صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۳ دلو ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نهادهای امنیتی باید به فکر جنگ های بزرگ باشند

-

تغيير تاکتيک جنگ عليه طالبان از جنگ هاي منظم و سنگين به حمله هاي نيروهاي کماندويي که به تازگي مطرح شده و گويا کارآمدي خاصي دارد، در نوع خود گيج کننده است. چنين خبري از سوي مقامات عالي رتبه دولتي بعيد به نظر مي رسد. اين تاکتيک اگر از سوي طالبان اجرا شود مي تواند منطقي به نظر برسد، چرا که طالبان در موقعيت ضعيف قرار دارند و در حالت جنگ و گريز هستند، ولي دولت افغانستان که در موضع قوي و قدرتمند قرار دارد و از مشروعيت و مقبوليت مردمي برخوردار است و دولت قانوني با پشتوانه کامل جامعه جهاني است، نبايد چنين خبري را به عنوان يک موفقيت مطرح کند.
وزارت دفاع افغانستان در پارلمان گفته است که اردو هنوز به صورت کلاسيک عمليات ميکند. به باور وزير دفاع ، عملياتهايي که در آن هزاران سرباز «لشکرکشي» ميکنند، موثريت ندارند. زيرا زماني که دشمن ببيند که تعداد اردو زياد است، فرار ميکند و در پناهگاههاي خود پنهان ميشود ولي در صورتي که شمار نيروها کم باشد، با افراز کمين، به نيروهاي امنيتي تلفات وارد ميکنند.
اصولا دولت افغانستان بايد با حمله هاي سنگين بر مواضع طالبان، ابتکار عمل جنگ را به دست گيرد و با درهم کوبيدن مواضع طالبان، ولسوالي ها و ولايات کشور را از طالبان پاکسازي کند و به دنبال آن واحدهاي اداري دولتي را در آن مناطق مستقر سازد و با آغاز به کار آنها دولت عملا در اين مناطق فعال شود. در چند سال گذشته، نيروهاي امنيتي به هر صورت ضعيف عمل کرده اند. نمونه واضحي از اين نوع عملکرد را در کندز، بغلان، بدخشان، غزني، ارزگان، هلمند، نورستان و... مي بينيم که نيروهاي دولتي نتوانسته اند پاسخ مناسب جنگي به طالبان بدهند، به همين دليل نيز طالبان مدام در حال پيشروي هستند و دامنه جنگ را از حتا به مراکز اين ولايات کشانيده اند. در حالي که حملات دولت بايد به صورت گسترده و همه جانبه يک ولايت يا ولسوالي را از طالبان پاکسازي نمايد. بعد از حمله ها نبايد نيروهاي دولتي مناطق تصرف شده را تخليه نمايند تا طالبان با خيال راحت و بدون دغدغه دوباره برگردند و سنگرهاي شان را محکم نمايند و دوباره براي جنگ عليه دولت آمادگي بگيرند.
عقب نشيني هاي تاکتيکي که بارها از سوي نهادهاي امنيتي عنوان شده، در حقيقت بهانه اي براي پوشاندن ضعف ها و ناتواني هاي و بي برنامگي هايي بوده که در جنگ داشته اند. کمتر منطقه اي بوده که به اصطلاح با عقب نشيني تاکتيکي به دست طالبان بيافتد و دولت توانسته باشد به زودي آن منطقه را دوباره پس بگيرد و نيروهاي طالبان را سرکوب توانسته باشد.
چنين استدلالي که عملکرد نيروهاي دولتي را  در حد جنگ هاي پارتيزاني تقليل دهد و آنها را از جنگ هاي بزرگ و سرکوبگر باز دارد، نبايد بر وزارت دفاع و نهادي امنيتي مسلط شود. جنگ هاي بزرگ و گسترده به همان اندازه که نياز به برنامه ريزي دقيق و منسجم و حمايت قاطع و قوي تمامي نيروهاي دولتي اعم نظامي و ملکي را نياز دارند، مي توانند در نابودي دشمنان موثر واقع شوند. در حقيقت مشکل اصلي در عدم توفيق راه اندازي جنگ هاي بزرگ و منظم مشکلاتي نظير وجود نفوذي هاي دشمن که دشمنان را از برنامه هاي بزرگ دولتي با خبر مي سازند و همين گونه نبود برنامه ريزي و پلانگذاري دقيق که از خاصيت هاي اصلي جنگ هاي بزرگ است، مي باشد .
وزارت دفاع ملي براي پيروزي کامل بر دشمنان بايد به برنامه ريزي هاي بزرگ و جنگ هاي بزرگ فکر کند و دولت نيز بايد پس از هر جنگ بزرگ به فکر تامين تمام نيازهاي اداري، امنيتي، اقتصادي و فرهنگي مردم در اين مناطق بپردازد.

دیدگاه شما