صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۸ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

جـفای تروریستان؛ دخترانی که پدر خانواده شدند

 جـفای تروریستان؛ دخترانی که پدر خانواده شدند گزارش : علیرضا احمدی

بیش از سه دهه جنگ و ناامنی باعث شده است که صدها هزار تن بی‌خانمان شود و یا اعضای خانواده خود را از دست بدهند؛ در این میان زنان و دختران به دلیل اینکه نان آور خانه‌شان را از دست می‌دهند، بیشترین زجر را تحمل می‌کنند.
فریحه نام مستعار دختر جوانی است که از ولسوالی مقر ولایت غزنی به کابل آمده بود تا در لویه جرگه مشورتی صلح شرکت کند. او از جنگ خسته است، آنقدر خسته که نای سخن زدن ندارد.
باب گفتگو را با فریحه آغاز کردم، اما انگار گپی برای گفتن نداشت، سرش پایین بود؛ ثانیه‌ها گذشت و سپس سرش بالا آورد، در چشمانش اشک حلقه زده بود، بغض را به سختی فرو خورد و گفت سه سال پیش طالبان در مسیر کابل-غزنی پدرم را به اتهام اینکه کارمند دولت است، تیرباران کرد.
فریحه بریده بریده گفت؛ آن زمان حدود 19 سال سن داشتم؛ مادرم خبر مرگ پدرم را به عنوان فرزند بزرگ خانواده اول به من داد. مادرم گفت تو باید صبور باشی تا برادران و خواهرانت دل ندهند/ شوکه نشوند.
پدر فریحه زمانی که توسط طالبان کشته شد، شش فرزند داشت. دو دختر و چهار پسر. بزرگترین آنها فریحه 19 ساله و کوچکترین آنان مروه 4 ساله بود.
فریحه می‌گوید بر خلاف پند و اندرزهای مادرم نتوانستم خود را کنترل کنم، زمانی که یتیمان پدرم را دیدم، بغضم ترکید، ناله سردادم و دیگر نفهمیدم. وقتی چشم باز کردم هوا تاریک شده بود، اقوام زیادی خانه‌مان جمع شده بودند. همه داغدار. او ادامه داد، اما آن طرف خط جنگ شاید عده‌ای خوشحال بودند، عده‌ای که با ما هم زبان هستند و شاید هم همسایه‌مان باشند.
فریحه گفت: به سختی از جایم برخاستم و دستمالی را دور سرم محکم بستم و در برابر خواهر و برادرانم به گونه‌ای وانمود کردم که با غم و اندوه نمی‌توان کاری کرد و یا جای پدر را پر کرد. او علاوه کرد، باید برای خواهر و برادرانم پدری می‌کردم باید آرزوهای پدرم که تحصیل ما بود، برآورده می‌کردم.
این دختر جوان افزود، تا روز قبل از شهادت پدرم، رویاهایی بزرگی در سر داشتم، رویاهایی که با رفتن او یکباره خراب شد، حالا باید رویاهایی پدرم را من برآورده می‌کردم. تحصیل یگانه آرزوی پدر فریحه بوده است.
پدر فریحه رئیس یکی از اداره‌های ولایت غزنی بود. او هنگامی که بعد از ختم یک برنامه آموزشی از کابل به غزنی می‌رفت، در مسیر راه در ولایت میدان توسط طالبان کشته می‌شود.
فریحه می‌گوید که پدرم همیشه بی‌سوادی را به تاریکی تشبیه می‌کرد و سواد را به روشنایی. او آرزو داشت که تمام فرزندانش به مکتب بروند و تحصیل کنند.
او گفت، تصمیم گرفتم هر قسم که شده برادرانم را به مکتب بفرستم و اجازه ندهم که ترک تحصیل کنند. فریحه و مادرش یک طرف ماجرا، سه فرزند مکتبی با هزینه‌های فراوان در دیگر سوی ماجرا.
فریحه چند ماهی را در خانه یکی از اقوامش کار می‌کند تا هزینه زندگی را فراهم کند. او بعد از شش ماه سخت، با راهنمایی و همکاری یکی از دوستان پدرش وظیفه‌ای را در مرکز ولسوالی برعهده می‌گیرد. او با معاشش، خواهر و برادارانش را به مکتب می‌فرستد و در کنار آن آموزش‌های قابلگی را نیز فرا می‌گیرد.
فریحه حالا قابله شده است. او گفت که تلاش کردم که حداقل یکی از آرزوهای پدرم را برآورده کنم تا خواهر و بردارانم احساس کمبود پدر را نکنند اما هر وقتی که کسی پدرش را صدا می‌زند و یا دست در دست با پدرش راه می‌رود، همچنان جای خالی پدرم حس می‌شود.
همانند فریحه هزاران دختر و یا پسر دیگر نیز بعد کشته شدن پدرشان برای خانواده‌ پدر بوده‌اند. سختی‌های زیادی را تحمل کرده‌اند تا بقیه اعضای خانواده سختی نکشند.
معصومه بهار یکی دیگر از قربانیان جنگ است. او پدرش را در یک حمله انتحاری از دست می‌دهد و برادرش معلول می‌شود. معصومه به عنوان فرزند بزرگ خانواده، نان آور خانواده شده است.
او می‌گوید برای اینکه برادران و خواهرانم گرسنگی نکشند، از همه چیز خود گذشتم؛ ازدواج نکردم، ادامه تحصیل ندادم و هزاران حرف را به جان خریدم تا گوشه‌ای از نقش پدرم را ایفا کنم.
معصومه فارغ التحصیل ادبیات انگلیسی از دانشگاه کابل است، او نیز عضو لویه جرگه مشورتی صلح بود. او گفت، اگر جنگ نبود پدرم همانند کوه در کنارم بود و من اکنون شاید در مدارج بالای تحصیلی و شاید هم با زندگی مستقل در گوشه دیگر این شهر.
او آهی کشید و گفت: نفرین بر جنگ؛ جنگی که پدرم و آرزوهایم را با هم گرفت.
معصومه گفت در لویه جرگه صلح تنها تاکید بر ختم جنگ بود؛ او بر این باور است که اگر این هیولای خانمان سوز ادامه پیدا کند، صدها هزار کودک دیگر نیز از نعمت پدر محروم خواهند شد.
کمیسیون مستقل حقوق بشر چندی پیش با نشر گزارشی نوشت که در سال ۱۳۹۷ در کشور بیشتر از یازده هزار غیرنظامی کشته یا زخمی شدند که نسبت به سال گذشته آن ۱۹ درصد افزایش را نشان می‌دهد.
به اساس این گزارش در سال گذشته خورشیدی بیشتر از سه هزار نفر کشته و بیشتر از هشت هزار نفر زخمی شدند. ۶۸ درصد این قربانیان مرد، ۸ درصد آنها زن و ۲۱ درصدشان کودکان بودند.
بررسی‌های کمیسیون مستقل حقوق بشر نشان می‌دهد که عامل ۵۳ درصد تلفات غیرنظامیان طالبان، ۱۲ درصد گروه تروریستی داعش و ۱۲ درصد دیگر آن نیروهای امنیتی داخلی و نیروهای بین‌المللی بوده‌اند. مشخص نیست که عامل ۲۲ درصد باقی مانده این تلفات کدام گروه است.
اعضای لویه جرگه مشورتی صلح نیز به منظور کاهش تلفات شهروندان (نظامی و غیرنظامی) از حکومت خواستند تا به احترام ماه رمضان آتش‌بس اعلام کند. حکومت افغانستان این خواست را پذیرفت اما طالبان آن را رد و بر ادامه جنگ تأکید کردند.
کارشناسان نظامی و قشر عظیمی از شهروندان کشور، طالبان را به عنوان مزدور کشورهای بیگانه می‌شناسند و می‌گویند که آنان قدرت تصمیم گیری ندارند تا زمانی که کشورهای حامی آنان دستور ندهند.