صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۸ قوس ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

در گفتگوهای صلح باید تجدید نظر صـورت بگیرد

-

  حکومت افغانستان و ایالات متحده آمریکا بعنوان همکار استراتژیک افغانستان، تاکنون تمام شیوههای سیاسی را برای حل منازعۀ افغانستان تجربه کرده اند. اما تاکنون هیچ کدام تأثیر قابل توجه برای تأمین صلح ماندگار در افغانستان نداشته است. همین امر باعث شده است که افکار عمومی، نسبت به برخورد حکومت و همکاران بین المللی افغانستان برعلیه گروه طالبان ابراز رضایت نداشته باشد. افکار عمومی بیشتر تأکید دارد که اگر گروه طالبان در جبهه های جنگ ضعیف نشوند هیچگاه مسیر مذاکره و گفتگو را در پیش نخواهند گرفت. آنچه که این ایده را تقویت می کند، ماهیت و طرز دید بنیادگرایان دینی است. بنیادگرایان دینی هیچگاه نمی توانند طبق برداشت های افراطی شان، با حکومت های مخالف خود وارد تعامل و هم پذیری شوند. در حقیقت مطلق گرایی عنصر اصلی گروه های افراطی می باشد.
این شیوۀ رفتاری گروه طالبان هم باعث تقویت انگیزۀ هواداران طالبان و هم هواداران خارجی آنان شده است. بدین سبب است که برخی از موفقیت های گروه طالبان در سالیان اخیر را می توان به همین شیوه رفتاری آنان نسبت داد.
با این هم، حکومت افغانستان و ایالات متحده آمریکا پس از سال 2004 در کنار برخورد نظامی با گروه طالبان بیشتر به شیوه سیاسی و گفتگو با گروه طالبان رو آوردند و نسبت به آن اصرار ورزیدند. اشتباه کار در واقع همین تأکید بیشتر بر گفتگوهای صلح بود. حال آن که در کنار تأکید برصلح باید بر ناکامی طالبان در جبهه های جنگ بیشتر تلاش می شد.
حکومت افغانستان هرچند که در طول این سال ها با گروه طالبان از برخورد نظامی نیز استفاده کرد ولی بازهم سرانجام طالبان از مسئله گفتگوهای صلح بیشتر بهره بردند. حتی در افکار عمومی حکومت افغانستان متهم به مماشات و سهل انگاری در برابر طالبان گردید.
ازاین رو، پروسه صلح در برابر هزینه های گزافی که به مصرف رسانید، تاکنون چندان دست آورد قابل ملاحظه ی برای مردم افغانستان ندارد. پروسه صلح در مدت شکل گیری اش پس از 2004 نتوانسته است که پایان خط جنگ را برای افغانستان ممکن و قابل رؤیت بسازد. حال آن که فلسفه شکل گیری گفتگوهای صلح به هدف تسریع پایان جنگ در افغانستان بود. دوام جنگ در افغانستان اکنون همان اندازه که برای مردم افغانستان غیرقابل تحمل شده است برای همکاران بین المللی افغانستان نیز غیر قابل تحمل می باشد. برای گروه طالبان و حمایت گران خارجی آنان نیز همین مسئله نهایت دارای اهمیت است. حال آن که برعکس باید پیش از همه، طالبان و حامیان خارجی آنان از دوام جنگ در افغانستان خسته و ناامید می شد.
لذا این امر می طلبد که دولت افغانستان و همکاران بین المللی آن در شیوه جنگ و از سرگیری گفتگوهای صلح تجدید نظر کنند. به نظر می رسد که ایالات متحده آمریکا در همین راستا گام برداشته است. انتخاب و تعیین زلمی خلیل زاد بعنوان  نماینده ویژه آمریکا در باره صلح افغانستان، همین ایده را تقویت می کند.
زلمی خلیل زاد از دو روز پیش سفر خودش را به پاکستان، امارات متحده عربی، قطر و عربستان سعودی آغاز کرده است. کشورهای یادشده بعنوان بازیگران اصلی و مؤثر در پروسه صلح افغانستان مطرح اند. خلیل زاد این موضوع را به نیکی دریافته است. ولی درک این موضوع کار تازه نیست. همه می دانند که کشور های یاد شده به شمول برخی کشور های همسایه، تاکنون مایۀ دلگرمی برای طالبان بوده اند. خلیلزاد و دولت ترامپ باید این بار دربارۀ مسئله صلح افغانستان با این کشور ها به صورت جدی برخورد کنند.
البته وظیفه و مسئولیت دولت افغانستان است که استراتژی جنگ وصلح  افغانستان را تنظیم کند و آن را با حمایت مردم افغانستان به پیش ببرد. ولی متأسفانه هم اکنون مردم افغانستان دقیقا نمی دانند که استراتژی دولت افغانستان در مواجه با گروه طالبان چیست؟ این امر می رساند که حکومت افغانستان در مسئله جنگ و صلح تاهنوز نتوانسته است انسجام ملی را  فراهم سازد. حتی در این موضوع تاکنون ادبیات واحد شکل نگرفته است. مردم نمی دانند که منظور حکومت از تعبیر" دشمنان مردم افغانستان" دقیقا کدام مصداق را می تواند در بر بگیرد.
حقیقت اینست که اگر پروسه صلح افغانستان با همان روش گذشته ادامه پیداکند احتمال دارد افغانستان هر روز به گذشته برگردد. حکومت افغانستان و ایالات متحده آمریکا باید در گفتگوهای صلح تجدید نظر کنند.

دیدگاه شما