صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۴ حوت ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

طالبان؛ فرار از اختلاف و ازهم گسیختگی درونی

-

گروه طالبان پس از کشته شدن ملا اختر منصور توسط هواپيماي بدون سرنشين، ملاهيبت الله را به عنوان رهبر جديد خود برگزيدند. انتخاب ملا هيبت الله پرسش هاي گوناگوني را خلق کرده است: اين که چرا طالبان از ميان سراج الدين حقاني پسر جلال الدين حقاني و ملايعقوب پسر ملاعمر رهبر سابق طالبان، ملاهيبت الله را به رهبري اين گروه برگزيدند؟ با انتخاب رهبر جديد مسير جنگ به کدام سو سوق پيدا خواهدکرد؟ آيا طالبان با عبور از حقاني و ملايعقوب مي خواهند چهره غير خشن تر اين گروه را در انظار عمومي برجسته سازي کند؟ اين انتخاب چه تأثيري بر روند مذاکرات صلح بجا خواهد گذاشت؟
در انتخاب رهبري جديد، به نظر مي رسد که اين گروه پيش از آن که نگران مسايل جنگ و صلح بوده باشد، در فکر دوام اتحاد، حفظ يکپارچگي و انسجام دروني خودشان بوده و همين مسأله به عنوان مهمترين عامل در گزينش رهبري جديد طالبان خودنمايي مي کند.
پس از مرگ ملاعمر و انتخاب ملااختر منصور به حيث رهبر اين گروه، اختلافات شديدي ميان اعضاي اين گروه شکل گرفت و سبب درگيري و جنگ هاي خونين بين گروهي گرديد. کشته شدن ملااختر منصور اين احتمال را قوت بخشيد که طالبان با تعيين رهبرجديدشان بازهم دچار اختلاف خواهند شد و تشکيلات اين گروه عملا ازهم خواهند پاشيد.
طالبان در انتخاب رهبري خود از يک طرف بايستي ملاحظات منطقه اي را در نظر مي گرفت و از سوي ديگر اختلافات طايفگي را کاهش مي داد، در عين حالي که سنت قندهاري بودن رهبري اين گروه را هم بايد حفظ مي نمود. ملايعقوب و حقاني از سران تندروي طالبان به شمار مي رود. اين دو شخص اگرچه به اعتبار پدران شان از احترام برخوردار مي باشند؛ اما به لحاظ شخصي تعدادي از رهبران طالبان با سياست ها و رويکردهاي آنها موافقت ندارند. از اينرو اجماع کامل براي انتخاب آن دو در ميان اعضاي طالبان وجود ندارد.
ملاهيبت الله از آنجايي که در گذشته در جبهات نظامي اشتراک نداشته و در زدو بندهاي داخلي نيز زياد فعال نبوده است، مخالفان سرسختي در ميان رهبران طالبان ندارد. براي اعضاي رهبري طالبان ملاهيبت الله فردي قابل تحمل تر و پذيرفتني تر از ملايعقوب و حقاني به شمار مي آيد.  از سوي ديگر رهبر جديد متعلق به قوم نورزي قندهار است. اين قوم با انتخاب ملااختر منصور مخالفت کردند. حال انتخاب فردي از همين قوم در رأس رهبري طالبان ممکن است دامن اعتراضات و مخالفت ها را کاهش داده و گروه طالبان را به سمت همگرايي بيشتر سوق دهد. انتخاب ملايعقوب و حقاني به عنوان معاونان رهبري طالبان نيز احتمال نارضايتي هواداران آن دو را در دو حوزه طايفگي و منطقه اي از بين مي برد. با اين فرض ممکن است رهبري جديد بتواند همگرايي هاي بيشتري را نسبت به دوران رهبر قبلي طالبان به وجود آورد.
ولي نبايد فراموش کرد که تعيين رهبرجديد براي طالبان خواه ناخواه بي ثباتي هايي را در درون طالبان به وجود مي آورد و اين بي ثباتي از يک سو انگيزه اعضاي اين گروه را براي دوام مبارزه مسلحانه کمرنگ تر مي سازد و ازسوي ديگر به اختلافات و اقتضاأت جديدي در ميان قطب هاي موجود منطقه اي، قومي و سياسي اين گروه دامن مي زند. ملاهيبت الله همانطوري که يک فرد کمتر جنجالي در ميان رهبران طالبان به حساب مي آيد، به همان ميزان شخصي غير قابل اعتبار نيز هست و طالبان هرگز به توانمندي نظامي و سياسي او باور ندارند و اين ناباوري امکان دارد به پراکندگي بيشتر و ايجاد شاخه هاي جديد نظامي و سياسي در گروه طالبان بينجامد.
تعيين رهبري جديد طالبان خود بخود به روند صلح تأثيري ندارد. موضع طالبان همچنان بردوام جنگ استوار خواهدبود. رهبري جديد مذاکرات صلح را رد مي کند و تلاش مي کند با تشديد رويکرد جنگي، همه طالبان را به صورت متحد در برابر حکومت قرار دهد. ولي نقش کشورهاي حمايت کننده را نمي توان در تغيير سياست هاي تدريجي طالبان در آينده ناديده گرفت.   

دیدگاه شما