صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲ قوس ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ناتو و فاز دوم مبارزه با تروریسم

-

در اجلاس وزرای دفاع ناتو در بروکسل روی مبارزه با تروریسم تأکید صورت گرفت و فیصله شد که این سازمان سه هزار سرباز دیگر را به افغانستان اعزام کند. اکنون سیزده هزار سرباز ناتو در افغانستان حضور دارند.
در این اجلاس علاوه بر افزایش نیرو، موضوع منبع تمویل و تجهیز تروریستان نیز مورد بحث قرار گرفت و از وجود پناهگاه های امن تروریستان در خاک پاکستان انتقاد شد و دبیرکل ناتو به صورت واضح و صریح اعلام کرد که هنوز جنگجویان و شورشیان طالب و سایر گروه های هراس افگن در خاک پاکستان از پناهگاه های امن برخوردارند و از همان جا حملات شان را در خاک افغانستان سازماندهی می کنند.
تصمیم ناتو در مورد افغانستان، پس از اعلام استراتژی ایالات متحده آمریکا در باره افغانستان، گام دیگر در راستای مبارزه جدی با تروریسم به شمار می آید. اعلام همکاری کشورهای امارات و قطر از ناتو می تواند این پروسه را تقویت کند.
مبارزه با تروریسم از سال 2001 باهمکاری جامعه جهانی در قالب ائتلاف بین المللی مبارزه با تروریسم، در افغانستان شروع شد. این مبارزه تا هنوز با فراز و نشیب ها و دستاوردها و ناکامی هایی همراه بوده است.
مبارزه با تروریسم از آغاز با قاطعیت و جدیت دنبال شد و این قاطعیت به سرنگونی رژیم طالبان و شکست کامل گروه القاعده در افغانستان انجامید؛ ولی در سال های بعد این مبارزه تحت تأثیر روابط سیاسی میان کشورها قرار گرفت و ناهماهنگی ها و ناسازگاری هایی را در سیاست های ضد تروریستی برخی کشورها در افغانستان به وجود آورد.
رویکرد برخی کشورها در برابر طالبان از عمده ترین اشتباهاتی بود که رخنه هایی را در جبهه ضد تروریسم به وجود آورد. این اشتباهات از یک طرف دستاورد سال های گذشته را تحت الشعاع قرار داد و از سوی دیگر روند مبارزه با تروریسم را به انحراف کشاند و مؤثریت آن را برای امنیت افغانستان کاهش داد.
در آغاز مبارزه با تروریسم، گروه طالبان به عنوان حامی تروریسم مورد حملات مستقیم نیروهای ائتلاف قرار می گرفت؛ اما در سال های بعد نوع برخورد برخی کشورها با طالبان و القاعده تغییر کرد و حملات نیروهای ناتو در برابر طالبان از حملات تهاجمی به دفاعی تنزل پیدا کرد.
ناکامی ناتو در افغانستان به صورت عمده به سه مسأله عمده مربوط می شود:
1- تعریف نامشخص و گنگ از تروریسم که نمی توانست نوع سیاست ناتو در قبال گروه های تروریستی را تعیین کند. جدا کردن طالبان از گروه های تروریستی و برخورد مداراگرایانه با طالبان، سبب تقویت، جرأت و جسارت بیشتر این گروه در افغانستان گردید.
2- غفلت سازمان ناتو از منبع، منشأ و پناهگاه های گروه های تروریستی که متأسفانه جدی گرفته نشد و این غفلت سبب شد که برخی کشورهای همسایه با در پیش گرفتن سیاست های دوگانه، نسبت به گروه های تروریستی گزینشی برخورد کنند.
3- عدم توجه به آموزش، تجهیز و تقویت نیروهای امنیتی افغانستان. نیروهای ائتلاف تا سال 2010 نسبت به آموزش و تقویت نیروهای امنیتی بی تفاوتی اختیار کرده بودند؛ بنابراین نیروهای امنیتی از ظرفیت لازم برای مقابله با هراس افگنی برخوردار نشده بودند.
تقویت نیروهای امنیتی زمانی جدی گرفته شد که تصمیم خروج نیروهای خارجی از افغانستان گرفته شد. بنابراین شدت ناامنی ها در افغانستان تا حد زیادی به سیاست های امنیتی ناتو طی سال های 2005 تا 2014 ارتباط می گیرد.
از زاویه دیگر می توان استراتژی جدید آمریکا و سیاست های ناتو در قبال افغانستان را می توان فاز جدیدی از مبارزه با تروریسم در افغانستان دانست.
در این فاز روی سه محور فوق تأکید بیشتر صورت گرفته است و موضع گیری ها نسبت به هر کدام واضح تر و شفاف تر شده است.
آمریکا و درکل سازمان ناتو، این بار پیام مشخص برای گروه طالبان دارد و آن این که جامعه جهانی تا زمانی که امنیت و ثبات در افغانستان تأمین نشود، در این کشور باقی خواهد ماند. در رویکرد جدید سازمان ناتو، افزایش فشار نظامی و سیاسی بر طالبان پیش بینی شده و مراکز آموزش و تجهیز گروه های تروریستی در خارج از مرزهای افغانستان مورد توجه قرار گرفته و تقویت نیروهای امنیتی داخلی در اولویت قرار گرفته است.
پس از تعیین استراتژی آنچه اهمیت پیدا می کند، تطبیق استراتژی است. چگونگی تطبیق و اجرایی کردن سیاست های ناتو در افغانستان از اهمیت اساسی در میزان مؤفقیت ناتو در این کشور به شمار می آید.
همگامی و همکاری حکومت افغانستان با جامعه جهانی و فراهم سازی بستر تطبیق استراتژی امنیتی ناتو در کشور نیز از اهمیت ویژه برخوردار می باشد.

دیدگاه شما