صاحب امتیاز: داکتر حسین یاسا

مدیر مسوول: محمد رضا هویدا

شنبه ۲ دلو ۱۳۹۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

راهی به سوی صلح

-

يک و نيم دهه است که جنگ با طالبان در افغانستان جريان دارد. در اين مدت نه تنها اين گروه از بين نرفته که قدرت و نفوذ اين گروه از رشد و گسترش روز افزون نيز برخوردار بوده است. زماني که ايتلاف جهاني مبارزه با تروريسم وارد افغانستان شد، توانست به حاکميت اين گروه در افغانستان خاتمه دهد و رهبران، فرماندهان و افراد عادي اين گروه را مجبور سازند تا به کشورهاي خارج فرار کنند. ولي اين گروه با استفاده از سياست هاي مبهم و ناهماهنگ جامعه جهاني در افغانستان، توانست باردگر وارد کشور گردد و به تدريج دامنه نفوذش را به مناطق و ولسوالي هاي دور دست گسترش دهند.
از آن زمان تا کنون سال به سال قلمرو تحت تصرف طالبان بيشتر شده و مناطق وسيع تري را پوشش داده است. در دو سال اخير طالبان به هدف سقوط حکومت، ساحات جنگ را توسعه دادند. آنها توانست مرکز ولايت کندز را براي مدتي اشغال کنند و مراکز ولايت هاي هلمند، فراه و ارزگان را در معرض تهديد جدي قرار دهند.
اکنون طالبان در جبهات نظامي قدرت شان را به نمايش مي گذارند و به صورت روياروي با سربازان اردو و پوليس ملي مي جنگند. پس از پانزده سال هم جامعه جهاني و هم دولت افغانستان به اين نتيجه رسيده اند که افغانستان راه حل نظامي ندارد و جنگ هاي جاري در اين کشور پيروز قطعي ندارد. بنابراين برايند اين جنگ نه برد برد است و نه برد وباخت؛ بلکه اين جنگ به چيزي جز باخت باخت منجر نخواهد شد.
به اين دليل نقش روند صلح در افغانستان برجسته مي شود و اين روند بيش از پيش براي آينده اين کشور اهميت مي يابد. ولي مشکل اين است که پروسه صلح سال هاست که در افغانستان شروع شده و ميليون ها دالر بودجه مصرف کرده است، اما کمترين مؤفقيتي به همراه نداشته است. شوراي عالي صلح در واقع يکي از بيکاره ترين و پر مصرف ترين نهادهايي است که از آغاز تشکيل تاکنون دستاورد ملموس و مشخصي نداشته است.
پس اين سؤال مطرح مي شود که آينده افغانستان به کجا ختم خواهد شد؟ وقتي جنگ در اين کشور راه حل نظامي نداشته باشد و زماني که شوراي عالي صلح کاربردش را از دست داده باشد، پس چه بايد کرد؟ چه راه حلي را مي توان براي بحران امنيتي افغانستان پيشنهاد نمود؟
توجه به واقعيت هاي جنگ افغانستان بدون شک ما را به سوي راه حل معقول و منطقي هدايت خواهد کرد. واقعيت اين است که جنگ افغانستان زمينه هاي داخلي دارد؛ اما ريشه هاي اين جنگ از خارج آب مي خورد. رهبران طالبان در کشورهاي خارجي به سر مي برند و از آنجا جنگ در افغانستان را سازماندهي مي کنند. نيروهاي طالبان پس از انجام عمليات به کشورهاي همسايه پناه مي گيرند. افراد گروه هاي شورشي توسط جنرالان کشورهاي خارجي آموزش داده مي شود و از سوي کشورهاي خارجي تجهيز مي شوند و از طرف آنها کمک هاي هنگفت دريافت مي کنند. پس تا زماني که منابع خارجي کمک هاي طالبان مسدود نشود و تا هنگامي که جغرافياي کشورهاي ديگر به عنوان يک عقبه امن از اختيار طالبان بيرون نگردد، پاياني براي اين جنگ متصور نخواهد بود.
اگر جامعه جهاني مي خواهد در افغانستان صلح و آرامش حکم فرما شود، بايد به اين نکته توجه داشته باشد که مداخلات کشورهاي همسايه و منطقه در امور امنيتي افغانستان مي تواند ميزان حساسيت ها و بدبيني هاي منطقوي را بيشتر سازد. سازمان ملل با توجه به مسؤليت هايش در حفاظت از امنيت بين المللي، بايد توجه اعضاي اين سازمان را به آوردن فشارهاي بيشتر بر کشورهايي که به گونه مستقيم و غير مستقيم از تروريسم و حاميان آنها حمايت مي کنند، جلب کند. اگر جامعه جهاني راهکارهايي را جهت قطع منابع مالي و تسليحاتي طالبان و ساير هراس افگنان جستجو کند و پناهگاه هاي اين گروه را در خارج افغانستان نابود سازد، آنگاه اين گروه ممکن است گفتگوهاي صلح با حکومت افغانستان را بپذيرد.

دیدگاه شما