صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲۷ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

داعش و افراط‌گرایی در زیر پوست مضمون ثقافت اسلامی

داعش و افراط‌گرایی در زیر پوست مضمون ثقافت اسلامی گزارش : علیرضا احمدی

شماری زیادی از دانشجویان، فارغان دانشگاه و برخی از عالمان دینی طی چند سال اخیر بارها زنگ خطر ترویج باورهای افراط‌گرایانه و نفوذ تندروان مذهبی به دانشگاه‌های کشور از طریق مضمون "ثقافت اسلامی" را به صدا درآوردند اما شنیده نشد؛ تا اینکه در این اواخر، ریاست عمومی امنیت ملی، چهار استاد تقافت اسلامی دانشگاه‌های کشور را به اتهام ترویج افراط‌گرایی دستگیر کرد.
موضوع افراط‌گرایی برای اولین بار در سطح کلان، توسط حفیظ منصور، نماینده پیشین مجلس مطرح و اظهارات او دربارۀ گسترش افراطگرایی مذهبی در دانشگاه‌ها، جنجال‌برانگیز شد.
آقای منصور در آن زمان هشدار داده بود که اگر جلو "سیل افراط‌گرایی" گرفته نشود، "بقای افغانستان" به مخاطره می‌افتد. برخی به این اظهارات واکنش‌های تندی نشان دادند، اما شمار زیادی با او همنوا شدند. او گفته بود که برای ختم جنگ باید محتوای مضمون ثقافت اسلامی را تغییر داده شود تا افکار افراطی کمتر تولید شود.
آقای منصور در این مورد به روزنامه افغانستان‌ما گفت که شش سال پیش مضون ثقافت اسلامی را مرور ‌کردم و بعد از آن پیشنهاد کردم که این مضمون "بازنگری، و نیکوتر" شود اما کسی به آن پیشنهاد اعتنا نکرد.
او افزود، در مرحله دوم، حدود دو سال پیش در مجلس نمایندگان این موضوع را مطرح کردم و گفتم که مشکل اساسی ما این است که در یک جنگ فکری با ابزار سخت مقابله می‌کنیم. این عضو پیشین مجلس گفت که در آن زمان نیز خواستار بازنگری مضمون ثقافت اسلامی شدم.
آقای منصور گفت که "روزانه ده‌ها هزار جوان ما زیر نام مضمون ثقافت اسلامی، افکار افراطی را می‌آموزند." در این مضمون، درست افکاری را که تندروان مذهبی می‌خواهند تدریس می‌شود و این دلیل باعث شده است که طی سال ‎های گذشته ساحه جنگ افزایش یابد.
فیصل امین، سخنگوی وزارت تحصیلات عالی اما به روزنامه افغانستان‌ما گفت که "مواد درسی دانشگاه‌ها مطلق بازنگری شده است؛ به خصوص مفردات درسی مضمون ثقافت اسلامی. از این روند نظارت نیز صورت می‌گیرد."
حفیظ منصور اما می‌گوید که بازبینی باید توسط یک هیات از بیرون دانشگاه صورت می گرفت. او به این باور است که مضمون ثقافت اسلامی توسط "بی‌سوادترین‌ها" بازنگری شده است و "بازبینی توسط استادانی که خطا کرده بودند، صورت گرفته است."
او این گونه بازنگری را نمی‌پذیرد و به این باور است که همین اکنون در مضمون ثقافت اسلامی، دولت یک پدیده غربی است، انتخابات حرام است، زنان نمی‌تواند قاضی و یا وکیل شوند. آقای منصور می‌گوید که در مضمون ثقافت اسلامی واضح نوشته شده است که "زنان ناقص العقل هستند." به باور آقای منصور، این موضوعات افراط‌گرایی است که تدریس می‌شود.
وزارت تحصیلات عالی هر چند نمی‌پذیرد که در دانشگاه افراطیت تدریس می‌شود اما سخنگوی این نهاد می‌گوید که اگر با چنین مسائلی مواجه شویم، به صورت جدی برخورد می‌شود.
فیصل امین سخنگوی وزارت تحصیلات عالی گفت که براساس قانون تحصیلات عالی، هیچ فردی نمی‌تواند در درون دانشگاه‌ها فعالیت‌های سیاسی و حزبی بکند و بر این اساس وزارت تحصیلات عالی نظارت دوامداری به موضوعات مختلف دانشگاه‌ها دارد و اجازه نمی‌دهد کسی نهادهای تحصیلی ما را آسیب بزند.
اما آقای منصور با انتقاد از دولت می‌گوید که نظارت دقیق وجود ندارد، او گفت که "فرزند من با افکار معتدل در خانه است اما در دانشگاه جبرا مضمون ثقافت را برای او تدریس می‌کنند و برای کامیابی باید طوطی‌وار این مضون را حفظ کند".
این عضو پیشین مجلس افزودد، "قرائت دیگری نیز در کنار آن [ثقافت اسلامی] نیست. اسلام یک قرائت دارد که تندروان آن را در مضمون ثفافت اسلامی تسجیل کرده‌اند. آنان [تندروان مذهبی] این را تا مغز استخوان عقیده دارند... و از این فضا یک سوءاستفاده بسیار بسیار جدی صورت گرفته و می گیرد."
آقای منصور تاکید کرد که این فکر و اندیشه با هر عنوانی باشد در هر گوشه‌ای از کشور باشد، ویران‌گر است و جلوی آشتی و برادری را می‌گیرد چون از بنیاد با دولت ملی در تضاد است. این اندیشه با حقوق بشر و ساختار جمهوری سازش ندارند.
حمیدالله فاروقی، رئیس دانشگاه کابل اما می‌گوید که اگر استاد، دانشجو و یا کارمند ما در مغایرت با اهداف دانشگاهی، قانون اساسی و اکادمیک  قرار داشته باشد، هم از طرف ما مورد سئوال قرار می‌گیرد هم توسط نهاد‌های امنیتی.
آقای فاروقی به صورت مستقیم اتهام‌های وارده به دو تن از استادان دانشگاهش را قبول نکرد اما گفت که این دانشگاه حدود900  استاد دارد و ممکن است برخی از کارها و فعالیت‌های آنان مورد بازپرسی قرار بگیرد.
ریاست عمومی امنیت ملی، حدود دو هفته پیش، عبدالظاهر داعی و مولوی عبدالمعروف راسخ را در نتیجه اعتراف‌های چند تن از دانشجویان و استادان دانشگاه کابل مبنی بر تشویق و ترغیب دانشجویان به افراط‌گرایی، دستگیر کرد. پیش از این نیز یک استاد ثقافت دانشگاه کابل و یک دانشگاه دیگر توسط امنیت ملی دستگیر شده بود. اتهام این استادان همکاری با گروه تروریستی داعش است.
افراطگرایی در دانشگاه کابل
هر چند مسئولان وزارت تحصیلات عالی و دانشگاه نمی‌پذیرند که شماری از استادان دانشکده شرعیات که مضمون ثقافت اسلامی را تدریس می‌کنند، دانشجویان را به سمت افراطگرایی سوق می‌دهند، اما دانشجویان فارغ شده، می‌گویند که این روند به شدت در دانشگاه کابل جریان دارد.
نصیر موحدی، دانشجویی که سه سال پیش از دانشگاه کابل فارغ شده است، چشم دیدهایش را در قالب کتابی با عنوان "افراط گرایی در دانشگاه کابل" چاپ کرده است.
او به روزنامه افغانستان‌ما گفت که قبل از اینکه به دانشگاه کابل راه بیابم، فکر می‌کردم که این دانشگاه به عنوان دانشگاه مادر، یک مرکز علمی برای ما خواهد بود اما درون چیزی دیگریست. "آنچه من دیدم دانشگاه کابل مرکز نفاق قومی، سمتی، مذهبی و ترویج افراط گرایی است تا مکان تحصیلی."
این فارغ التحصیل دانشگاه کابل افزود، "در طول چهار سال تحصیل با موردهای برخوردم که برایم تکان دهنده و دردآور بود. در تظاهرات بیرق داعش و طالبان در دستان دانشجویان و استادان خودنمایی می‌کرد و شعارهای مرگ بر امریکا، مرگ بر دولت دست نشانده امریکا، مرگ بر دموکراسی، زنده باد امارت اسلامی و .. ورد زبان‌شان بود. استادان دانشکده شرعیات در جزوه‌های درسی‌شان موردهایی را ذکر کرده بودند که تناقض با قانون اساسی کشور داشت. در جریان تدریس عملا دولت و حکومت افغانستان را مزدور بیگانه ها می‌دانستند و به نحوی جوانان را علیه آنان [دولت] تحریک می‌کردند و می‌گفتند این دولت اسلامی نیست و در تضاد با ارزش‌های اسلام است."
او به عنوان نمونه به جزوه "نظام سیاسی اسلام" اشاره کرد و گفت که در این مضمون آمده است که "در جامعه اسلامی زنان حق ندارند قاضی و یا رئیس جمهور شوند. استدلال آنان این است که زنان بی‌عقل هستند و یا عقل‌شان کم است. همچنان نوشته‌اند، بر اساس حکم اسلام، دولت اسلامی و حکومت اسلامی باید از سوی خلیفه اداره شود و سیستم انتخابات امروزی جایی در متون اسلامی ندارد و کسی باید در راس حکومت قرار بگیرد که عالم دین باشد و با تقوا."
نفهمی علت گرایش به افراط‌گرایی
طی چند سال اخیر، دانشجویان و جوانان فراوانی به گروه‌های تروریستی به خصوص گروه تروریستی داعش پیوسته و به دستور آنها با نیروهای دولتی و بین‌المللی می‌جنگند.
حفیظ منصور، عضو پیشین مجلس نمایندگان و استاد مضمون ثقافت سلامی، می‌گوید که علت افزایش افراطگرایی، "نافهمی و اخلاص فراوان بدون تعقل و تدبر است."
براساس تعریف موسسه مطالعات استراتژیک افغانستان،"افراط‌‌گرایی مذهبی عبارت از انحراف از دیدگاه‌ها و شیوه‌های میانه‌روانه مذهبی و چرخش به سوی تفسیرهای تندروانه از آموزه‌های دینی است."
تاکنون ریاست عمومی امنیت ملی، چهار استاد مطرح دانشگاه کابل را به اتهام ترویج افراطگرایی و گرایش به آن، دستگیر کرده است.
حدود سه سال پیش نیز قمرالدین شینواری مشاور ارشد رئیس جمهوری گفته بود که حدود ۲۰۰ دانشجویی که در راهپیمایی خیابانی در ننگرهار پرچم‌های داعش، طالبان و حزب اسلامی را حمل کرده بودند، با این گروه‌ها ارتباط داشتند. او گفته بود که این افراد با دشمن در ارتباطند.
حفیظ منصور نیز می‌گوید که این افراد شاید از نظر سیاسی با کشورهای خارجی در ارتباط نباشند اما از نظر ایدیولوژیکی در ارتباطند و تاثیر می‌پذیرند، سمت و سو داده می‌شوند و فتوا می‌گیرند. پیوند ایدیولوژیک مهمتر از پیوند سیاسی است.
شماری از کارشناسان دینی، عالمان دینی پاکستان و عربستان سعودی را متهم به ترویج افراط گرایی در کشور می‌کنند. آنان می‌گویند که عالمانی که به این کشورها سفر می‌کنند، اندیشه‌های تندروانه پیدا می‌کنند.
آقای منصور همچنین می‌گوید که حدود 160 هزار دانشجو در کشور و تدریس اجباری مضمون ثقافت اسلامی، فرصت خوبی را برای تندروان مذهبی فراهم کرده است.
ثقافت اسلامی ابزاری برای برانگیختن احساسات مذهبی
مضمون ثقافت اسلامی در حال حاضر به عنوان یکی از مضامین اصلی در طول هشت سمستر در دانشگاه‌های کشور تدریس می‌شود، اما شماری از دین پژوهان آن را ابزاری برای برانگیختن احساسات مذهبی می‌دانند.
محمد محق،‌ پژوهشگر مسایل اسلامی و سفیر افغانستان در مصر بر این باور است که "ثقافت" یک مضمون علمی مستقل در تاریخ اسلام نبوده و از رایج شدن تدریس آن بیش از ۶۰-۷۰ سال نمی‌گذرد.
آقای محق گفت: "بیشتر کسانی علاقمند به تدریس این مضمون می‌شوند که روش‌های ایدیولوژیک دارند، چون این مضمون بیش از آنکه یک فرصت برای کار علمی باشد، فرصتی برای کار تبلیغاتی است و جریانات ایدیولوژیک کارهای تبلیغاتی ایدیولوژیکی را برای جلب و جذب افراد، پیدا کردن طرفدار، مرید پروری در بین دانشجویان و برانگیختن احساسات مذهبی در مقابل مردم استفاده می‌کنند."
به گفته آقای محق: "رشته‌ای که یک علم مشخص و تعریف شده نیست؛ متخصصان و منابع خاص خودش را ندارد و از بعد علمی کاستی‌های زیادی متوجه آن است به میدانی خالی می‌ماند که شماری با استفاده از این خلا با سلایق خود به تدریس این مضمون می‌پردازند."
حفیظ منصور نیز پیش از این در مقاله‌ای نوشته بود که با روی کار آمدنِ دولت اسلامی افغانستان در ۱۳۷۱ هـ.خ، به منظور اسلامی‌سازی دانشگاه‌ها، مضمون ثقافت اسلامی در کلیۀ موسساتِ تحصیلات عالی در نظر گرفته شد و از آن‌زمان تا امروز این مضمون تدریس می‌شود‌ـ اما به‌صورت پریشان، غیرمعیاری و در بسیاری موارد دور از اصلِ موضوع.
او بر این باور است که در مضمون ثقافت اسلامی، هیچ‌یک از مباحث به اصلِ موضوع که فرهنگ و ثقافت در اسلام است، نمی‌پردازد و از سوی دیگر، نیازهای اساسیِ نسل امروز نادیده گرفته شده و در طرح این مسایل، سنتی و کلاسیک عمل شده است. "ثقافت اسلامی" از مضمون‌های اصلی تمامی دانشگاه‌های کشور است که در تمام دانشکده‌ها، از شروع سمستر اول تا سمستر پایانی با عنوان‌های مختلف تدریس می‌شود. تدریس این مضمون اجباری است.