صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۴ قوس ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

يازدهم سپتامبر و تعريف جديد از تروريسم

-

يازدهم سپتامبر يادآور يکي از تلخ ترين حادثه تروريستي در جهان است. اين حادثه هم از منظر تلفات و خساراتي که به بار آورد و هم به لحاظ موقعيت و جغرافياي حادثه، شگفت آور و حيرت انگيز بود و طبيعتا پرسش هاي زيادي را در ذهن مردم جهان خلق کرد که بسياري از آن پرسش ها تاهنوز بدون جواب مانده است.
حادثه تروريستي يازدهم سپتامبر نشان داد که گاهي قويترين سازمان هاي استخباراتي و مدرنترين تکنولوژي هاي امنيتي در برابر اقدامات تروريستي کم مي آورند و نمي توانند به موقع جلوي حملات تروريستي را بگيرند.
تروريسم در قامت شبکه القاعده پيش از يازدهم سپتامبر آشکارا فعاليت داشت و چندين بار سفارت ها و مراکز ديپلماتيک آمريکا را در کشورهاي مختلف هدف قرار داد. گروه طالبان اين گروه را در افغانستان جاي داد و افغانستان به پايگاه امن گروه القاعده و ساير دهشت افگنان تبديل شد و بن لادن رهبر گروه القاعده در مکان امن و در کنار ملاعمر رهبر طالبان در قندهار زندگي مي کرد و از همان جا شبکه هاي تروريستي شان را در سراسر جهان رهبري و سازماندهي مي کرد.
اما اين گروه تا آن زمان زياد جدي گرفته نشد و گروه طالبان نيز به دليل حمايت و پناه دادن به گروه هاي تروريستي تحت فشار قرار نگرفت. حادثه تروريستي يازدهم سپتامبر در يک چنين فضايي به وقوع پيوست و تمام جهان را در نگراني و حيرت فرو برد. 
به هر حال اين حادثه سبب شد که جهان فعاليت هاي تروريستي را جدي بگيرد و براي نابودي هراس افگنان مشترکا تلاش کنند. رهبر و مرکز القاعده در افغانستان بود و به اين دليل افغانستان در محور توجه و تمرکز جامعه جهاني قرار گرفت. با آن که آمريکا از طالبان خواست که دست از حمايت گروه القاعده بردارند و بن لادن را به آمريکا تحويل دهند؛ اما اين گروه تا آخر از شبکه القاعده حمايت کرد و عليرغم همه تهديدها و فشارها، يک ذره از موضع خود عقب نشيني نکرد.
مبارزه با هراس افگني در آن زمان، چون يک اراده قوي پشت سر آن وجود داشت و با اجماع بين المللي حمايت مي شد، بسيار زود نتيجه داد، نظام طالباني به عنوان حامي تروريسم سقوط کرد و مراکز آموزش گروه هاي تروريستي در افغانستان برچيده شد و رهبران القاعده به کشورهاي همسايه فراري شدند.
روند اين مبارزه، اما در سال هاي بعد به قوت و قدرت اوليه باقي نماند، سياست بازي ها، منفعت طلبي ها و ناهماهنگي ها سبب رکود و خمودگي مبارزه با تروريسم در افغانستان شد. اين غفلت و ناهماهنگي زمينه هاي ورود و فعاليت هاي دوباره طالبان و سپس گروه هاي هراس افگن را در سايه حمايت طالبان، فراهم کرد و به رشد اين گروه ها و گسترش ساحه نفوذ شان در افغانستان انجاميد.
واضح است که روند ورود مجدد طالبان در افغانستان با اغماض و سکوت آمريکا و به تبع اعضاي ناتو همراه بود. با آن که اين مطلب بارها از سوي رسانه هاي داخلي افغانستان بازتاب داده و نسبت به عواقب و پيامدهاي خطرناک اين سياست هشدار داده شد، اما متأسفانه برخي حلقات داخلي در موافقت برخي مقامات کشورهاي خارجي، نسبت به اين روند بي تفاوتي اختيار کردند.
درماندگي کشورهاي عضو ناتو و بخصوص آمريکا در مواجهه با شبکه هاي تروريستي در افغانستان نتيجه و برايند همان غفلت، سکوت و بي توجهي است که از سال هاي 2004 به بعد نسبت به فعاليت هاي گروه طالبان در روستاها و مناطق کوهستاني افغانستان صورت گرفت.
تفکيک کردن طالبان از تروريستان در آن زمان که با کوشش برخي حلقات داخلي و بعضي از کشورهاي خارجي و حتا حمايت هاي ضمني حکومت افغانستان صورت گرفت؛ بزرگترين خطاي استراتژيکي بود که جامعه جهاني و ناتو در افغانستان مرتکب آن شدند.
اگر طالبان همانطوري که از ابتداء گروه طالبان را حامي و پشتيبان گروه هاي تروريستي اعلام کرده بود و مبارزه با اين گروه را در اهداف خود گنجانيده بود، در سال هاي بعد نيز همان سياست را دنبال مي کرد، امروز ما شاهد اين همه ناامني و کشتار در خاک افغانستان نمي بوديم و اين همه سرمايه ها در راستاي مبارزه با هراس افگني به مصرف نمي رسيد.
گروه طالبان هيچگاه هويت مستقل نداشته و ندارد. اين گروه از اول همزاد و همراه با گروه هاي تروريستي به فعاليت شان شروع کرده و تا حال در همين راستا جنگيده است. طالبان زمينه هاي حضور گروه هاي تروريستي را در افغانستان فراهم مي آورد. اين گروه در واقع جاده صاف کن شبکه هاي تروريستي به حساب مي آيد و بايد به همين عنوان هدف مبارزه ايتلاف مبارزه با تروريسم قرار گيرد. مبارزه با تروريسم در افغانستان بدون مبارزه با طالبان هرگز با مؤفقيت نخواهد انجاميد.

دیدگاه شما