صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۸ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

داعش پسا خاورمیانه؛ مقصد بعدی این گروه کجا خواهد بود؟

 داعش پسا خاورمیانه؛  مقصد بعدی این گروه  کجا خواهد بود؟ منبع: فارین پالیسی / نویسنده: حسن حسن / برگردان: خیرمحمد مقدسی

روز دوشنبه 29 اپریل، دولت اسلامی ویدیویی را از ابوبکر البغدادی منتشر کرد که او را در یک اتاقی در حال ملاقات با سه عضو این گروه نشان می‌داد. پس از تابستان سال ۲۰۱۴ میلادی که در آن البغدادی از منبر مسجد موصل، مسجدی که در قرن ۱۲ بنا شده است خودش را خلیفه اعلام کرد، این اولین‌ باری است که او در ویدیویی ظاهر می‌شود.
اگرچه، پیام ویدیو صرفا این نبود که نشان بدهد البغدادی هنوز زنده است؛ گروه داعش می‌توانست زنده بودن رهبر شان را بدون در نظر داشتن خطراتی که تولید و پخش یک ویدیو در پی دارد آن‌هم زمانی که ائتلاف به رهبری ایالات متحده هنوز در عراق و سوریه حضور کامل دارد نشان دهد. پیام این ویدیو به مراتب جاه‌طلبانه‌تر و فراتر از این مسایل است. مهم‌تر از همه، پیام این ویدیو اعلام جاه‌طلبی‌ها و آرزوهای بلند پروازانه این گروه برای بدست آوردن جغرافیای وسیع‌تر است.
ظاهر شدن البغدادی آن هم بعد از پنج سال در این ویدیو تا حد زیادی به منظور گشودن فصل جدیدی برای فعالیت‌های این سازمان تروریستی طراحی شده است؛ فصلی که در آن گروه داعش از عراق و سوریه فراتر می‌رود. البغدادی در این ویدیو، در مورد جهادی‌های در مالی، بوکینافاسو، افغانستان و سریلانکا که جدیدا با او سوگند وفاداری یاد کرده‌اند صحبت می‌کند. ویدیو با تصاویری به پایان می‌رسد که البغدادی را در حال شنیدن گزارش‌ها در باره تأسیس شاخه‌های خارجی داعش از جمله یکی در ترکیه نشان می‌دهد.
به رغم فروپاشی خلافت داعش در سوریه و عراق، وفاداری مداوم طرف‌داران این گروه در نقاط مختلف و دور افتاده جهان، پیروزی عظیمی برای این سازمان است و نشان می‌دهد که دولت اسلامی آماده است تا فرمول بی‌بدیل تروریسم را که در یک دهه‌ی گذشته در عراق تکمیل کرده است، به منطقه‌ وسیع‌تر که از هندوستان تا غرب آفریقا را در بر می‌گیرد، صادر کند. فعالیت‌های اخیر گروه داعش نشان می‌دهد که این گروه در حال تغییر ساختارش از خلافت اسلامی به یک گروه شورشی است که این گروه به عنوان یکی از نشانه‌های موفقیتش در این تغییر، مسئولیت حملات تروریستی در جمهوری دموکراتیک کنگو و مسئولیت بمب‌گذاری‌های سریلانکا را به عهده گرفته است.
این روند نباید تعجب‌آور باشد؛ زیرا این روش از سال ۲۰۱۶ به این طرف، زمانی که تاکتیک‌ها و بیانات شاخه‌های منطقه‌ای دولت اسلامی  با تاکتیک‌ها و تفکرات سازمان مرکزی آن شباهت پیدا کرد، در حال پیشرفت است. به طور مثال در شبه جزیره سینا و افغانستان، شاخه‌های منطقه‌ای داعش تأکید بر ایدیولوژی متمرکز بر حملات فرقه‌ای علیه مسیحیان و شیعیان کردند که منعکس کننده رویکرد این گروه از سال 2003 در عراق است. به نظر می‌رسد که دولت اسلامی با اعزام افراد و طرف‌دارانش به این کشورها برای رهبری یا کمک به اداره‌ شاخه‌هایش، آن‌ها را با موفقیت تحت کنترول خود در آورده است. هم چنین، با وجود فروپاشی داعش در عراق و سوریه، این امر به این گروه کمک کرده است تا بر شاخه‌های منطقه‌ای خود کنترولش را حفظ کند.
گروه داعش مارک خاص جهادی‌اش را که در عراق ساخته‌ شده، و به دلیل استراتژی غیرقابل انعطاف، بی‌رحم و فرقه‌ای‌اش، که حتی استراتژی طالبان و القاعده با آن غیرقابل مقایسه می‌باشد، به کشورهای آسیب‌پذیر از سازمان‌های تروریستی صادر کرده است. این گروه طی چند سال گذشته در مصر حملات زیادی را علیه مصری‌های قبطی انجام داده است و حملات علیه شیعیان افغانستان از ویژگی‌های برجسته‌ی فعالیت‌های این گروه در افغانستان است. رسانه‌های گروه‌ داعش در حملات این گروه بر غیرنظامیان شیعه در افغانستان و یمن حتی دلیلی برای کشتار آن‌ها نمی‌آورد. شیعه بودن، یک فرد را، به طور خودکار به هدف مشروع این گروه تبدیل می‌کند که این امر حتی برای دیگر گروه‌های تندرو غیرمعمول است.
از نگاه داعش، استراتژی تشدید وحشی‌گری و فرقه‌گرایی مؤثر بوده و این گروه را قادر ساخته است تا پس از شکست اصلی شان در عراق در سال ۲۰۱۸، دوباره فعالیت‌هایش را سازمان‌دهی کند. این گروه، در عراق جوامع را بر علیه یک‌دیگر به رقابت واداشت، مکان‌های عبادتی و زیارتی را هدف قرار داد، مردم محلی را از همکاری با دولت بازداشت و رقبای محلی را که احتمال می‌رفت در آینده تهدیدی برای این گروه باشند، از بین برد. تا سال ۲۰۱۴ که یک-سوم عراق به دست داعش سقوط کرده بود، این گروه خودش را به عنوان یگانه نیروی پایدار که قادر به کنترل این مناطق، مبارزه با دولت و در سطح محلی تقریبا نیروی بی‌چون و چرا است، ثابت کرده بود.
البغدادی در اظهاراتش، استراتژی جنگ فرسایشی را به عنوان ابزار بقای دولت اسلامی دانست، که منعکس کننده تبلیغات دولت اسلامی از سه سال پیش یا زمانی است که این گروه مراکز عمده‌ قدرتش را در عراق و سوریه از دست می‌داد. برای این که بفهمیم مقصد بعدی داعش کجاست، مهم است که نه تنها به روش‌های چون؛ کنترول قلمرو که در سال‌های اخیر با استراتژی این گروه هم خوانی دارد، توجه داشته باشیم، بلکه نگاه دقیق‌تری به استراتژی بلندمدت این گروه که نشان دهنده ظهور اصلی آن است بیاندازیم.
ظهور داعش در سال ۲۰۰۸ از عراق بیش از هرچیز دیگری تفکر این سازمان را شکل می‌دهد که در منابع مختلف، نشریات و بیانیه‌های این گروه در سه سال گذشته مشهود است. وضعیت امروز این گروه، شبه به وضعیت گذشته شان است با این تفاوت که حالا این گروه در مقیاس جغرافیایی وسیع‌تری مطرح است. به همین دلیل است که دولت اسلامی برای برگرداندن برنامه قبلی‌اش تلاش می‌کند؛ برنامه‌ای که کمک کرد تا رقبایش را از بین ببرد و در سطح محلی فعالیت‌هایش را گسترش دهد و در نهایت خودش را به عنوان آخرین پرچم‌دار برای کسانی که با دولت مرکزی مبارزه می‌کنند، نشان دهد. این گروه از سال ۲۰۱۶ به این طرف در عراق و سوریه به تاکتیک‌های‌ قدیمی ترور رهبران جامعه، خرید محل استقرار و تأسیس کادرهای متخصص برای انجام عملیات‌های مخفی رو آورده است که این کار نه تنها برای مبارزه با دشمنان این گروه بلکه برای خالی‌ کردن مناطق فعالیت این گروه از رقبای بالقوه شان مؤثر بوده است.
گسترش جهاد جهانی زیر پرچم دولت اسلامی برای شاخه‌های وابسته به این گروه احتمالا هم یک فرصت و هم یک بار مسئولیت است. در نتیجه، این کار آن‌ها را از دیگر رقبای تندرو شان متمایز می‌کند اما در عین حال، از جوامع محلی بیگانه خواهد کرد. با این‌وجود، طرح داعش برای گسترش فعالیت‌های این گروه در سطح محلی و در یک منطقه‌ وسیع‌تر، امروز جدی‌ترین تهدید از سوی این گروه است. ظهوردوباره داعش، پس از شکست سال ۲۰۰۸ برای دولت اسلامی مؤثر واقع شد، که این امر حفظ وفاداری بسیاری از اعضا، شبکه‌های حمایتی و متقاعدکردن نیروهای جدید برای پذیرفتن ایدئولوژی این گروه را برای رهبری دولت اسلامی آسان‌تر کرد.
در نهایت، ویدیوی بغدادی نشان از شکست ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده در دست‌گیری بغدادی و نابودکردن سازمان وی است. این ویدیو با رد شایعات اخیر مبنی بر بیماری بغدادی، نشان می‌دهد که هم او و هم سازمانش صحت‌مند وفعال است که او را اجازه می‌دهد تا حملات تروریستی گسترده را راه‌اندازی کند، مکان‌های جدید برای فعالیت‌هایش بیابد و استخدام اعضای جدیدش را گسترش بدهد.
سیاست‌گذاران اگر خواهان جلوگیری از ظهور دوباره دولت اسلامی هستند، باید بُعد مبهم رشد این گروه را شناسایی کند. این سازمان به راحتی از مرحله‌ کنترل قلمرو به مرحله‌ بعدی‌اش که عملیات بدون شکست است، عبور کرده است که با گسترش توانایی‌هایش، می‌تواند زمینه را برای فاجعه ۲۰۱۴ دیگر فراهم کند. با این تفاوت که این بار در مقیاس بزرگ‌تر از عراق و سوریه خواهد بود.