صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۱ دلو ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

حکومت و ضرورت مبارزه با ستون پنجم دشمن

-

يکي از دلايل افزايش ناامني و عمليات انتحاري در افغانستان و بخصوص در مراکز مهم و حساس نظامي و سياسي، همکاري مقامات سياسي و امنيتي با گروه هاي هراس افگن مي باشد. از پنج سال به اين طرف بحث ستون پنجم در درون حکومت به يک بحث داغ و جنجالي تبديل شده است. بارها برخي از رهبران سياسي نسبت به اين مسأله هشدار داده بودند. گفته مي شد که سلاح و مهمات مربوط به گروه هاي تروريستي توسط مقامات دولتي در داخل شهر ها جابجا مي شود و نيروهاي انتحاري با موترهاي شيشه سياه تا محل عمليات منتقل مي شوند.
دوره دوم رياست جمهوري کرزي را مي توان دوران رخوت و گسست سياسي و تعامل بي برنامه و يکجانبه با گروه هاي هراس افگن نامگذاري کرد. در اين دوره روند مبارزه با طالبان متوقف شده بود و حکومت با دادن امتيازات ويژه به مخالفان مسلح سعي مي کرد طالبان و ساير مخالفان را به مذاکره و گفتگوهاي صلح تشويق کند. در اين دوره شرايطي فراهم شده بود که ارتباط با طالبان و ساير گروه هاي مسلح مخالف دولت، يک امتياز و افتخار براي مقامات بلندپايه به حساب مي آمد. از اينرو مقامات حکومتي هر کدام تلاش مي کردند تا با طالبان رابطه خوبي داشته باشند. از والي و قوماندان امنيه گرفته تا نمايندگان پارلمان و مقامات بلندرتبه امنيتي و ملکي در صدد برقراري چنين رابطه اي بودند.
باتوجه به سياست هاي ضعيف حکومت، مردم باور کرده بودند که طالبان روزي برمي گردند و به اين خاطر انگيزه مخالفت و مقاومت به شدت تضعيف شده بود. در سالهاي گذشته محدوديت هاي زيادي براي عمليات نيروهاي خارجي به وجود آمد و با برجسته سازي غلو آميز از تلفات افراد ملکي، اين نيروها به اشکال مختلف در تنگناهاي عملياتي قرار مي گرفت.
سياست هاي مداراگونه حکومت، قدرت نظامي و سياسي طالبان را بيش از حد برجسته ساخت و اين امر نه تنها انگيزه مقابله و جنگ را در صفوف نيروهاي دولتي از بين برد که طالبان را نيز به پيروزي نظامي پس از خروج نيروهاي خارجي، اميدوارتر کرد. جنگ هاي گسترده و برنامه ريزي شده طالبان در سال گذشته و امسال نتيجه همان اميدواري هايي است که طي ساليان گذشته در ميان طالبان به وجود آمده بود.
رخنه ستون پنجم در ميان نيروهاي امنيتي و ملکي نيز برايند سياست هاي خام حکومت گذشته در قبال طالبان بود. اگرچه حکومت وحدت ملي وعده سپرده بود که با نيروهاي نفوذي دشمن در ساختار نيروهاي امنيتي و ساير ادارات دولتي برخورد جدي خواهد کرد، اما نتيجه عملي اين وعده ها هنوز براي مردم آشکار نگرديده است و هنوز عناصر مهم تصميم گيرنده در دستگاه دولتي به جرم رابطه با گروه هاي هراس افگن دستگير و به محاکمه کشانيده نشده است. اين نشان مي دهد که مبارزه با ستون پنجم نيز مانند مبارزه با عوامل فساد در درون حکومت با چالش ها و تنگناهاي بسياري روبرو مي باشد.
وقتي برخي رهبران سياسي ادعا مي کنند که اعلاميه طالبان در وزير اکبرخان نوشته مي شود، وقتي گفته مي شود که اعضاي گروه هاي هراس افگن آزادانه در کابل فعاليت مي کنند؛ حکومت بايد نسبت به اين ادعاها واکنش نشان مي داد؛ ولي سکوت حکومت مي تواند به معناي ناتواني او در تصفيه عوامل نفوذي در درون حکومت تعبير و برداشت شود.
دستگيري يک مقام نظامي طالبان همراه با دو پوليس در موتر نظامي، بدون شک تنها يک مورد از هزاران واقعه از اين قبيل را افشاء مي کند. نفوذ دشمن در بدنه نظام يکي از خطرناکترين مسايلي است که مي تواند اثرات و نتايج فداکاري هاي نيروهاي امنيتي را کمرنگ ساخته و با فراهم سازي بسترهاي عملياتي براي دشمن، قدرت پوشالي آنها را به رخ بکشانند. حکومت بايد ساختار دولت و نيروهاي امنيتي را از عناصر وفادار و همکار با دشمنان پاک سازد، تا عزم و اراده جدي حکومت در مقابله با هراس افگنان به اثبات برسد و شور و انگيزه مقاومت، فداکاري و مبارزه در نيروهاي امنيتي و مردم افغانستان تقويت شود.  

دیدگاه شما