صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳۰ حمل ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

یک صدا و همسو در برابر گروه های افراطی

-

آغاز فصل بهار نوید خوشی، شادابی، پویایی و طراوت است. طبیعت در فصل بهار زنده می شود و موجودات زنده به تحرک و جنب و جوش در می آیند. بهار آغاز تحول و پایان دوره خمودگی و استراحت است. بهار زمان کار، تلاش، برنامه ریزی و سیاست گذاری برای آینده است. بهار نشانه نظم، تنوع، تکثر وعدالت و فصل تساهل و مدارا و فصل همزیستی و تکثرگرایی است. بهار جلوه زیبایی و عظمت خداوندی و نشانه قدرت بیکران الهی است که انسان ها بر اساس فهم، شعور، عقل و منطقی که خداوند به آنها عنایت کرده، از لحظه لحظهای بهار می توانند درس بگیرند و از تحولات مثبت آن در زندگی شان بهره ببرند.
بهار فصل شکوفایی و نشاط است. ویژگی های طبیعی این فصل خواسته و ناخواسته بر روحیه، احساس و عواطف انسان ها تأثیر می گذارد و موجب تحول شگرف درونی انسان می گردد و تغییرات عمیق و اساسی را در حیات جمعی آنان پدید می آورد.
بنابراین استقبال از نوروز، استقبال از زندگی، بالندگی، شور و نشاط همگانی و استقبال از کار و تلاش جمعی است. هیچ دین و آیینی آن را نفی نکرده و نمی تواند نفی کند؛ چون دین برای زندگی است و هر چیزی که به زندگی زیبایی و معنا ببخشد با آموزه های دینی سازگاری دارد.
متأسفانه جریان های سیاسی وابسته به استخبارات بیگانه، برای ترویج افکار و اندیشه های خرافی، به دین متوصل می شوند و با استفاده از گزاره های دینی به حلال و حرام یک چیز فتوا می دهند. جشن نوروز بر مبنای همین فتواها از سوی برخی واپس گراها تحریم می شود و این تحریم ها بهانه خوبی به دست گروه های تروریستی و افراطی می دهد تا در آغاز جشن طبیعت و شروع سال نو، با انتحار، انفجار و فیرهای هاوان و راکت، مردم مسلمان و بیگناه را هدف قرار داده و ده ها خانواده را داغدار و مصیبت دار بسازند.
در دو سال گذشته حملات پیچیده و سازماندهی شده در مراسم جشن نوروزی در کابل و ولایت هلمند صورت گرفته است. این حملات نشان می دهد که گروه های تروریستی عامدانه جشن نوروز را هدف قرار می دهند تا خودشان را مجریان دستورات دینی معرفی کنند و زمینه فریب تعدادی از جوانان ناآگاه، احساساتی و بی خبر از دین را فراهم کرده و آنها را به پیوستن به گروه های افراطی تشویق کنند.
این گونه حملات به طور دقیق وحدت، همدلی، انسجام و همزیستی مسالمت آمیز مردم افغانستان را هدف قرار می دهند. دراین حملات گروه های تروریستی تلاش می کنند تا همسویی و هم اندیشی برخی از جریان های مذهبی و سیاسی را باخود داشته باشند. سکوت و بی تفاوتی علماء، نهادهای مذهبی، روشنفکران، جامعه مدنی، رسانه ها و در کل مردم افغانستان در قبال این گونه حملات، حمل بر تأیید حملات از سوی برخی طیف های اجتماعی گردیده و گروه های افراطی را بر تداوم حملات تفرقه افگنانه شان ترغیب می کند.
اگر کشور ما بتواند از تجربه حکومت و شهروندان نیوزیلند در مقابله با حملات وحشیانه و تروریستی، درس بگیرند و دربرابر گروه های افراطی، یک صدا ایستادگی کنند و جنایت های فجیع و ضد انسانی آنها را محکوم کنند و با قربانیان حملات هدفمند و تروریستی اظهار همدردی، همنوایی و غمشریکی کنند، بدون شک از شدت این گونه حملات کاسته خواهد شد. چرا که گروه های افراطی پیامد این گونه حملات را به نفع وحدت ملی و به ضرر و زیان خود تلقی کرده و از تکرار آنها اجتناب می ورزند.
سؤالی که متوجه دولت و مردم افغانستان می شود این است که چرا کشتار شهروندان و بی خانمانی خانواده ها امروز به یک امر عادی تبدیل شده و هیچ احساس جمعی را بر نمی انگیزانند؟ چرا نسبت به حملات کور دشمنان در میان انبوهی از شهروندان تا این حد بی تفاوت شده ایم؟ چرا همه یک صدا و با فریاد بلند و با شدید ترین الفاظ ، حملات دشمنان را بر تجمعات مردمی محکوم نمی کنیم؟ چرا همه مردم به شمول مقامات بلند رتبه دولتی با حضور در جمع خانواده های قربانیان با آنها اظهار همدردی وغمشریکی نمی کنیم؟ چرا متوجه پیامدهای زیانبار سکوت و بی تفاوتی خود بر سرنوشت جمعی نیستیم؟ وحدت ملی و همزیستی جمعی چگونه شکل بگیرد و به استحکام و دوام برسد، در صورتی که ما سرنوشت خود را باهم گره نزنیم و درغمها و شادیهای خود شریک نباشیم؟

دیدگاه شما