صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۶ سرطان ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

حکومت و ضرورت اتخاذ رویکردهای شفاف امنیتی

-

گروگانگيري مسافران بيگناه يکي از تاکتيک هاي جديد طالبان و ساير گروه هاي هراس افگن به شمار مي رود که از سال گذشته بدين سو در مناطق مختلف کشور به کار گرفته مي شود. سال گذشته گروگانگيري مسافران به يک معضل ملي تبديل شده بود که هدف آن ايجاد تفرقه و نفاق ميان اقوام افغانستان بود. تا هنوز دهها تن از مردم ملکي و بي گناه در جريان گروگانگيري ها کشته شده اند.
امسال نيز اين تاکتيک به شکل گسترده تر از سوي رهبري جديد طالبان دنبال مي شود. گروگانگيري هاي امسال نشان مي دهد که طالبان براي ايجاد ناامني و اثبات حضور نظامي خود از هر روش استفاده مي کنند؛ اگرچه آن روش ها با اصول اسلام و ارزش هاي انساني و حقوق بشري در تضاد باشد.
طالبان همواره از نام اسلام براي پيشبرد مقاصد خود بهره برده و مردم به شدت ديني و مذهبي افغانستان را با شعارهاي اسلامي خويش تحت تأثير قرار مي دادند؛ اما امروز اکثريت مردم کشور با اهداف و مرام هاي سياسي و ايديولوژيکي طالبان آشنايي پيدا کرده و به آساني فريب شعارهاي طالبان را نمي خورند. از اينرو هرچه زمان مي گذرد ماهيت اين گروه بيشتر براي مردم آشکار مي گردد و اهداف آنها روشنتر مي شود. اين امر سبب شده که طالبان در سياست هاي خود بي باکانه تر عمل کرده و کمتر دغدغه افکار عمومي را داشته باشند.
گروگانگيري مسافران بي گناه و کشتن آنها يک امر ذاتا مذموم و ناپسند بوده و هيچ فرد، قوم و گروهي که احساس و شعور انساني داشته باشند، اين عمل غير انساني را تأييد نمي کنند. تکرار اين عمل از سوي طالبان نشانه اين است که اين گروه درک کرده که ديگر قادر نيست تا خود را در پس شعارهاي ديني و مردمي پنهان نگهدارند.
طالبان اکنون تنها با حکومت و نيروهاي امنيتي درگير نيستند، اين گروه با همه مردم افغانستان در تقابل قرار دارد. از اينرو براي طالبان اهداف سياسي و نظامي مهمتر از ملاحظاتي اند که براي کسب رضايت عمومي بايستي مورد توجه قرار بگيرد. استراتژي طالبان مبتني بر غلبه نظامي است و اين گروه مي خواهد از راه زور، قتل، کشتار، شکنجه و زندان بر مردم مسلط شود و بر آنها فرمان براند. اصل رضايت و مشروعيت قانوني و مردمي اندکترين اهميتي براي اين گروه ندارد.
متأسفانه دشمني طالبان با مردم افغانستان تا هنوز در دستگاه سياست ساز کشور، مورد توجه قرار نگرفته است. سياست رسمي کشور تاهنوز طالبان را دشمن درجه اول به شمار نمي آورد، هنوز يک موضع روشن و واضح در رابطه با اين گروه وجود ندارد. عوامل نفوذي و طرفدار طالبان در بدنه حکومت و بخصوص ساختار ارگان هاي امنيتي به شدت فعال بوده و در مواقع حساس به عناصر اين گروه کمک مي کنند.
سياست هاي خشن و انعطاف ناپذير طالبان دربرابر حکومت و مردم از يکسو و رفتار دوگانه و موضع ضعيف حکومت در برابر اين گروه از سوي ديگر علاوه بر اين که مذاکرات صلح را به بن کشانيده، روند مبارزه با هراس افگنان را نيز با مشکل مواجه کرده است. بدون شک تا زماني که طالبان در صحنه هاي جنگ تحت فشار قرار نگيرند و از پيشروي ها و پيروزي هاي نظامي خود مأيوس نشوند، انتظار پيوستن آنها به مذاکرات صلح خواب و خيالي بيش نخواهد بود.
حکومت بايد استراتژي جنگ و صلح را همزمان به پيش ببرد. غفلت از هر کدام آنها به اميد رسيدن به صلح و ثبات واقعي در افغانستان اشتباه مي باشد. نزديک به يک دهه است که حکومت با شعار صلح، بهترين فرصت هاي نظامي را از دست داد؛ اما در نهايت نه تنها به صلح نرسيد که دسترسي به آن را از لحاظ زماني طولاني تر و از لحاظ فني و سياسي پيچيده تر کرد. ناکامي مطلق سياست هاي مداراگونه حکومت در گذشته، اين مسأله را روشن مي سازد که حکومت بايستي در اتخاذ استراتژي جنگي خود با طالبان تجديد نظر کرده و به سياست هاي شکست خورده گذشته نقطه پايان بگذارد.

دیدگاه شما