افغانستان صورت گرفته باشد، چانه زنی جریان دارد.  قبول آتش بس، می‌تواند بخشی از خواسته‌ها، رفع نگرانی و نشان از حسن نیت و تعهد این گروه به معاهده صلح تلقی شود؛ اما بخش عمده‌ای نگرانی‌که عبارت از تغییرات رفتاری و باورهای ایدلوژیک طالبان نسبت به حکومت و رویکرد به سیاست است، هم‌چنان بجای خودش باقیست.
مردم افغانستان دیگر، طالب را با چشم بینا و گوش شنوا می‌خواهند به طوری‌که دست آوردهای 18 ساله که با حمایت مردم افغانستان انجام شده را ببیند و صدای آزادی بیان و آزادی های فردی و مدنی در کشور را بشنود. مردم افغانستان طالبانی را می پذیرند تا در پروسه حکومتداری سهیم شوند، که با اندیشه پذیرش باورهای اجتماعی و فرهنگی تمام ساکنین این سرزمین افکار خود را همراه سازد. 
طالبان در زمان حاکمیت خویش در افغانستان کاری نکرده اند که بشود با تنها قبول صلح، همه را حل شده و خاتمه یافته تلقی کرد. این گروه، یک جریان ایدلوژیک با رویکرد افراطگرایانه است. حافظه کودک، زن و مرد این سرزمین، هنوز  طالب را کابوس می‌بیند. هنوز، یادواره خاطرات آن دوران،  با زدن انگشتان دست بر زمین وسایدن  بر پیشانی بعنوان نماد پناه یافتن از برگشت دوباره آنروزها برای شهروندان این سرزمین همراه است.
نگرانی‌های عمده مردم از سیاست تخریب زیربناهای تاریخی بعنوان مجسمه های شرک آلود، تا سیاست اعمال سرزمین سوخته به هدف اعمال سیاست (" افغانستان ملکیت تنها پشتون ها است، دیگر اقوام؛ تاجیک به تاجیکستان، ازبیک به ازبکستان و هزاره به گورستان بروند") هنوز ذهن و ضمیر انسان افغانستانی را از دوباره برگشت چنین تحجر می آزارد. 
اگر قرار است، طالبان دوباره به دامن مردم افغانستان برگردند،  انتظار این است که اولین ماده‌های معاهده ای صلح احتمالی، با مواد اطمینان بخش از نگرانی‌های مردم افغانستان همراه باشد.