صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

افغانستان در مسـیر دفاع خودی

-

در شرایط اکنون، امنیت کشورها باهم رابطه بهم پیوسته دارد. تروریزم تبدیل به یک شبکه فرامنطقه‌ای شده است. در یک چنین وضعیتی هیچ کشوری نمی‌تواند استراتژی بی‌طرفی و یا انزوا اختیار کند. مقامات ارشد ناتو و استراتژیست‌های نظامی ‌‌امریکا نیز بارها به این سخن اذعان کرده‌اند. به باور آنان اگر تروریست‌های طالبان و داعش در منطقه مهار نشوند، فاجعۀ یازده سپتامبر احتمال تکرار دارد. در عصر جهانی شده، احتمال هر فاجعۀ تروریستی دور از واقعیت نیست. برای شبکه‌های تروریستی، مهم خلق فاجعه است. این فاجعه هرچند که به صورت غیر محتمل اتفاق بیفتد برای شبکه‌های تروریستی تبدیل به یک سیگنال تبلیغاتی قدرتمند خواهد شد. شبکه‌های تروریستی به این جهت در جاهای مختلف و کشورهای مختلف حملات تروریستی انجام می‌دهند تا قدرت حضورش را به اثبات برسانند. آنان می‌خواهند نشان بدهند که هیچ جایی امن وجود ندارد. این پیام از لحاظ جنگ روانی ویران کننده‌ترین پیام برای مخاطب تلقی می‌شود. این وضعیت، کشورها را ناگزیر می‌سازد تا در برابر شبکه تروریستان یک شبکه امنیتی فرامنطقه‌ای بسازند تا بتوانند تروریستان را در لانه امن شان مهار نمایند. در سال‌های اخیر تفاهم‌نامه‌های امنیتی  میان کشورها بیشتر با همین رویکرد منعقد می‌شود. واقعیت هم این است که دولت‌ها برای مبارزه مؤثر با گروه‌های تروریستی به کمک و همیاری همدیگر نیازمند اند. در مؤثریت  همیاری امنیتی مشترک هیچ تردیدی وجود ندارد.
اما مساله‌ی دیگر که در آن نیز هیچ تردیدی وجود ندارد، اصل دفاع خودی است. کشورها بیشتر به منافع ملی خود می‌اندیشند و همه چیز را با معیار نفع خودی اولویت‌بندی می‌کنند. با این رویکرد هیچ ضمانتی وجود ندارد که یک کشور برای تأمین امنیت یک کشور دیگر وارد تعاملات بلند مدت شود و هزینه‌های طولانی‌مدت را متقبل شود. به همین رهیافت، به هیچ‌ وجه درست نیست که یک کشور برای همیشه در قبال تأمین امنیت خود به یک کشور دیگر امید تام و تمام ببندد. دلیلش هم اینست‌ که کشورها در سیاست خارجی خود تابع منافع ملی شان می‌باشند و منافع ملی معیاری نیست که همیشه ثابت و غیر قابل تغییر باقی بماند. ‌امریکا به همین سبب، سرانجام ویتنام را رها کرد و به راحتی سربازانش را به سرزمین‌اش فراخواند. افغانستان طولانی‌ترین جنگ ‌امریکا محسوب می‌شود. دیر یا زود ‌امریکا نیز براساس منافع ملی و محاسبۀ هزینه‌های نظامی‌اش تصمیم خواهد گرفت. نمی‌توانیم ‌امریکا را برای اتخاذ این تصمیم ملامت کنیم. سیاست و مسایل نظامی ‌یک امر واقعی است. آنچه که این امر واقعی و رئال را تأثیرپذیر می‌سازد واقعیت‌های عینی دیگر می‌باشد نه ارزش‌های معین شده‌ای که کشور‌ها بایستی به آن پایبند باقی بماند. درست است که ارزش‌های مشترک بشری نهایت مهم و دارای اعتبار و ارزش است؛ اما حتا کشورهای ارزش‌گرا نیز در سیاست خارجی‌شان تابع واقعیت و شرایط عینی است. جدا از هرنوع قرائت منفی، صحنه روابط بین‌الملل تا هم‌اکنون همین‌گونه بوده است. دولت و نخبگان سیاسی افغانستان  نیز این واقعیت را  باید بپذیرند و برای مسایل افغانستان عمیق‌تر فکر کنند و وارد برنامه‌ریزی‌های استراتژیک شوند. قرار نیست که دنیا مسئولیت‌های اساسی ما را برای همیشه بردوش بکشد. برای همین است که مردم و دولت افغانستان  می بایست از همکاری‌های جامعه جهانی و ‌امریکا تا هم‌اکنون ابراز قدردانی کنند و بار مسئولیت را متقبل شوند.
تصمیم ‌امریکا مبنی برخروج بخش زیادی از نیروهای نظامی‌اش از افغانستان درست است یک خبر جدید است ولی یک واقعیت جدید نیست. تصمیم ترامپ در شرایط کنونی از لحاظ سیاسی و جنگ روانی به نفع دشمنان افغانستان و حامیان آنان تمام می‌شود ولی از لحاظ واقعی یک کار جدید و خارق‌العاده نیست. این تصمیم یک بخش کوچک از برنامه‌ای است که در سال 2014 میلادی آغاز شد. خبر خروج نیروهای نظامی ‌خارجی از افغانستان در سال 2014 به مراتب نگران کننده‌تر از زمان اکنون بود. اما حالا چندین سال است که نیروهای دفاعی افغانستان مسئولیت امنیتی افغانستان را بر عهده دارد و علی‌رغم ایثار و قربانی‌هایی که صورت گرفت، اعتماد به نفس شان نسبت به سال 2014 خیلی افزایش یافته است و علاوه برآن مردم و دولت افغانستان اکنون به این حقیقت پی برده اند که باید خودشان مسئولیت امنیتی خود را به عهده بگیرند؛ جز این دیگر چاره‌ای نیست. جامعه‌جهانی اگر به جای این همه هزینه اقتصادی حضور سربازانش در افغانستان، به تجهیز نیروهای داخلی افغانستان متمرکز می‌شدند برای ما به مراتب مؤثر و ماندگار بود.

دیدگاه شما