صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۱۸ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

مسافران بهشت، رفیقان نیمه راه؛ طالبان دو پدر را از کودکانشان جدا و کشت

 مسافران بهشت، رفیقان نیمه راه؛ طالبان دو پدر را از کودکانشان جدا و کشت گزارش : علیرضا احمدی

سه روز پس از تسلط دوباره شورشیان طالبان بر ولسوالی مالستان، رمضان‌علی و اسحاق‌علی دست فرزندان و اعضای خانواده‌اش را می‌گیرند تا از معرکه جنگ و ستم‌های شورشیان طالبان فرار کنند اما بخت با آنان یاری نمی‌کند.
رمضان‌علی و اسحاق‌علی در ولسوالی مالستان دکانداری می‌کردند؛ جنگ بساط دکانداری‌شان را بی‌رمق کرده بود، تصمیم داشتند که وضعیت مالستان بهتر شد، برای تهیه لقمه نانی، برای کارگری به ایران بروند.
جنگ گسترش یافت، جنگجویان گروه طالبان بر ولسوالی مالستان چیره شدند، چندی بعد دوباره ولسوالی از کنترول طالبان خارج شد دو روز نگذشته بود که دوباره شورشیان گروه طالبان وارد ولسوالی شدند. اما این‌بار مزارع گندم و دکان‌ها را آتش زدند، منزل مردم را چور و چپاول کردند. ترس همه جا را فرا گرفته بود.
خانواده‌های رمضان‌علی و اسحاق‌علی مجبور بودند هر روز برای جنگجویان گروه طالبان مواد غذایی آماده کنند تا از شر آنان در امان باشند اما بعد از دو روز نای‌شان طاق می‌شود و تصمیم می‌گیرند که تا بهتر شدن وضعیت، به کابل بروند.
حاجی نادر، پیرمردی حدودا 75 ساله پدر رمضان‌علی و اسحاق‌علی و حالا سرپرست دو زن بیوه و پنج کودک دختر و پسر، می‌گوید که ظلم و ستم جنگجویان طالبان ما را مجبور کرد که خانه و زندگی خود را رها کنیم تا جان خود را حفظ کنیم. موتری را گرفتیم و حرکت کردیم. کمی که از قریه دور شدیم، جنگجویان گروه طالبان موتر ما را متوقف و پسرانم را به گمان اینکه کارمند دولت هستند، از موتر پیاده کردند.
او گفت که جنگجویان گروه طالبان به قسم خدا، قران و پیامبر که پسرانم کارمند دولت نیستند باور نکردند، گریه و شیون زنان و کودکان نیز بر آنان تاثیری نکرد. فقط گفتند بروید تذکره‌اشان را بیاورید تا ثابت شود کارمند دولت نیستند.
پدر رمضان‌علی و اسحاق‌علی افزود، دیدم چاره‌ای نیست، دوباره سریع به سمت قریه حرکت کردیم تا تذکره‌های پسرانم را بیاورم. نیم‌ساعت بعد برگشتیم که با دو پیکر آغشته به خون مواجه شدیم. پسرانم زیر رگبار گلوله تکه‌تکه شده بودند.
او گفت که هیچ‌کس پاسخگو نبود، جنگجویانی که در آن حوالی بود، حتی مسئولیت کشتن را برعهده نمی‌گرفتند. آنانی که فرزندانم را از موتر پیاده کرده بودند، نیز نبودند.
این پیرمرد 75 ساله هر واژه‌ای را که ادا می‌کرد، بی‌صدا اشک می‌ریخت. انگار تیری هنوز بر قلب او می‌خلید، ناآرام بود و نگران. شاید نگران بزرگ کردن شش کودک قدونیم‏قد سرپرستی دو زن بیوه.
رمضان‌علی 32 ساله یک فرزند دختر و دو پسر دارد که دختر بزرگش او حدودا شش ساله است. اسحاق ‎علی 29 ساله نیز یک دختر و یک پسر دارد و همسرش باردار است. کودکانی که مرگ پدرشان را باور نمی‌کنند.
مسافران بهشت
رمضان‌علی و اسحاق‌علی پنج کودک دارند، تنها دو دختر کلانشان که حدودا شش ساله‌ هستند، می‌دانند پدران‌شان کشته شده‌اند. اما به چه جرمی و چرا، نمی‌دانند.
خدیجه دختر رمضان‌علی است و حدودا شش ساله. از او پرسیدم پدرت کجاست؟ با ادبیاتی کودکانه و بسیار معصومانه گفت: «رفته بهشت». چرایش را نمی‌دانست. مدتی سرش پایین بود، بالا کرد و گفت: «ادم خوب زودتر می ‎رود بهشت.»
مشخص نبود که این جمله‌ها را چه کسی برای تسکین بر مغز او تزریق کرده است ولی وقتی گفت که پدرش رفته بهشت، اشک در چشمانش حلقه زد. بدون اینکه گپی بزند، رفت.
فعالان مدنی و اجتماعی ولسوالی مالستان ولایت غزنی می‌گویند که گروه طالبان وقتی که دوباره بر ولسوالی مسلط شد، حدود 43 غیرنظامی و نظامی را تیرباران کرد که زنان و کودکان نیز در بین آنان هستند.
ولسوالی مالستان ولایت غزنی برای نخستین‌بار پس از سقوط حاکمیت طالبان در افغانستان ۲۱ سرطان به دست جنگ‌جویان این گروه افتاد و طالبان کنترل ساختمان این ولسوالی را به‌دست گرفت. 26 سرطان این ولسوالی دوباره از گروه طالبان پس گرفته شد و سرانجام 27 سرطان دوباره نیروهای امنیتی و دفاعی از «میرادینه»، مرکز ولسوالی مالستان به ولسوالی جاغوری عقب‌نشینی کردند.
وحشی‌تر از گذشته
حاجی نادر پدر رمضان‌علی و اسحاق‌علی که دو فرزند خود را از دست داده، می‌گوید که این طالبان افغان نیستند و بسیار فرق دارند با طالبانی که دو دهه پیش در کشور بودند.
او که در زمان تسلط طالبان قبل از 11 ستمبر سال 2001 نیز در کشور بوده، می‌گوید که طالبانی که امروز بر ولسوالی‌ها و شهرها حمله می‌کنند، بسیار «وحشی‌تر» از گذشته هستند.
حاجی نادر افزود، در دوره حکومت طالبان، ما آزادانه گشت و گذار می‌کردیم و سربازان طالبان به کسی کار نداشت و هیچ دکان و خانه‌ای آتش زده نشد. اما این بار، ده‌ها خانه و نزدیک به صد دکان به آتش کشیده شده است.
یکی دیگر از بیجاشدگان ولسوالی مالستان می‌گوید که جنگجویان گروه طالبان وقتی که دوباره بر ولسوالی مسلط شدند، خرمن‌های گندم را آتش زدند، دکان‌ها را نیز چپاول و آتش زدند.
او بدون ذکر نامش گفت که جنگجویان گروه طالبان می‌خواهد با وحشی‌گری و کشتار غیرنظامیان در بین مردم ترس خلق کند تا مقاومت مردمی کمتر شود. او ادامه داد، این وحشی‌گری می‌تواند از مقاومت مردم ولسوالی جاغوری بکاهد.
پیش از این نیز گزارش‌هایی از ولایت‌های قندهار، فاریاب و تخار منتشر شده بود که جنگجویان گروه طالبان، با تسلط بر ولسوالی‌های این ولایت‌ها، دکان‌ها را آتش زدند، غیرنظامی را کشتند و شماری از زنان و بیوه‌های نیروهای امنیتی و دفاعی کشور را به اجبار به نکاح در اورده‌اند.
سرور دانش معاون دوم رئیس جمهوری نیز می‌گوید که گروه طالبان با تسلط چند روزه در برخی مناطق نشان داد که همان طالبان دیروز است و هیچ تغییری در تفکر آنان به وجود نیامده است.
معاون رئیس جمهور با نشر پیامی نوشته است: «تنها تغییری که به میان آمده این است که با اشتباهات جامعه بین‌المللی و کشورهای دور و نزدیک، این گروه مشروعیت نسبی به دست آورده و امروز خود را فاتح جنگ خیال می‌کند.»
به گفته معاون رئیس جمهور جنگجویان گروه طالبان در مناطق که تازه تسلط یافته اند به ارتکاب جنایات جنگی دست زده و غیر نظامیان را قتل عام کرده اند. جنگجویان این گروه از ولسوالی مالستان ولایت غزنی گرفته تا ولسوالی سپین بولدک ولایت قندهار، غور و بادغیس و ولایات شمال کشور، وسیعا دست به تخریب اموال عامه و زیربناهای کشور زده اند. آقای دانش گفته: «ربودن زنان برای ازدواج اجباری، سرکوب آزادی بیان و رسانه‌های محلی، تیرباران هنرمندان و فرهنگیان و چپاول خانه و دارایی مردم، سربازگیری اجباری و کوچ دادن اجباری مردم و سپرساختن منازل مسکونی مردم از جمله اعمال ننگین این گروه در جنگ‌های اخیر بوده است.»
به اندازه دختران و پسران رمضان‌علی و اسحاق‌علی و افرادی که آتش جنگ دامن آنان را گرفته، هیچ کسی دیگر نمی‌تواند این خشونت و وحشی‌گری ‎های را که ثبت تاریخ ‌شده است را حس کند.