صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۶ جدی ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

باید به منافع ملی اولویت داده شود

-

با وجودی که ادعا می شود افغانستان از سابقه پنجهزار ساله حکومتداری برخوردار است؛ اما هنوز مسأله حکومتداری در این کشور به عنوان یک معضل لاینحل باقی مانده است. مشکل اصلی اینجا بوده که طی چند قرن اخیر نه نظام، ملی و مردمی بوده است و نه سیاست بر مبنای منافع مردم استوار بوده است. حکومتداری در افغانستان همواره با خون، شمشیر، تبعیض، ستم و دسیسه همراه بوده و ارابه سیاست همیشه بر محور منافع شخصی و خانوادگی چرخیده است.
حکومت ها اغلب تصور هم نکرده اند که بایستی برای ملت سازی و تقویت روحیه وحدت ملی در این کشور تلاش کنند و اگر در برخی مواقع آنهم به صورت محدود تلاش هایی صورت گرفته، در اثر عوامل تشتت زا و تفرقه گرا ناکام مانده است. از اینرو افغانستان تا هنوز از مرحله حاکمیت فرهنگ فئودالی و قبیله¬ای عبور نکرده است.
بیش از یک و نیم دهه است که ما برابری را شعار می دهیم و از قانونمداری دفاع می کنیم و آزادی را در زندگی بشر یک اصل می دانیم؛ اما در عمل نخستین کسی که با این شعارها مخالفت می کنند، خود ما هستیم. ما از این مفاهیم به نفع شخصی خود استفاده می کنیم و از آنها تا زمانی دفاع می کنیم که با منافع سیاسی و اقتصادی ما در تعارض نباشند؛ اما وقتی که مفاهیم ملی با منافع شخصی ما در تضاد قرار بگیرد، آنچه اولویت پیدا می کند منفعت های شخصی و خانوادگی است.
در قانون اساسی اصل آزادی، عدالت، تکثرگرایی و حقوق بشر به عنوان مبنای تمام رویکردهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی در نظر گرفته شده و حقوق شهروندی به عنوان بستر و زمینه¬ای فراهم کننده، به رسمیت شناخته شده است؛ اما این مفاهیم در عرصه عمل و رفتار فردی و اجتماعی هنوز واژه های غریب و بیگانه تلقی می شود.
ناکامی ما در مسأله ملت سازی به سه عامل بر می گردد:
1- نبود اراده از سوی مسؤلان حکومتی: حکومت ها بجای این که کوشش کند تا پایه های قدرت خود را بر اراده و خواست مردم استوار سازند و از نیروی مردم به عنوان یک پشتوانه قوی سیاسی بهره ببرند، اغلب در پی تخریش وحدت ملی برآمده و روند ملت سازی را با سیاست های تبعیض آمیز و ستم آلود خود به بن بست کشانده است. 
2- عقب ماندگی فرهنگی: جامعه¬ای بی سواد و به لحاظ فرهنگی عقب افتاده، بیشتر تحت تأثیر احساسات و شعارهای تند و دروغینی سیاستمدارانی قرار می گیرند که میدان سیاست را به عنوان بازار سیاه تجارتی انتخاب کرده و از هر ترفندی برای نفوذ در دستگاه حکومتی استفاده می کنند تا امتیازات بیشتری را نصیب شوند.
مردم افغانستان از آگاهی سیاسی چندانی برخوردار نیستند. بنابراین قادر نیستند آنچنان که باید در مورد سرنوشت شان تصمیم بگیرند و در بسا موارد فریب شعارها، ادعاها و دروغ هایی را می خورند که از سوی برخی شارلاتان های سیاسی در جامعه مطرح می شوند.
پایه گذاری ساختار ملی قبل از هر چیز نیاز به فرهنگ سازی دارد. یعنی باید ذهنیت عمومی و باورهای اجتماعی در مورد حکومت، سیاست و مناسبات اجتماعی تغییر کند و همه به حقوق سیاسی و اجتماعی همدیگر احترام بگذارند.
در افغانستان نه حکومت در این مورد کار کرده است و نه احزاب، رسانه ها و جامعه مدنی فعالیت های نظام مندی را در این راستا انجام داده است.
در افغانستان بدون این که زمینه اجتماعی و فرهنگی حاکمیت قانون و ارزش های دموکراسی فراهم گردد، به صورت اضطراری و ناگهانی و با فشار بیرونی، ارزش های جدید وارد فرهنگ، زندگی و باورهای مردم گردید، به این خاطر مردم میان انتخاب باورهای سنتی و مدرن تا هنوز هم مردد و سرگردان مانده اند.
3- ستم و تبعیض: ظلم و تبعیض سیستماتیک بر برخی اقوام و گروه های اجتماعی بن مایه سیاست حکومت های گذشته را تشکیل می داد. حکومت ها بر مبنای ظلم و ستم و کاربرد زور بنا شده بود و حکمروایان هم ناچار بودند که برای دوام قدرت شان از سیاست های ظالمانه و تبعیض آمیز استفاده کنند.
اگرچه در حال حاضر این رویه منتفی شده و حقوق سیاسی همه اقوام و گروه های اجتماعی در نظر گرفته می شود؛ اما با آنهم تفاله های ضخیم بجا مانده از فرهنگ سیاسی گذشته هنوز بر بسیاری از کارکردها و رویکردهای سیاسی حاکمیت دارد، این مسأله مناسبات اجتماعی را دچار اخلال کرده و آن را با بی اعتمادی و خصم پنداری همراه کرده است.
معضلات فوق راه رسیدن به توافق ملی را دشوار کرده و زمینه امتیازگیری های غیر قانونی را در جامعه هموار کرده است. لذا تا زمانی که ما در دام عنکبوتی افکار قبیله¬ای گرفتار باشیم، رهایی از فساد و امتیازخواهی های شخصی خواب و خیالی بیش نخواهد بود. از اینرو عبور مدبرانه از این مرحله، یک ضرورت اجتماعی و ملی به حساب می آید؛ هرچند که تاوان و خسارت هایی را نیز به همراه داشته باشد.

دیدگاه شما