صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۸ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چـرا از طالبان خواسته شود که روابطش را با القاعده قطع کند؟

چـرا از طالبان خواسته شود که روابطش را با القاعده قطع کند؟ منبع: لانگ‌وار ژورنال / نویسنده: توماس جوسیلین و بیل روگیو / برگردان: خیرمحمد مقدسی

زلمی خلیل‌زاد نماینده وزارت خارجه امریکا در امور صلح افغانستان در دوازدهم مارچ سال جاری  در تویترش اظهار داشت که وی با طالبان روی دو موضوع کلیدی بحث کرده است که این دو موضوع شامل تعیین زمان‌بندی برای خروج نیروهای نظامی امریکا از افغانستان و تعهد طالبان مبنی بر اقدامات ضد تروریستی مؤثر را در بر می‌گیرد. طبق گزارش‌ها ایالات متحده می‌تواند که در یک فاصله زمانی مناسب و معقول در قبال وعده‌ طالبان که از خاک افغانستان به عنوان مرکز تروریسم بین‌المللی استفاده نشود، برنامه خروج نیروهایش را از این کشور اجرا کند. خلیل‌زاد با اعتماد به نفس اظهار داشته که او اکنون از تضمین‌های طالبان در مذاکرات راضی است.
گروه داعش همواره مشروعیت طالبان را رد کرده است. بنابراین طالبان با هر توافقی نمی‌تواند تضمین کند که مانع جاه طلبی‌های جهانی داعش شود. مهم‌تر از همه، هیچ دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم طالبان مانع پیشرفت اهداف جهانی القاعده می‌شود و این جاست که ساده‌لوحی و زودباوری خلیل‌زاد نسبت به طالبان مشکل ساز می‌شود. زیرا شورای امنیت سازمان ملل متحد در دو گزارش اخیرش اظهار داشته است که القاعده و طالبان همچنان باهم متحد نزدیک هستند و رابطه طولانی‌مدت آن‌ها تا هنوز مستحکم باقی مانده است. رهبران القاعده افغانستان را برای ادامه فعالیت‌های شان پناهگاه امن می‌دانند و این گروه آموزش‌های نظامی ‌و مذهبی را برای جنگ‌جویان طالبان فراهم می‌کنند. در واقع افراد گروه القاعده در مناطق تحت کنترول طالبان به صورت آزادانه فعالیت می‌کنند.
با توجه به روابط عمیق و تاریخی میان طالبان و القاعده خلیل‌زاد هنوز توضیح نداده است که چرا او اعتقاد دارد که طالبان در پی محدود کردن روابطش با القاعده است.
در زیر، ما چهار جنبه کلیدی روابط طالبان و القاعده را بررسی می‌کینم. اگر توافق نهایی خلیل‌زاد با طالبان به طور مستقیم این مسائل را در نظر نگیرد، توافق او باطالبان آینده روشن نخواهد داشت.
نخست، طالبان هرگز به طور آشکارا روابطش را با القاعده تکذیب نکرده است. اگر این گروه واقعا در مبارزه علیه القاعده صادق است باید رسما روابطش با القاعده را تکذیب کند. در واقع اتخاذ این تصمیم برای تثبیت صداقت طالبان یک آزمون کلیدی است. برخی از اعضای گروه القاعده تلاش کرده‌اند تا طالبان را از داشتن هر گونه مسئولیتی در قبال ربودن طیاره‌های که منجر به حادثه 11 سپتمبر شد و همچنان در قبال یک سلسله از حملات تروریستی دیگر در خاک افغانستان معاف کنند. طالبان بر خلاف تقاضای امریکا مبنی بر تسلیم کردن اسامه بن لادن به این کشور، او را برای مدت‌های زیادی در قلمرو خود پناه داد.
کمیسیونی که برای تحقیقات در مورد حملات یازده سپتمبر تعیین شده بود، در گزارش نهایی خود که در تابستان 2004میلادی منتشر شد، تلاش‌های مختلف امریکا و عربستان سعودی را برای متقاعد کردن طالبان مبنی بر قطع روابط با القاعده مستند سازی کرده است اما همه آن تلاش‌ها شکست خورده‌اند. به عنوان مثال، در ماه اپریل سال 1998میلادی نمایندگان طالبان به یک هیأت امریکایی تحت رهبری بیل ریچاردسون، سفیر ایالات متحده امریکا گفته بود که آن‌ها نمی‌دانستند که بن لادن در کجاست و در هر صورت، القاعده برای امریکا تهدیدی را ایجاد نمی‌کند. در حالی که طالبان در مورد پناهگاه رهبر القاعده به هیأت امریکایی دروغ گفته بود.
در 7 آگست سال 1998میلادی، چهار ماه پس از گفت‌وگوی طالبان با ریچاردسون، بمب‌های انتحاری القاعده، سفارت ایالات متحده در کنیا و تانزانیا را هدف قرار داد که در نتیجه آن، صدها نفر کشته و زخمی ‌شدند که پس از حملات یازده سپتمبر این حملات مخرب‌ترین حملات القاعده بر منافع امریکا بود. ایالات متحده با پرتاب چندین موشک به یک اردوگاه آموزشی در افغانستان و یک پایگاه القاعده در سودان دست به حملات تلافی‌جویانه زد. با این حملات روشن شد که بن لادن یک تهدید بالقوه برای ایالات متحده امریکا است و دروغ طالبان را که به این باور بود که القاعده تهدیدی برای دولت امریکا نیست به طور قطعی آشکار کرد.
در اواخر سال 1999میلادی، رهبری ارشد طالبان تصمیم گرفت که برای فعالیت‌های بن لادن رهبر القاعده پناهگاه امن مهیا کند. پس از حملات 11 سپتمبر ایالات متحده امریکا به طالبان هشدار داد تا بن لادن رهبر القاعده را به دولت امریکا تسلیم کند اما ملا عمر رهبر طالبان ترجیح داد که امارتش را قربانی اسامه بن لادن کند و او را به دولت امریکا تسلیم نکرد.
در نهایت اگر خلیل‌زاد موفق شود طالبان را قانع کند که از حمایت القاعده دست بکشد، دست‌آوردی مهمی خواهد بود. اگر نه، پس همه باید آگاه باشیم که طالبان هم چنان به عنوان یک تهدید بالقوه باقی خواهد ماند.
دوم، رهبران بلندپایه القاعده تا قبل از حملات 11 سپتمبر نسبت به امیر طالبان وفادار بوده‌اند. در دیدگاه القاعده، امارت اسلامی ‌طالبان در افغانستان تنها دولت قانونی در سطح جهان بود. القاعده ملا عمر را امیرالمؤمنین تلقی می‌کند. ابوبکرالبغدادی، رهبر داعش همان نام را در سال 2014 پس از این‌که خلافت اسلامی خود را در عراق و سوریه اعلام کرد به خود نسبت داد. به همین ترتیب، بن لادن وفاداریش را نسبت به ملاعمر اعلام کرده بود و سایر مسلمانان را در سراسر جهان تشویق کرد تا همین کار را انجام دهند.
در نهایت، اسامه بن لادن در سال 2011 میلادی کشته شد. گفته می‌شود که ملاعمر هم در سال 2013 میلادی مرده است. طالبان بعد از  وفات رهبر شان، ملا منصور معاون ملا عمر را به عنوان رهبر خود انتخاب کرد. ایمن‌الظواهری جانشین بن لادن، هم وفاداریش را به ملا منصور اعلام کرد. بعد از آن‌که منصور در ماه می سال 2016 میلادی در یک حمله هوایی نظامیان امریکا کشته شد، طالبان هیبت‌الله آخون‌زاده را جانشین او کرد. ایمن‌الظواهری یک بار دیگر وفاداریش را نسبت به رهبر جدید طالبان اعلام کرد.
سوم، توافق خلیل‌زاد با طالبان باید همکاری چندین ساله میان القاعده و شبکه حقانی را که بخشی جدایی ناپذیر گروه طالبان است و بسیاری از بدترین حملات تروریستی را در داخل افغانستان انجام داده است، قطع کند.
حل این مسأله بسیار دشوار است. ایالات متحده امریکا باید از سراج‌الدین حقانی بخواهد که بیانیه رسمی به نام خودش مبنی بر قطع همکاریش با القاعده صادر کند. سراج‌الدین حقانی پسر جلال‌الدین حقانی، کارگزار قدرت در امتداد مرز افغانستان و پاکستان است که یکی از اولین متحدان بن لادن بود. بعضی از رهبران القاعده در اردوگاه‌های حقانی آموزش دیده‌اند. شبکه حقانی از دهه‌های گذشته با القاعده روابط نزدیک داشته و در سال 2015 میلادی سراج‌الدین حقانی به عنوان مرد شماره دوم طالبان دانسته می‌شد. با فرض این نقش، حقانی‌ها قدرت خود را در بین طالبان تقویت کرده‌ا‌ند. سراج‌الدین حقانی دارای مسئولیت‌های گسترده نظامی ‌است. گروه حقانی‌ نه تنها بعضی از حملات تروریستی ویرانگر را در کابل و سایر نقاط افغانستان انجام داده‌اند، بلکه زمینه طرح‌ریزی حملات جهانی القاعده را در مرز میان افغانستان و پاکستان فراهم کرده و به همین دلیل این موضوع بسیار مهم است که در گفت‌وگوهای صلح مطرح شود.
چهارم، و در نهایت، هرگونه توافق زلمی خلیل‌زاد با طالبان باید جنگ‌جویان القاعده و گروه‌های تروریستی مرتبط با القاعده را که در قلمرو طالبان قرار دارند، در نظر بگیرند. در سال 2014میلادی ایمن‌الظواهری تشکیل القاعده در شبه قاره هند را، که در سرتاسر آسیای جنوبی فعالیت می‌کند، اعلام کرد. اولین اقدام بزرگ تروریستی القاعده در شبه قاره هند، تلاش این گروه برای ربودن دو کشتی جنگی پاکستان بود. ربایندگان قصد داشتند که با استفاده از آن کشتی‌ها بالای کشتی‌های دریایی هند و امریکا حمله کنند، که احتمالا باعث یک بحران بزرگ بین‌المللی می‌شد اما آن طرح ناکام ماند.
القاعده پایگاه‌های آموزشی و نظامی در خاک افغانستان نیز دارد. به عنوان مثال، در سال 2015، نیروهای نظامی امریکایی و افغان دو پایگاه آموزشی بزرگ القاعده در ولسوالی شورابک ولایت جنوبی قندهار را هدف قرار دادند. مقامات نظامی‌ ایالات متحده نشان دادند که یکی از این اردوگاه‌ها نزدیک به 30 مایل مربع بوده است، که پس از حملات 11 سپتمبر یکی از بزرگ‌ترین مرکزهای آموزشی القاعده است که کشف می‌شود.