صفحه نخست » افغانستان » اهمیت استراتژیک ولسوالیهای بهارک و وردوج بدخشان برای جنگجویان خارجی
اهمیت استراتژیک ولسوالیهای بهارک و وردوج بدخشان برای جنگجویان خارجی
منبع: فارین پالیسی / نویسنده: فرانز جی مارتی / برگردان: خیرمحمد مقدسی
درهی بهارک مانند بسیاری از درههای دیگر ولایت بدخشان در شمالشرق افغانستان پر از درختان و مزرعههای سرسبز است که اطراف آن را کوههای خاکی احاطه کرده است. اما برای واحد تبعیدی پولیس محلی افغان از ولسوالی وردوج، این دره میدان نبردی است که بین آنها و خانههای شان، به دلیل این که تحت سلطه طالبان قرار دارد، جدایی ایجاد کرده است.
پولیس محلی افغانستان در سال ۲۰۱۰ برای رسمی کردن گروههای مسلح محلی که از قریههای شان دفاع میکردند، ایجاد شد. فرمانده حبیب قوماندان پولیس محلی وردوج در جریان مصاحبهای در ماه آگست سال ۲۰۱۸ گفته بود: «من یک نظامی نبودم. اما زمانی که طالبان حمله کردند، ما مجبور شدیم که اسلحه برداشته و از خودمان در برابر آن ها دفاع کنیم.» با اینحال، این دره تنها برای مردم محل اهمیت ندارد؛ بلکه ، بیجینگ نیز چشم به این درهی کوچک دوخته است. زیرا گروههای تبعیدی اویغورهای سینکیانگ چین که در کنار طالبان میجنگند نیز در این دره حضور دارند.
طبق آخرین اطلاعات، پولیس محلی افغانستان که در چارچوب وزارت امور داخله این کشور کار میکند حدود 28 هزار مرد مسلح دارد که از روستاهای شان در برابر تهاجم طالبان دفاع میکند. واحد وردوج نیز تا زمانی که مجبور به تبعید از این دره نشده بود، همین مأموریت را به عهده داشت. روستای چاکران، که قوماندان حبیب از آن در برابر طالبان دفاع میکرد در 13 مایلی مرکز ولسوالی بهارک واقع شده است؛ اما او توضیح میدهد که «پس از ورود جنگجویان خارجی ما در برابر آنها مقاومت نتوانستیم. آنها وردوج را از ما گرفتند و ما مجبور شدیم که فرار کنیم.»
سقوط وردوج در اکتبر ۲۰۱۵ موفقیت بزرگی برای طالبان در ولایت بدخشان بود؛ ولایتی که در آن طالبان هرگز حکومت نکرده بود. سقوط این ولسوالی حبیب و افرادش را مجبور کرد که به ولسوالی بهارک تبعید شوند. آنها در بهارک پایگاه اصلی و سنگر خود را بیرون از بازار پرچمعیت مرکز این ولسوالی ایجاد کردهاند. فاصله میان خانههایشان در وردوج و پناهگاهشان در بهارک خط مقدم جنگ است.
واحد 225 نفری تحت فرماندهی حبیب، بیش از سه و نیم سال میشود که مجبور شده است خانههای شان را ترک کند. آنها میگویند که اگر به خانههای شان برگردند، طالبان بدون هیچ تردیدی آنها را میکشند. یکی از اعضای واحد میگوید: «ما حتا در جریان آتشبس [اواسط ماه جون ۲۰۱۸] نتوانستیم به خانههای خود برویم.»
خانوادههای اکثر این مردان در وردوج تحت حکومت طالبان باقی ماندهاند. یکی از این افراد میگوید: «خانوادههای ما به طور مداوم از سوی طالبان اذیت و تهدید میشوند.» دیگر همرزمانش نیز حرفهای او را تأیید میکنند و میافزایند که طالبان خانوادههای آنها را به تهیه غذا و انتقال مهمات جنگی شان مجبور میکنند.
عبدالمنان که تحت حاکمیت طالبان در وردوج زندگی کرده است، میگوید که او مجبور شد تا در کنار این گروه شورشی بجنگد زیرا آنها تهدید کرده بودند که در غیر اینصورت تمام اعضای خانواده او را میکشند. اما پس از دو سال جنگیدن در صفوف طالبان، او به مقصد پیوستن به واحد تحت رهبری حبیب موفق شده است که خود و خانوادهاش را از چنگ طالبان رها کند. مردم محل میگویند که باید این تهدیدات جدی گرفته شوند. آنها به عنوان شواهد میگویند که در بهار سال ۲۰۱۷، ۱۷ مرد و هفت زن در وردوج پس از متهمشدن به همکاری با دولت از سوی طالبان اعدام شدند. تأیید چنین ادعاهایی غیرممکن نه، بلکه دشوار است؛ اما بعضی از آنها قابلباور هستند.
در جبهه میان بهارک و وردوج نشانههای کمی از جنگ دیده میشود. در امتداد سرک اصلی در یک طرف دریا، پولیس ملی افغانستان حدود شش پایگاه امنیتی را در اختیار دارد در حالیکه واحد پولیس محلی وردوج یک محل بازرسی را در یک تانک تیل متروک در اختیار دارد. در سمت دیگر دریا جادهای که به ولسوالی وردوج منتهی میشود هیچ محل بازرسی دولتی وجود ندارد.
به نظر نمیرسد که دولت افغانستان و حامیان بینالمللی آن علاقهای به بازپسگیری ولسوالی وردوج داشته باشند. این چیزی است که باعث ناامیدی پولیس محلی این ولسوالی شده است. آخرین تلاشهای جدی برای باز پسگیری ولسوالی وردوج در ماه اپریل سال ۲۰۱۶ میلادی بود. در آن زمان، طبق نقشه حبیب و افرادش باید از کوهها به چاکران حمله میکرد و نظامیان افغان همزمان از بهارک به سمت وردوج حمله میکرد. اما این عملیات شکست خورد.
ولسوالی وردوج میزبان بیشترین تمرکز جنگجویان خارجی در افغانستان است. با این وجود، عدم علاقه نیروهای تحت رهبری ایالات متحده و ناتو به این ولسوالی عجیب به نظر میرسد. تعیین تعداد دقیق آنها دشوار است اما حبیب میگوید که حدود ۲۶۰ جنگجوی خارجی در این ولسوالی حضور دارند اما بین 160 تا 400 نفر نیز تخمین زده شده است. این که این تعداد از شورشیان خارجی چگونه و از کجا وارد بدخشان شده است معلومات مؤثق در دست نیست. عبدالمنان که مدت زمانی را در میان شورشیان محلی و خارجی در وردوج سپری کرده است میگوید که جنگجویان خارجی در وردوج هرگز خاستگاه اصلیشان را فاش نمیکنند. با اینحال، از حضور جنگجویان تاجکستانی، ازبیکستانی و همچنین اویغورهای چین در وردوج شواهدی وجود دارند که این شواهد را منابعی در سازمان ملل متحد و یک فیلم تبلیغاتی در بدخشان که جنگجویان را در حال صحبت به زبان اویغوری با لهجه خُتنی شهری در سینکیانگ چین نشان میدهد، تأیید میکند.
اویغورها، یک گروه قومی مسلمان است که در سرزمینشان در سینکیانگ در غرب چین که بخش کوچکی از آن با افغانستان هممرز است با سرکوب و ظلم و ستم شدید مواجه هستند. که در نتیجه این ظلم و ستمها تعداد زیادی از آنها مجبور به فرار و پیوستن به گروههای شبهنظامی در جاهای دیگر شده است.
حضور اویغورهای چینی در صفوف جنگجویان و شورشیان در ولایت بدخشان که هم سرحد با چین است برای این کشور مایه نگرانی است زیرا مقامات این کشور آنها را به عنوان تهدید بزرگ برای امنیت شان میپندارد. به همین دلیل گفته میشود که چین به دولت افغانستان پیشنهاد تمویل و تجهیز یک پایگاه نظامی برای ارتش افغانستان را در بدخشان داده بود. اینکه این پیشنهاد هرگز عملی خواهد شد، یا خیر قابل بحث است. اما حداقل این برنامه از ماه فبروری سال ۲۰۱۷ به اینطرف مطرح شده است که هرگز فراتر از بحثهای ابتدایی نرفته است. گزارشها درمورد ساخت قریبالوقوع یک پایگاه نظامی در بدخشان به کمک مالی چین، مکررا از سوی منابع و مقامات در بدخشان رد شده است. علاوه براین، تمویل یک واحد نظامی از سوی چین، در حالی که ارتش افغانستان از سوی ایالات متحده امریکا تجهیز و تمویل میشود مجموعهای از مشکلات سیاسی و لجیستیکی را برای این نیروها ایجاد خواهد کرد.
با اینوجود، احتمال دارد که همکاری نظامی محدود بین چین و افغانستان و نیز کمکهای مادی چین به نیروهای افغان به ویژه در بدخشان ادامه یابد. اما به نظر میرسد که بیجینگ بهرغم علاقهی شدیدش به بدخشان، به دخالت بیشتر در افغانستان علاقهمند نیست.
نگرانی افراد حبیب، چین نه بلکه حضور جنگجویان خارجی و تواناییهای جنگی آنها در ولسوالی وردوج است. آنها میگویند که جنگجویان خارجی در این ولسوالی فدایی هستند و برای شکست دادن آنها ما نیاز به حملات هوایی داریم. جنگجویان خارجی در افغانستان برای بعضی از مردم تبدیل به موجودات نیمهافسانهای شدهاند که درباره مهارتهای جنگی آنها به صورت اغراقآمیز سخن گفته میشود. اما آنچه که میتوان گفت این است که حملات هوایی نادر ایالات متحده و افغانستان در بدخشان که ادعا میشود جنگجویان خارجی را هدف قرار داده است، ثمرهای نداشته است.
به هر صورت، برای حبیب و افرادش کابل دوراز دسترس شان واقع شده است. در مورد بیجینگ اصلا فکر هم نمیکند. اما مردان مسلح این پایگاه پولیس محلی وردوج، خط مقدم نبرد را در بهارک به امید روزی که بتوانند به خانههای شان برگردند، حفظ میکنند.
