صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲۷ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چرا تنگه هرمز مهـم‌ترین نقطه استراتژیک جهان است؟

 چرا تنگه هرمز  مهـم‌ترین نقطه استراتژیک جهان است؟ منبع: فارین اِفیرز / نویسنده: آلن جیمز فرم‌هیرز / برگردان: خیرمحمد مقدسی

تنگه هرمز اکثریت مردم جهان را که در کنار سواحل آسیا، شرق آفریقا و قلب خاورمیانه زندگی می‌کنند، به هم پیوند می‌دهد. مدت‌ها قبل از کشف نفت، این منطقه شاهرگ و آب‌راه جهان بود. جریان خون جهان را از هر جایی که قطع کنید، برای اتصال آن جهان هماهنگ خواهند شد. اما در اینجا، قطع شاهرگ حیاتی جهان می‌تواند مرگبار باشد: 90 درصد از نفت صادر شده از کشورهای خلیج و حدود 20 درصد از کالاهای تجارتی جهان، از طریق تنگه هرمز عبور می‌کند. در مُسَندَم، شبه‌جزیره‌ای در بخش شمالی کشور عمان و در سمت جنوبی تنگه هرمز، شما می‌توانید رادیوی فارسی را، که اغلب به زبان عربی نشرات دارد، از ایران بشنوید. گرما، رطوبت و باد سوزان آب و هوای نامساعد و ناخوشایندی را ایجاد می‌کند. بسیاری از کوه‌ها و دره‌های نزدیک هرمز ساکنان نامتراکم دارد.
اگر چه ایران ادعای مالکیت این منطقه را داشت؛ اما هیچ گروهی تا کنون تمام تنگه هرمز را به طور کامل و به تنهایی تحت کنترل نداشته است. از لحاظ تاریخی در مسندم، گروه‌های قبیله الشحوح و ماهی‌گیران دهوری خودمختاری نسبی از طرف مسقط داشته اند. ایران پس از حمله عراق به جزیره نفتی خارگ در خلیج فارس، ترمینال نفتی خود را در جزیره لارگ، در تنگه هرمز قرار داد. جزیره‌های لارگ، هرمز، قشم و سواحل خلیج فارس مخلوطی از ایرانیان فارسی زبان و ساکنان سنی مذهب عربی زبان تشکیل شده اند که قبل از ظهور مرزهای دریایی بین‌المللی به آن جا مهاجرت کرده و متفاوت از اکثریت جمعیت ایران هستند. بلوچ‌ها در کوه‌های اطراف ساکن هستند و گروه جندالله، یک جنبش جدایی طلب بلوچستانی، حملات مرگ‌باری را علیه ایران انجام داده است، از جمله کشته شدن 15 تن از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ‌در بمب‌گذاری سال 2009 میلادی. اختلاف در زمین تنها با تعداد عظیم و انواع کشتی‌های که از تنگه هرمز عبور و مرور می‌کنند، تحت الشعاع قرار می‌گیرد. بدون یک قدرت کنترلی واحد، این به نفع ایالات متحده امریکا است که به حیث قدرت اصلی نیروی دریایی در جهان، به عنوان تضمین کننده نهایی تجارت از طریق هرمز خدمت کند.
در سال 1987، ایالات متحده امریکا در جنگ ایران و عراق مداخله کرد تا از حملات علیه کشتی‌های کویت جلوگیری کند. در سال 1988، ایالات متحده امریکا کشتی‌های جنگی و قایق‌های گشت‌زنی ایران را در جنگ به اصطلاح "تانکر" غرق کرد. فقط چند سال بعد، ایالات متحده اولین جنگ خلیج فارس را آغاز کرد تا کویت را از محاصره عراق نجاد بدهد. ایران از آن تاریخ آموخته و معتقد است که مؤثرترین استراتژی در تلاش برای به دست آوردن موقعیت مناسب‌تر برای مذاکرات و پایان دادن به تحریم‌های فلج کننده، تضاد و منازعه آشکار نیست؛ بلکه  حیله و نیرنگ است.
هیچ گروهی تا کنون تنگه هرمز را به تنهایی کنترل نکرده است
امروزه میزان خطر در تنگه هرمز بسیار بیشتر از دهه‌های 1980 و 1990 است؛ قسمی که رویارویی و منازعه بر سر کشتی‌رانی در این منطقه می‌تواند منجر به یک جنگ تمام عیار میان ایران و ایالات متحده امریکا شود. با این وجود، ایالات متحده به جای تأمین امنیت منطقه با فروش اسلحه به کشورهای خلیج، مداخله در منازعات داخلی‌ بی‌ثمر کشورهای خلیج، تحریک کردن کشورهای خلیج مانند قطر علیه ایران و تشویق سعودی‌ها برای مداخله در جنگ داخلی یمن، منافع کوتاه مدت خودش را دنبال می‌‌کند.
یکی از دلایل این فرصت‌طلبی بی ثبات کننده، ممکن است تصور اشتباه سیاست گذاران ایالات متحده از دکترین کارتر باشد که تحت آن ایالات متحده تعهد کرده است از نیروی نظامی ‌برای حفاظت از منافع خود در خلیج فارس استفاده کند، که تا هنوز اعمال نشده است. همانطور که ایالات متحده نفت کمتری از خاورمیانه مصرف می‌کند، نیاز این کشور به اطمینان از امنیت منطقه نیز کاهش می‌یابد. با این وجود، هم تاریخ و جیوپولتیک را اشتباه درک می‌کنند. ایالات متحده امریکا به امنیت خلیج فارس بیشتر از نفت آن بستگی دارد. نخست و مهمتر از همه، افزایش احتمال وقوع درگیری‌های هسته‌ای، همان‌طور که ایران پس از خروج ایالات متحده از معاهده هسته‌ای، غنی سازی یورانیم خود را سرعت بخشیده است، وضعیت امنیتی منطقه را نیز تغییر داده است. عربستان سعودی و امارات متحده عربی هم اکنون بیشتر به دنبال دستیابی به تکنالوژی هسته‌ای هستند و دسترسی بیشتری به آن دارند، حتی ایالات متحده امریکا فنون و مواد حساس هسته‌ای را برای آن‌ها آماده کرده است. در حال حاضر، امنیت تنگه هرمز صرفا به دلیل تجارت اهمیت ندارد؛ بلکه یک درگیری در هرمز می‌تواند توفانی از آتش را ایجاد کند که به سرعت در تمام کشورهای خلیج گسترش یابد. دوم، میزان تجارت که از طریق هرمز عبور می‌کند، با افزایش سطح نفت کشورهای ثروتمند در امتداد خلیج، به سرعت افزایش یافته است. سرانجام، ایالات متحده امریکا در پایگاه‌های دریایی در بحرین، قطر و جاهای دیگر سرمایه‌گذاری کرده است که تنها از طریق تنگه هرمز قابل دسترسی هستند. تنگه هرمز با ارزش ترین و آسیب پذیرترین نقطه تجارتی و دریایی باقی خواهد ماند، مهم نیست که چقدر قیمت نفت ممکن است کاهش یابد.
پذیرفتن تداوم تعهد ایالات متحده به منطقه برای بسیاری از آمریکایی‌ها مشکل خواهد بود. با توجه به اینکه آمریکایی‌ها در خاورمیانه چقدر جان خود را قربانی کرده است و چقدر پول مصرف کرده است. بسیاری از آن‌ها می‌خواهند منطقه را به طور کامل رها کنند. با این حال، سیستم تجارت جهانی که رفاه ایالات متحده به آن وابسته است به آسانی نمی‌تواند بدون عبور امن کشتی‌ها از طریق تنگه هرمز و پیشگیری از هر گونه افزایش فعالیت‌های هسته‌ای در منطقه عمل کند.
اگرچه ایالات متحده قدرت‌مندترین سلاح‌های نظامی‌ را در منطقه دارد، اما اغلب جغرافیای انسانی پیچیده تنگه هرمز را در نظر نمی‌ گیرد. بر خلاف انگلستان که امنیت مسیرهای تجارتی خلیج را از سال 1820 تا سال 1970 تأمین کرد، ایالات متحده ارتباطات عمیقی با بازیگران غیر دولتی ندارد. این به دو طرف تنگه مربوط می‌شود. در جنوب؛ عمان، سویس خلیج، به عنوان یک واسطه مهم بین ایالات متحده، عربستان سعودی و ایران عمل کرده است.
در شمال تنگه هرمز، که ایران موقعیت دارد، ایالات متحده باید درک بیشتر و عمیق‌تری از جناح‌ها و شکاف‌های بسیاری که ایران را تقسیم می‌کنند، داشته باشد. سیاست‌های خام آمریکا نسبت به مردم ایران ممکن است کسانی را که با رژیم ایران در تضاد است، دوباره به طرف تهران بکشاند؛ زیرا چنین مواردی در گذشته وجود داشته است به گونه مثال جنگ ایران و عراق به تقویت حکومت آیت الله کمک کرد. حمله به ایران در امتداد ساحل خلیج فارس و یا پایگاه نظامی جزیره لارگ و ترمینال نفت که در آن جا بسیاری از عمانی‌ها در گذشته مهاجرت کرده و ترکیبی از ایرانیان عرب‌ و فارس با هم زندگی و کار می‌کنند، ممکن است مخالفان بالقوه حکومت ایران را به حامیان درجه اول تهران تبدیل کند.
ایالات متحده علاقه کمی ‌به تکرار نقش امپراتوری بریتانیا که از اوایل سال 1853 تا پایان سال 1970، کشورهای تحت‌الحمایت خود را در خلیج ایجاد کرده بود، دارد. سابقه تنش‌های تاریخی ایالات متحده آمریکا با ایران بدین معنی است که هیچ کشوری در منطقه واشنگتن را به عنوان یک داور بی‌طرف نمی‌بیند. با این حال، هیچ قدرت دیگری نمی‌تواند که تنگه هرمز را از دخالت‌ها حفظ کند. اکثر بازی‌گران در خلیج، از قطر گرفته تا عربستان سعودی و ایران، به شدت تمایل دارند که کنترل بازی را از دست ندهند. علی‌رغم تحریم‌های فلج کننده، ایران به خوبی می‌داند که از جنگ سود نخواهد برد. به همین دلیل است که تهران بارها و بارها مسئولیت حمله اخیر به کشتی‌ها در تنگه را رد کرده است. با این حال، برای جلوگیری از تشدید تنش در آخرین دقیقه، همانطور که رئیس جمهور دونالد ترامپ، حمله به ایران را در واکنش به ساقط کردن طیاره بدون سرنشین آمریکایی لغو کرد، کافی نیست. تنگه هرمز به یک تضمین کننده دائمی ‌امنیت نیاز دارد.