صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۴ جوزا ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

افغانستان؛ چشم انداز و چالش‌ها‌ بـرای اتصال منطقه‌ای

افغانستان؛  چشم انداز و چالش‌ها‌ بـرای اتصال منطقه‌ای منبع: دیپلومات / نویسنده: بسم‌الله علی‌زاده / برگردان: خیرمحمد مقدسی

موقعیت استراتژیک افغانستان به مدت طولانی به عنوان یک مزیت رقابتی برای این کشور شناخته شده است. دولت وحدت ملی تأکید کرده است که اگر این کشور بتواند از این مزیت استفاده کند و خود را به یک مرکز منطقهای برای تجارت و حمل ونقل تبدیل کند، اقتصاد افغانستان تغییر خواهد کرد و رشد اقتصادی به دست خواهد آمد. با این وجود، برای تحقق این اهداف، افغانستان نیاز به گسترش زیرساختهای داخلی و ارتباطات خارجی دارد. برای این منظور، افغانستان میتواند از پتانسیل پروژههای ارتباطی منطقهای مانند ابتکار یک کمربند و یک راه (Belt and Road Initiative ) ودهلیز حمل ونقل بینالمللی شمال-جنوب (International North-South Transport Corridor ) که در سالهای اخیر به صحنه آمده است، بهرهمند شود. با این وجود، چشم انداز این ابتکارات برای افغانستان حداقل در کوتاه مدت، مأیوس کننده است، زیرا این کشور همچنان با چالشهای زیادی مواجه است. این یافتهها توسط مطالعات اخیر موسسه تحقیقاتی پالیسی و مطالعات توسعوی (DROPS )به دست آمده است.
مسیر افغانستان برای اتصال منطقهای
پالیسیسازان افغان و چینی، موقعیت افغانستان را به دلیل تسهیل کردن انتقال کالاهای تجارتی، اطلاعات و انرژی به عنوان بزرگترین مزیت برای پروژه ابتکار "یک کمربند و یک راه" میدانند. مطالعات موسسه تحقیقاتی پالیسی و مطالعات توسعوی نشان میدهد، اگر چه پروژه "یک کمربند و یک راه" در ابتدا از افغانستان عبور میکند، اما مقامات چینی یک سال پس از امضای تفاهم نامه مشترک، اشتراک افغانستان را در این پروژه اعلام کردند. چین از طریق خط آهن ویژه افغانستان-چین و پروژه خط آهن پنج کشور، به شمال افغانستان متصل است. چين همچنين ميخواهد که از طریق دهلیز اقتصادی چین-پاکستان خود را با جنوب افغانستان متصل کند. چین و افغانستان از طریق دهلیز واخان با فایبر نوری متصل اند و خواهان اتصال پروژه یک کمربند و یک راه با پروژههای مختلف انرژی و سکتورهای استخراجی در افغانستان هستند.
در افغانستان بسیاری از مردم فکر میکنند که در بهترین حالت گامهای نسبتا کمی در زمینه اقتصاد این کشور برداشته شده است؛ اما منتقدان خواستار اقدامات بنیادی و سرمایهگذاری برای همراهی با این طرحهای بزرگ هستند. با این وجود، لیوجین سونگ، سفیر چین در افغانستان این کشور را یک شریک حیاتی برای پروژه "کمربند و راه" تعریف کرد.
یکی دیگر از پروژههای بزرگ ارتباط منطقوی، دهلیز حملونقل بینالمللی شمال-جنوب است که در سال 2017 توسط روسیه، ایران و هند توسعه یافته است که اقیانوس هند را به اروپا متصل میکند. افغانستان این پتانسیل را دارد که از طریق بندر چابهار و راه لاجورد خود را با دهلیز حملونقل بینالمللی شمال-جنوب متصل کند. در ماه نومبر سال 2017 اولین محموله از هند از طریق بندر چابهار به افغانستان انتقال یافت که این بندر، جایگزین استراتژیک برای بندر کراچی پاکستان است که تاکنون افغانستان تا حد زیادی وابسته به آن بوده است. علاوه بر این، افغانستان در اواسط ماه دسمبر سال 2018 برای اولین بار کالاهای تجارتی خود را از طریق راه لاجورد به اروپا ارسال کرد.
بندر چابهار و راه لاجورد میتواند فرصتهای بیشتری را برای افغانستان فراهم کند تا این کشور به اقیانوس هند و اروپا وصل شود.
چالشهای ارتباطی
با وجود چشم اندازهای روشن این ابتکارات برای افغانستان، چندین چالش را نیز مشخص میکنیم، همانطوری که در تحقیق موسسه تحقیقاتی پالیسی و مطالعات توسعوی آمده است، که افغانستان میتواند از طریق پروژههای اقتصادی اتصال منطقهای به استقلال اقتصادی برسد. در ابتدا، این مطالعه نشان میدهد که افغانستان تا زمانی که درگیر جنگ و بی ثباتیهای سیاسی باشد، قادر نخواهد بود که موقعیت خود را در منطقه تقویت کند. کشورها باید احساس کنند که افغانستان یک مرکز تجارت و حملونقل امن است و میتواند بازده سرمایه گذاری خود را به دست آورد. علاوه بر این، نبود زیرساختهای اقتصادی همچنان یک مانع عمده فرا راه افغانستان است و اصلاحات عمده در موسسات مالی و بانکی این کشور نیاز است. بر اساس اظهارات پالیسیسازان در افغانستان، این چالشها ، نقش کشور را در ابتکارات اقتصادی منطقهای و بینالمللی محدود میکند. این موقعیت، موقعیت چانهزنی افغانستان را در سطح منطقه نیز تضعیف میکند.
یکی دیگر از ضعفها ، عدم رشد در اقتصاد داخلی و بخش صادرات افغانستان است. اقتصاد افغانستان عمدتا مصرف کننده است؛ بدین ترتیب، اگر کشور به سرعت به این پروژههای منطقهای بپیوندد، رشد اقتصاد محلی این کشور لطمه خواهد دید زیرا، در آن زمان باید با اقتصادهای قوی مانند چین، ایران، هند و پاکستان رقابت کند که در حال حاضر صنعت داخلی این کشور قابل مقایسه با کشورهای منطقه نیست.
علاوه بر این، ضعف سیاسی در روابط میان افغانستان و همسایگانش، به ویژه پاکستان، مانع دیگری است برای ادغام این کشور با پروژههای منطقهای مانند پروژه کمربند و راه، تهدید فرصتهای اقتصادی به دلیل اختلافات سیاسی در افغانستان بیشتر بوده است. به عنوان مثال، یافتههای این تحقیق نشان میدهد که توافقنامه تجارت و ترانزیت افغانستان-پاکستان(APPTA ) که در سال 2010 به مدت پنج سال امضا شده بود و بعد از آن در سال 2015، به علت اختلافات سیاسی میان افغانستان و پاکستان از جمله هند، هرگز تجدید نشد. اختلاف نظر میان هند و پاکستان نیز مانع برنامهریزی افغانستان برای اتصال به دهلیز اقتصادی چین-پاکستان شده است.
وضع تحریمهای اقتصادی ایالات متحده امریکا بر ایران در سال 2015 نیز تاثیر منفی بر اقتصاد افغانستان گذاشته است. اگرچه در ماه نومبر سال 2018 ملادی بخشی از تحریمها از بندر چابهار برداشته شد؛ اما این تحریمها هم چنان بر واردات و صادرات از این کشور تأثیر منفی میگذارد و سبب انتقال غیرقانونی ارز امریکایی از افغانستان به ایران میشود.
چشمانداز آینده
افغانستان راه طولانی و دشوار برای انتقال از اقتصاد وابسته به اقتصاد مبتنی بر تجارت و حملونقل دارد. دولت افغانستان ابتکاراتی نظیر پروژه یک کمربند و یک راه و دهلیز حملونقل بینالمللی شمال-جنوب را به عنوان وسیله ای میداند که میتواند اقتصاد این کشور را از وابستگی نجات دهد. تا سال 2024 کمکهای خارجی برای افغانستان کاهش قابل ملاحظهای خواهد یافت. یافتههای تحقیق موسسه تحقیقاتی پالیسی و مطالعات توسعوی نشان میدهد که پروژههای یک کمربند و یک راه و دهلیز حملونقل بینالمللی شمال-جنوب در کوتاهمدت قادر نخواهد بود که مسیر اقتصادی افغانستان را تغییربدهد. زیرا اجرا و عملی سازی این پروژهها بستگی به توسعه زیرساختها ، اصلاحات، رقابتهای تجاری منطقهای، بهبود مدیریت، ایجاد ظرفیتهای محلی، حصول اطمینان از مدیریت بهتر، و مقابله با فساد که همگی به نوبه خود وابسته به مسایل ملی و منطقهای، ثبات و امنیت افغانستان است.
بدون در نظر گرفتن این مسایل، که فراتر از محدوده این مقاله است، در زیر چند توصیه کلیدی در تحقیق موسسه تحقیقاتی پالیسی و مطالعات توسعوی از سوی مقامات دولتی، بخش خصوصی و سازمانهای جامعه مدنی در مورد اینکه چگونه افغانستان میتواند اقتصاد خود را تغییر دهد، برجسته شده است.
نخست، افغانستان باید سیاستهای فعالانه و ظرفیتهای داخلی خود را تقویت کند تا با طرحهای ابتکاری خود دیگران را به طرف خود جلب کند، نه این که به سمت طرحهای ابتکاری دیگران جلب شود. با توجه به امنیت و موقعیت اقتصادی افغانستان، این موضوع بسیار مهم است زیرا، انگیزه و علاقه کشورهای دیگر به سوی افغانستان بیشتر است.
دوم، افغانستان به تنهایی نمیتواند که موانع برای تحقق کامل پتانسیل خود را به عنوان یک مرکز منطقهای شناسایی کند و نیاز به یک رویکرد منطقهای برای رسیدن به این هدف دارد که این رویکرد منطقهای ممکن است شامل همکاریهای منطقهای و جذب سرمایهگذاری برای زیرساختهای افغانستان باشد که این کشور را به مرکز منطقهای برای تجارت و ترانزیت تبدیل میکند.
سوم، دولت افغانستان باید از سیاستهای خصمانه اقتصادی با بعضی از کشورها مانند پاکستان جلوگیری کند و در عین حال با سایر کشورها، مانند هند، در زمینههای مطلوب همکاری کند. و هم چنین دولت باید با سیاستگذاری های دقیق، تلاش کند که سیاستهای خصمانه مانع تجارت و ترانزیت با کشورهای منطقه نشود.