صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۱ دلو ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

راه حل دایمی برای تضمین شفافیت انتخابات

-

باتوجه به اهميتي که انتخابات براي دوام و تحکيم دموکراسي در افغانستان دارد و با توجه به نقش انتخابات در فرايندهاي سياسي، امنيتي و اجتماعي، ضرورت داشت که اين پديده به عنوان مهمترين مؤلفه دولت سازي مورد توجه قرار مي گرفت. متأسفانه در پانزده سال گذشته حکومت و نهادهاي سياسي توجه جدي به ساختار نهادهاي انتخاباتي و کارکردهاي مسؤلانه و بيطرفانه شان نداشته است.
ناامني از يک سو و غلبه تفکرات قبيله اي از سوي ديگر، اجازه نداده است که روند انتخابات در افغانستان بدون نقص و اشکال جدي به پيش رود. اگرچه پديده دموکراسي و انتخابات در افغانستان يک امر ناشناخته و تجربه ناشده به شمار مي آيد؛ اما با آنهم پانزده سال گذشته زمان مناسب و خوبي بود براي مشق فرهنگ و پذيرش ارزش هاي دموکراسي که متأسفانه از سوي مقامات بلند پايه حکومتي عامدانه ناديده گرفته شد. از اينرو پروسه انتخابات همواره با مخالفت ها، چالش ها، دخالت ها و دست کاري ها همراه بوده است.
انتخابات رياست جمهوري سال 1393 براي مردم افغانستان از اهميت سياسي و تاريخي خاصي برخوردار بود. زيرا براي نخستين بار مديريت انتخابات، نظارت بر آن و تأمين امنيت انتخابات به عهده حکومت افغانستان بود. از اينرو حکومت و مردم افغانستان هردو در برابر يک آزمون بزرگ قرار گرفته بودند. آزموني که ميزان تدبير، شايستگي، دانايي و انعطاف پذيري فرهنگي را در نظام سياسي و اجتماعي کشور نشان مي داد. انتظار آن بود که پس از يک دهه حاکميت نظام مردم سالار و تجربه چندين انتخابات در سال هاي گذشته، حکومت و مردم بتوانند به صورت متحد و هماهنگ از اين آزمون دشوار سربلند بيرون بيايند که متأسفانه چنين نشد. نه عدالت در انتخابات رعايت شد و نه سلامت انتخابات مدنظر قرار گرفت.
نتيجه آن شد که افغانستان پس از چهارده سال تمرين دموکراسي بازهم در تطبيق ارزش هاي آن ناکام ماند. اين ناکامي چندين مسأله را براي ما آشکار ساخت:
1- نظام دموکراسي بدون پيش نيازهاي اوليه آن در افغانستان شکل گرفته و مردم نسبت به ارزش هاي دموکراسي احساس بيگانگي مي کنند. يعني دموکراسي پيش از آن که برايند تحولات عميق سياسي، فکري، اجتماعي و فرهنگي در جامعه باشد، پاسخي به نيازهاي فوري و آني کشور محسوب مي شود. بنابراين فهم ما از دموکراسي بسيار ناقص، سطحي و آميخته با بعضي از تصورات و توهمات مي باشد.
2- تلاش هاي حکومت و جامعه جهاني در راستاي نهادينه سازي فرهنگ دموکراتيک، چندان مؤفقيت آميز نبوده و بخش هاي زيادي از کشور را تحت پوشش قرار نداده است. اين تلاش ها که بيشتر به شکل پروژه اي انجام مي شد، تنها در مراکز شهرها قابل احساس بود، بسياري از ولايت ها و ولسوالي هاي دور افتاده کمتر از تحولات جديد سياسي به شکل نظام مند و سيستماتيک آگاهي يافته اند. 
3- احساس مي شد که حکومت هم رغبت جدي براي تحقق ارزش هاي دموکراتيک ندارد. سران حکومت مي خواستند نظام دموکراتيک و ارزش هاي آن، تنها به شکل سمبوليک و در راستاي منافع و خواسته هاي آنها در جامعه به گونه محدود قابل اجرا باشد. در واقع سران حکومت مي خواستند از دموکراسي به شکل ابزاري استفاده نموده و از آن براي دسترسي به منافع شخصي و گروهي خودشان بهره ببرند. اينها تنها صورت دموکراسي را کار داشتند و نه محتواي آن را. از اينرو دموکراسي تا هنوز براي مردم افغانستان ناشناخته و موهوم باقي مانده است.
4- انتخابات نشان داد که ميزان همپذيري سياسي- اجتماعي در کشور بسيار پايين بوده و تعصبات کور قبيله اي بسياري از روندهاي سياسي را در مقاطع حساس سياسي تحت تأثير قرار مي دهد.
اکنون براي جلوگيري از جعل و تقلب و تضمين شفافيت انتخابات، رييس جمهور براي اجرايي کردن قانون انتخابات و قانون تشکيلات نهادهاي انتخاباتي فرمان صادر کرده است. اين فرمان راه را براي تغيير مسؤلان نهادهاي انتخاباتي هموار مي سازد. اما مسأله اين است تا زماني که مشکلات بالا حل نگردد و براي پذيرش همگاني دموکراسي فرهنگ سازي نشود، اصلاحات فرماليستي نمي تواند راه حل دايمي براي تضمين شفافيت انتخابات در افغانستان به شمار آيد.
 

دیدگاه شما