صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۷ جدی ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تغییر و بایسته های آن

-

افغانستان يک جامعه قبيلوي است که مردم آن با وجود قوانين و نظام دموکراسي هنوز از فرهنگ قبيلوي اطاعت و پيروي مي کنند. مردم ما در گذشته به دليل عقب ماندگي، ناآگاهي، فقر، حاکميت نظام استبدادي و مناسبات ناسالم اجتماعي در دهکده ها و روستاها محصور مانده بودند و از تغييرات، تحولات، رشد و توسعه کشورهاي دور و نزديک آگاهي چنداني نداشتند. تمام دنياي شان، قبيله شان بود.
کودتاي هفت ثور، منشأ تضادها و درگيري هاي خونين در کشور گرديد. اين تضادها و درگيري ها با همه تاوان ها و خسارت هاي جاني و مالي که بجا گذاشت، مبدأ و منشأ تغييرات و تحولات سريع اجتماعي و فرهنگي نيز گرديد.
جنگ هاي فراگير، قتل بيرحمانه و کشتارهاي بدون دليل، مهاجرت هاي گسترده را به کشورهاي خارجي در پي آورد. مهاجرت و آگاهي مردم به پيشرفت ها، ساختارها و بافتارهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي کشورهاي ميزبان، نوع ديد آنان را به فلسفه زندگي تغيير داد. تربيت نسل تحصيل کرده و باسواد در دنياي مهاجرت؛ روند تغييرات و دگرگوني هاي اجتماعي و سياسي را سرعت بيشتر بخشيد و سر آغاز يک تفکر نوين انساني بر مبناي اصل عدالت گرديد.
ما در دوره جديد سياسي با مردم خودآگاه سياسي روبرو بوديم. مردمي که ديگر «شاه را سايه خدا» نمي دانستند و فقر، عقب ماندگي و مرگ مير روز افزون اطفال و زنان شان را به « قضا و قدر» ارتباط نمي دادند. در اين حالت مردم به چگونگي و بايسته هاي روابط ميان حکومت و مردم پي برده بودند و عوامل همه بدبختي ها و محروميت ها را به مناسبات ظالمانه حکومت با مردم نسبت مي دادند. از اين رو مردم افغانستان در آغاز شکل گيري نظام نوين سياسي بر اصل عدالت، برابري، تکثر گرايي و حقوق شهروندي تکيه و تأکيد کردند.
در پانزده سال تجربه دموکراسي که در آن فضا و زمينه براي تعليم و تحصيل کودکان و جوانان فراهم گرديده بود، نسل جديدي با خواسته ها و آرزوهاي متفاوت در جامعه ظهور کرد. اين نسل خودآگاه که بي عدالتي، قانون شکني، حقارت و محروميت را در زندگي خود تجربه مي کنند، تاب تحمل را از دست داده و به گونه هاي مختلف براي خلاصي از وضعيت موجود و حذف موانع در محيط اجتماعي تلاش مي کنند.
اين نسل خواهان تغيير در الگوها، باورها، نگرش ها و در کل ساختارها و کارکردهاي جامعه اند. اين نسل نمي توانند بردگي از نوع مدرن آن را در نظامي که دموکراسي را شعار مي دهند، تحمل کنند. امروزه به دليل عدم توجه به روستاها و نيز عدم پاسخگويي به نيازمندي هاي صحي و تعليمي آنها، مردم از دهات به مراکز شهرها هجوم آورده اند و اين امر موجب افزايش جمعيت در شهرها گرديده است. در شهرها تراکم جمعيت، تضادهاي اجتماعي، فقر اقتصادي، قانون شکني و فساد گسترده موجب نارضايتي مردم از روند موجود گرديده و زمينه هاي گسست را ميان مردم و حکومت از يک  سو و ميان طيف هاي برخوردار و محروم جامعه از سوي ديگر فراهم آورده است. ساختارهاي موجود براي نسل آگاه امروز قابل قبول نمي باشد. وقتي براي شکستن و عبور از ساختار موجود، هيچ راهکار منطقي و قانوني وجود نداشته باشد، به ناچار مردم با تظاهرات، سرکشي، نافرماني و حتا انقلاب ممکن است در برابر فشارهاي ساختاري موجود عکس العمل نشان دهند.
تغيير يک اصل مهم و ناگزير در زندگي انسان ها است. اين تغيير در طي يک نسل و يا احتمالا چندين نسل در هر جامعه رخ مي دهد؛ اما چيزي که در فرايند تغيير مهم، اساسي و کارساز مي باشد، چند چيز است: اول اين که تغيير عموميت پيدا کند و در ذهن و فکر اکثريت شهروندان نهادينه شود. دوم، تغيير يک روند مؤقتي و آني نباشد و آغاز و پايان آن به يک امر مؤقتي گره نخورده باشد. سوم تغيير بايد معقول، برنامه ريزي شده و تدريجي و در طي زمان صورت گيرد، تا اين تغيير با رهايي از گذشته بيهوده، ما را در رنج عميق و دوامدار آينده گرفتار نسازد.

دیدگاه شما