صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۲۶ عقرب ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ادبیات نفرت و میل به ویــرانگری

-

در سال های اخیر با گسترش شبکه های اجتماعی و آزادی های بی قاعده ای که در این فضا وجود دارد، نوعی سادومازوخیسم مجازی به وجود آمده است که برای زیربناهای حیات جمعی ما سخت مضر و ویرانگر بوده است. از آن جا که شبکه های اجتماعی زمینه حضور هر نوع کاربر و با هر میزان سواد و کیش شخصیتی را در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی به وجود آورده است، امید به رعایت هرگونه قاعده اخلاقی و قانونی و فرهنگی را به کلی نابود کرده است. کسانی که عادت کرده اند با زبان نفرت سخن بگویند، دچار نوعی بیماری روانی هستند که آن را سادومازوخیسم فرهنگی نیز یاد کرده اند.
امروزه بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعی با تکیه بر داده های دروغین و توهم آمیز سعی می کنند دیگران را از رهگذر نوشته های توهین آمیز و تحقیر کننده بیازارند و خود را با این آزارها و دشنام ها ارضا کنند. حس ارضا کننده گی دشنام و توهین در شبکه های اجتماعی نشانه بیماری روانی است. در سال های اخیر این نوع ادبیات و گفتار بخصوص در شبکه های اجتماعی گسترش بی سابقه یافته است. در این روزها که کم کم زمینه انتخابات ریاست جمهوری فراهم می شود دامن زدن به نفرت بیشتر شده است و افراد زیادی آگاهانه و یا ناآگانه به این گونه گفتار روی آورده اند.
کسانی که به ادبیات نفرت دامن می زنند و سعی می کنند در بدترین جملات ممکن دیگران تحقیر و توهین کنند، فکر میکنند که تنها مثلا مسولان حکومتی و یا رهبران سیاسی را هدف قرار می دهند. در حالی که نفرت مثل شعله آتش است و هنگامی که زبانه می کشد، همه چیز را در کام خود فرو می برد. شاید دشنام دهنده سرخوش از این که توانسته است خاطر کسی را آزرده است، احساس رضایت کند. اما واقعیت این است که نفرت پراکنی و نفرت افکنی میل به خشم و خشونت و کینه ورزی و تخریب را افزایش می دهد و همگانی می سازد.
دلایل اصلی نفرت افکنی و نفرت پراکنی و گسترش دشنام در فضای عمومی می تواند مسایل مختلفی باشد. اما در جامعه بیماری مثل جامعه افغانی، حس حقارت، بیکاری، احساس تنهایی و عقده های تاریخی از مهم ترین عوامل نفرت افکنی می توانند قملداد شوند. وقتی عمر یک انسان در دنیایی از محرومیت و سرخوردگی می گذرد و شخص هیچگاه نمی تواند حتی یک بار به نیازها و تمایلات خود پاسخ مثبت دهد و همواره در ناکامی به سر می برد، این ناکامی ها و حرمان ها بسان نفرت و دشنام از محاق وجود آن شخص سر بر می آورد. در واقع محرومیت و حس حقارت به مرور زمان در احساس و باور یک انسان محروم تبدیل به دمل چرکین نفرت و دشنام می گردد. این دمل چرکین در روزهای سخت و دشوار و حوادث تلخ روزگار سر باز می کند و از زبان یک شخص تحقیر شده بیرون می زند.
از این منظر در دنیای پر از کین و نفرت این گونه افراد، انسان به مثابه «حیوان دشنام دهنده» تلقی و تعریف می  شود. به همین خاطر است که از نگاه چنین فردی همه انسان ها به نحوی موجودات کینه جو و نفرت افکن هستند. بخصوص کسانی که به نحوی دست در قدرت دارند و یا همکار با دستگاه های قدرت هستند، مستحق دشنام و نفرت هستند. چون از نگاه او چنین افرادی فقط به خاطر یک لقمه نان شریک قدرت شده است و دیگر کاری نمی کند. تقلیل دادن قدرت و مشارکت در سیاست و همگان با روندهای عمومی کشور، به یک لقمه نان و معاش دولتی مهم ترین نشانه حقارت درونی یک شخص دشنام دهنده و اهانت کننده است.
البته غیر از عقده های تاریخی و احساس حقارت درونی، عوامل دیگری نیز در کار است که تا حدودی سازماندهی شده تر و آگاهانه تر عمل می کنند. به طور نمونه ما در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار داریم. کسان بسیاری تلاش می کنند که بار دیگر فضای عمومی را ملتهب و نفرت آلود ساخته و از این آلودگی رقبای خویش را بکوبند. اما آن چه مهم است، برآیند نفرت افکنی است.
برآیند نفرت و دشنام وقتی از میان دو شخص تجاوز می کند و در فضای عمومی پراکنده می شود، همگانی سازی شر و تکثیر میل به ویرانگری است. کسی که همه چیز را سیاه می بیبند و همگان را در معرض اتهام بردگی شکم و یک لقمه نان می پندارد، به راستی که دچار بیماری روانی و دارای عقده های تاریخی است.
طبیعی است که در کشوری مثل افغانستان هزاران کژی و کژتابی از درونی ترین لایه های زندگی شخصی این مردمان گرفته تا عرصه حکومتداری و عرصه های عمومی وجود دارد. این کجی ها و نارسایی ها همواره قابل نقد هستند و باید از سوی شهروندان هم مورد نقد قرار گیرند و هم بدان ها اعتراض باید شود؛ اما بروز عقده های درونی در قالب دشنام به افراد و اشخاص و اقوام و مذاهب، از زشت ترین رفتارهای اجتماعی است که آنی ترین تاثیر مثبت آن احساس رضایت درونی شخص دشنام دهنده است؛ اما تاثیرات منفی آن بسیار است که تداوم میل به ویرانگری و تکثیر بذر نفاق اجتماعی از مهم ترین آن ها است.

دیدگاه شما